کد مطلب : 823
جمعه ۵ سرطان ۱۳۹۴ - ۱۸:۳۸
5944
یک دیدگاه
قدرت‌الله اسیر

هزاره‌ها در وضعیت اضطراری!!

حکومت ظالمان ۲
«یکی از عوامل بسیار تاثیرگذار و سرنوشت‌سازی که دلالت بر وضعیت اضطراری سرنوشت اجتماعی این قوم دارد این است که این مردم از انسجام درونی برخوردار نبوده و دچار پراکندگی و نفاق و شقاق درونی است به‌طوری‌که این قوم در طول تاریخ حیات اجتماعی خود هرگز وحدت و انسجام لازم برای حیات سیاسی را نداشته و دایما از این درد بی‌درمان خویش رنج‌ها و خسارت‌های بی‌شماری را متحمل کشته است. این مردم دارای یک هویت اجتماعی هستند و دشمن مشترک دارند و با همان هویت به مسلخ برده می‌شوند ولی هرگز روح جمعی و کنش همگانی در قبال سرنوشت اجتماعی خویش نداشته و ندارند.»

اوضاع کشور در وضعیت اضطراری قرارگرفته و جنگ از جنوب کشور به شمال کشانیده شده و ناامنی، خشونت‌های داعشی گروگان‌گیری آن‌هم از یک قوم و هویت خاص شدت گرفته و افغانستان را در وضعیت اضطرار و آینده آن را تاریک و در هاله‌ی از ابهام قرار داده که پیش‌بینی آن را دشوار نموده است. امروزه از هر چشم‌اندازی که به وضعیت اسف‌بار کشور نظر می‌اندازیم روزنه امید و افق روشنی برای آن نمی‌نگریم و افغانستان را فرورفته در باتلاقی از تاریکی، جنگ، خشونت، فساد، خیانت، و…. می‌بینیم و امیدهای که در طول این سیزده سال و تاکنون جوانه‌زده و نخشکیده بود را پژمرده و بربادرفته مشاهده می‌کنیم.

در شرایط کنونی و اوضاع‌واحوال امروزی افغانستان در کل، و هزاره‌ها بالخصوص با وضعیت اضطراری مواجه بوده و شرایط‌ مناسب و چشم‌انداز خوب و امیدوارکننده‌ی ندارند. حال عوامل به وجود آورنده این وضعیت چی ‌کسانی هستند؟ آیا عوامل خارجی هستند و یا داخلی و یا هردو؟ و اگر هم هردو هستند کدام‌یک بیشتر نقش داشته و سبب پیدایش و ظهور چنین وضعیتی در کشور بوده است؟ این قلم درصدد بیان و واکاوی آن نیست اما آنچه این قلم را ناگزیر نموده که سکوت را بشکند و سخن سر دهد وضعیت اضطراری و هشداردهنده مردم هزاره است که در این شرایط به نظر می‌رسد در اضطراری‌ترین وضعیت اجتماعی و در بحرانی‌ترین شرایط تاریخی خویش به سر برده و احساس می‌شود که آینده ناگوار و سرنوشت سوگواری را در پیشرو داشته باشند.

آنچه مردم هزاره را در این وضعیت استثنایی و خطرناک اضطراری نسبت به سایر مردم افغانستان در معرض تهدیدها قرار داده و آسیب‌پذیرتر ساخته است عوامل چندی است که به شکل گذرا و اشاره‌وار به آن اشاره گشته و به معرض دید و انظار افکار عمومی جامعه قرار داده می‌شود.

۱-‌ عدم انسجام و نبود روح جمعی

یکی از عوامل بسیار تاثیرگذار و سرنوشت‌سازی که دلالت بر وضعیت اضطراری سرنوشت اجتماعی این قوم دارد این است که این مردم از انسجام درونی برخوردار نبوده و دچار پراکندگی و نفاق و شقاق درونی است به‌طوری‌که این قوم در طول تاریخ حیات اجتماعی خود هرگز وحدت و انسجام لازم برای حیات سیاسی را نداشته و دایما از این درد بی‌درمان خویش رنج‌ها و خسارت‌های بی‌شماری را متحمل کشته است. این مردم دارای یک هویت اجتماعی هستند و دشمن مشترک دارند و با همان هویت به مسلخ برده می‌شوند ولی هرگز روح جمعی و کنش همگانی در قبال سرنوشت اجتماعی خویش نداشته و ندارند. این است که در شرایطی که زمزمه ظهور و بروز داعش به گوش می‌رسد و شواهد و قراین حوادث و رخدادهای کشور گواهی به ظهور و حضور داعش دارند این قوم به خاطر همین عدم انسجام و همبستگی اجتماعی و کنش جمعی اولین و راحت‌ترین قربانیان وضعیت این بحران خواهد بود. این وضعیت و این روحیه جمعی از این مردم قربانیانی بی‌دردسری ساخته که بسیار به‌راحتی و سادگی اسیر دام بلا گشته و نابود می‌شوند.

۲-‌ مسلح نبودن

عامل دیگری که مردم هزاره را در شرایط اضطراری آسیب‌پذیر ساخته نداشتن سلاح و امکانات محاربه‌ی است. این مردم به خاطر نداشتن رهبران دوراندیش و فهیم که بتوانند شرایط آن روز و آینده کشور را درست بشناسند و ارزیابی نمایند شتاب‌زده به پروسه‌ی دی دی آر پیوسته و مردم را کاملا خلع سلاح نموده و شعار سر دادند که اکنون دوران سلاح و اسلحه گذشته و دوران قلم فرارسیدهاست. اینان فکر می‌کردند که هر که بیشتر طبق مذاق غربی‌ها شعار بدهند برنده‌تر و در نزد آنان محبوب‌ترند غافل از آنکه این پندار خوش‌خیالی بیش نبوده و غربی‌ها برای آوردن امنیت و ساختن افغانستان آباد و آزاد و مرفه در کشور نیامده بلکه آنان طرح‌ها و برنامه‌ها درازمدت و کوتاه‌مدت خویش را پیگیری می‌نمایند. عدم درک درست و فهم مسایل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی کشور این مردم را امروزه مطلقا بی‌دفاع کرده و عجیب اینجاست که تا هنوز هم هیچ پروایی و هیچ تدبیری برای پیش‌گیری از وضعیت و بروز فاجعه را در دست نداشته و احساس نمی‌کنند که زنگ خطر به صدا درآمده و صدای پای حادثه از نزدیک شنیده می‌شود و خطر در بیخ گوش آن‌ها قرار دارد.

۳-‌ عدم روحیه جنگی

زمانی اسد بودا نوشت که محمد کریم خلیلی مردم هزاره را اخته سیاسی کرده و به اخته‌گری خویش همچنان ادامه می‌دهد. اسد بودا آن زمان درد را درست و دقیق تشخیص داده بود و شاید این روزها را می‌دید و پیش‌بینی می‌کرد که چنین هشدار داد و نوشت که خلیلی به اخته‌گری مردم مشغول است. البته سایر رهبران سیاسی هزاره نیز این مردم را اخته کرده و روحیه مردانگی و سلحشوری و حماسی و دفاع را از این مردم گرفته و در عوض روحیه بی‌تفاوتی، سرگرم شدن به زندگی خصوصی و عافیت‌طلبی را به آن القا نموده و روحیه دفاع و اندیشیدن به سرنوشت جمعی را کلا محو و نابود ساخته و خود کریم خلیلی تمام خردمندی و نبوغ خود را به خرج داده و خوب چاکری نموده تا موقعیت و جایگاه تشریفاتی و سمبلیک خود را به‌عنوان معاون دوم ریاست جمهوری حفظ نماید.

امروز یکی از عوامل نگرانی برای مردم هزاره این است که این مردم دیگر روحیه دفاع و همت رویارو شدن با نیروهای دشمن را ندارند. همت و غیرت امروز این مردم این است که یا فرار کرده و به کشورهای غربی پناه ببرند و اگر این امکان برایش میسور نگردد به هر ذلت و پستی و مرگ تدریجی تن داده و آهسته و پیوسته، ذلیلانه و حقیرانه می‌میرند و از عزت و ناموس خود دفاع کرده نمی‌توانند.

۴- اولین سپر بلا بودن

از همه مهم‌تر اینکه وقتی طالب و یا داعش بر اوضاع مسلط گردد این مردم اولین کسانی هستند که مورد انتقام و خشم و تعرض آنان قرارگرفته و آسیب خواهد دید زیرا هم ازنظر اعتقادی و هم ازنظر قومی و هم ازنظر سیاسی طالب و داعش با این مردم مشکل داشته و می‌تواند اولین مقصد و هدف برای آنان باشند. ازنظر اعتقادی چون هزاره‌ها عمدتا شیعه هستند و شیعیان هم ازنظر داعشیان مشرک و کافر هستند قتل و کشتار آنان را نه‌تنها جایز که موجب ثواب و پاداش اخروی نیز می‌دانند از همین‌رو جنایات غیرانسانی خویش را در حق این مردم فروگذار نخواهند کرد. ازنظر قومی نیز چون داعش و طالب خاستگاهش عمدتا قوم پشتون (افغان)‌اند و پشتون‌ها دشمنی تاریخی با این مردم داشته و دارند و اگر بر اوضاع مسلط گردد کینه دیرینه قومی خود را بروز داده و موجب رفتار خشونت‌بار و جنایت‌کارانه‌ی سختی علیه این قوم خواهد شد. ازنظر سیاسی هم چون این مردم در طول چهارده سال از دموکراسی و نظام سیاسی حمایت کرده و در پروسه‌های انتخابات شرکت داشته و بیشترین همکاری و همیاری را با دولت داشته‌اند (هرچند دولت هیچ‌گاه در قبال این مردم برخورد شهروندی نداشته است) اما این همسوی و همدلی این مردم تاوانی خواهد شد که در صورت پیروزی گرو‌ه‌های تندرو مذهبی اعم از داعش و طالبان، که باید این مردم بدهند چنانچه تاکنون تاوان این مساله را داده و می‌دهند. دولتی که در قبال این مردم هیچ‌گونه تعهد و مسوولیتی را احساس نمی‌کند و خود را ملزم به پاسخ‌گوی به مطالبات این مردم نمی‌بیند اما گروگان از این مردم گرفته می‌شود و در مسیر راه‌ها رهزنی و اختطاف به جرم هزاره بودن و اطاعت از دولت، از این مردم ضایعات جانی، مالی و …. می‌گیرد!!!

در پایان لازم می‌دانم که این نکته را متذکر شوم که هزاره‌ها علاوه بر آنچه ذکرش رفت متاسفانه دچار ضعف بینش سیاسی و کمبود شعور اجتماعی نیز می‌باشند. شم این را ندارند که درک کنند در چی شرایطی قرار دارند؟ و فعلا چه نوع کنش و یا واکنشی از خود بروز بدهند!!؟ مثلا هزاره‌های بامیان و دایکندی در شرایطی که دشمنان قسم‌خورده‌شان در نزدیکی‌هایشان مانور داده و عربده می‌کشند و دولت اشرف کوچی هم برنامه‌ حذف و طرد این مردم را دنبال می‌کند. در بهسود کوچی‌ها بر مردم حمله برده و جنگ به‌شدت ادامه دارد و در غزنی اوضاع هزاره‌‌ها وخیم است. گروگان‌گیری جاغوری‌ها را مجبور کرده که سنگر بگیرند و احتمال جنگ بسیار بالاست؛ این‌ها روی لحاف ملانصرالدین درگیری دارند و توان و زور خود را به رخ خواهر خود (خانم مرادی) و برادر خود (طاهر زهیر) می‌کشند!!!؟

نتیجه کشمکش و منازعه از پیش پیداست که بهانه‌ی خوبی به دولت اشرف غنی می‌دهد که یک کوچی را بر بامیان و دایکندی مسلط نماید که نه‌تنها برای مردم خدمت نمی‌کند که دیگر مردم جرات هم نداشته باشند که دلیرانه به اداره والی مراجعه نمایند. هرچند ترتیب‌دهندگان این مخالفت‌ها کسانی هستند که با این مردم احساس علقه نداشته و درد و رنج این مردم را خیلی پروایش ندارند. در بامیان شیخ اکبری و بچه سید بهشتی سردمدار این مخالفت‌ها هستند که یکی بیات و دیگری سید هستند!!؟ و در دایکندی آقای صادقی نیلی است که خود را از قوم تاجیک می‌داند و بیشتر همدلی را با تاجیکان دارند تا مردم هزاره.!!؟ این مردم بیچاره هزاره است که فریب هزاران فریبکار حرفه‌یی را خورده و شرایط تاریخی و موقعیت اجتماعی و کنش جمعی و …. خود را درک نمی‌توانند و غافل از غوغاها و رخدادهای پیرامون خود به کارها و رفتارهای ابلهانه‌ی دست می‌زنند که دشمنان پیدا و پنهانش برایشان تدارک دیده‌اند!!!؟؟؟

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
نظرات بازدید کنندگان
  1. سلام بر قدرت الله اسیر!
    بسیار خرسندم که دوستان قلم بدست و فهمیده ی مثل شما و اقای شاری و دوستان طرح نو در صدد تشویق و دعوت به درد و درک مشترک هزاره هستید. ” انسجام درونی” مهمترین,ضروری ترین و راه گشا ترین نیاز امروز هزاره است که به ان بدرستی پرداخته اید که با وجود آن روحیه جنگی, تهیه امکانات جنگی و ضعف های دیگر جبران خواهد شد.

دیدگاه شما