کد مطلب : 679
جمعه ۱۱ ثور ۱۳۹۴ - ۱۷:۰۸
5944
یک دیدگاه
دکتر لطیف پدرام

فرصت هایی که ازدست می‌روند

Latif_pedram_1
«"سون اوزی"، استراتیژیست چین کهن گفته بود: اگر دشمن و خودت را بشناسی صدبار می‌جنگی و به خطر نمی‌افتی. اشرف غنی، در مفهومی که آن دانای چینی مراد کرده است خطر نیست او را می‌شناسیم. خطر اصلی صورتک‌های از جنس خود"ما"‌اند که بر کمین‌گاه نشسته‌اند تا جوانان ما و مردم ما را در مسیر منافع شوونیست‌ها سمت‌وسو بدهند.از قدیم گفته‌اند قلعه‌های بزرگ و محکم از درون فتح می‌شوند یعنی از طریق ستون پنجم و خود فروخته‌گان داخلی.»

آقای غنی،در نشت خبری در هند امر کرد: به زبان پشتو سوال کنید تا تعادل رعایت شود. زبان‌های فارسی و پشتو زبان‌های رسمی دولت‌اند.(قانون اساسی،فصل اول، ماده‌ی شانزدهم).آقای غنی حق ندارد چنین دستور و امری صادر کند چراکه هم برخلاف قانون است و هم برخلاف حقوق شهروندی و ارزش‌های اخلاقی. آنچه غنی در دیدار با خبرنگاران بروز داد، بیانگر روح علیل و بیمار آدم شوونیستی است که نمی‌تواند کینه و نفرت قومی خود را در هیچ حالی مهار کند. من در برابر رفتارهای شوونیستی، فاشیستی غنی و آجودان‌هایش و اندیشه‌هایی از آن سلسله سال‌ها است که درنبرد می‌باشم. بنابراین گله نمی‌کنم آن‌قدر غبی و بی‌اطلاع نبودم که او را و اندیشه‌هایش را نشناخته باشم و حالا و امروز او را بشناسم، تعجب کنم و واحسرتا! سر بدهم. همه می‌دانند در انتخابات برای هیچ‌یک از دو تیم رای ندادم چراکه هردو مدعی از یک تبار را به‌درستی می‌شناختم و آگاهانه از آن‌ها تبرا و بیزاری جستم، و گفتم و نوشتم و کنفرانس دادم و هنوز که هنوز است بر سر آن عقیده استوار هستم.

“سون اوزی”، استراتیژیست چین کهن گفته بود: اگر دشمن و خودت را بشناسی صدبار می‌جنگی و به خطر نمی‌افتی. اشرف غنی، در مفهومی که آن دانای چینی مراد کرده است خطر نیست او را می‌شناسیم. خطر اصلی صورتک‌های از جنس خود”ما”‌اند که بر کمین‌گاه نشسته‌اند تا جوانان ما و مردم ما را در مسیر منافع شوونیست‌ها سمت‌وسو بدهند.از قدیم گفته‌اند قلعه‌های بزرگ و محکم از درون فتح می‌شوند یعنی از طریق ستون پنجم و خود فروخته‌گان داخلی. می‌خواهم این سخن را ساده‌تر بیان کنم. اگر در موسم بهار از سالنگ‌ها عبور کنید شکلک‌هایی به‌صورت اردک (مرغابی) بر تالاب‌ها می‌بینید.

مردم محل آن را “مله” می‌گویند. مرغابی‌ها هنگام عبور، با دیدن آن‌ها احساس خودی و ایمنی می‌کنند و بر تالاب فرود می‌آیند به این خیال که به‌راستی هم‌قطارانشان بر تالاب نشسته‌اند… از آن شکلک‌ها و مله‌ها تنی چند بر کرسی‌های سمبولیک و غیرقانونی برنشانده شده‌اند تا مردم ما به‌ویژه تاجیک‌ها و فارسی‌زبانان احساس ایمنی کنند. حقیقت این است که این شکلک‌ها توانسته‌اند عده‌ای را فریب بدهند. مگر همین مله‌ها و تندیسک‌ها نبودند که اشرف غنی را گاندی افغانستان گفتند، مگر همان‌ها نبودند که جار می‌زدند متفکر بزرگ جهان است، مگر همان‌ها نبودند که او را بنیادگذار ادبیات نوین سیاسی افغانستان خواندند، مگر همان‌ها نبودند که در خیمه لویه جرگه به شورای تاجیکان حمله کردند؟ و ده‌ها سوال دیگر.

دوستان عزیز، برادران، جوانان، مادران، خواهران من،! اگر مصمم به مبارزه هستید و نگران سرنوشت سیاسی و فرهنگی خویش، نقد را از خودی‌ها شروع کنید. مارهای درون آستین را افشا کنید. آن‌هایی را نقد کنید و افشا کنید که یا نادان، بزدل و ابله‌اند یا خاین، پول‌پرست و قدرت‌طلب آن‌هم در حد دوم و سوم بودن. کسانی که در قدرت‌طلبی هم زبون‌اند و بی‌همت، و متاسفانه سد راه و موانع. اگر غیرازاین بود هر آدمی نسبتا کتاب‌خوانده و صدالبته صادق به مردم و کشورش، می‌دانست که تنها راه شکست شوونیزم و فاشیزم در این مرحله “نه گفتن” به‌کل انتخابات همچون پروسه‌ی پر تقلب و باطل بود، نه به رسمیت شناختن آن و سر فرود آوردن در آستان آقای غنی و در برابر ایشان سوگند وفاداری و خدمت‌گزاری ادا کردن. شما می‌دانید که من آدم رک و راست هستم و چیزی را که بدانم با شما در میان می‌گذارم، پروای هیچ قدرت و قدرتمندی را هم ندارم و پشیزی هم نمی‌خرم.

بیایید صمیمانه گپ بزنیم. مگر نمی‌دانید همه‌ی آن مدعیان(البته چند تنی هم بیش نیستند) مخفیانه به اشرف غنی بیعت کرده‌اند و تعهد سپرده‌اند یار و یاور و فرمان‌بردارش باشند؟ اگر قبول ندارید بازهم صبر کنید و ببینید حرف‌های من درست‌اند یا نه؟ من نگران و دلواپس خودم نیستم. سرنوشت و زندگی شخصی‌ام برایم اهمیتی ندارد، البته در مقایسه با سربلندی و عزت مردمم. تنها چیزی که من را رنج می‌دهد فرصت‌هایی‌اند که به‌سادگی از دست می‌دهیم. و فریب‌های فریبکاران‌اند که ما را به لب پرتگاه کشانده. باید بپذیریم که به دلیل بی‌لیاقتی و معامله‌گری معامله‌گران و البته و مهم‌تر از همه‌چیز غیاب مسعود بزرگ، بازی زا به قول مولوی باخته‌ایم.

چیزی که می‌خواهم بگویم این است: شکست و باخت را نخواهیم پذیرفت و نخواهم پذیرفت باید برای پیروز شدن در بازی جدید و تخته‌ی که از نو چیده می‌شود آماده شویم.خصم را مجبور می‌کنیم وارد میدان شود. رو‌به‌رو و چهره به چهره باهم سخن خواهیم گفت. ما می‌توانیم با مبارزات شجاعانه و منصفانه‌مان عدالت ملی و اجتماعی را بر کرسی بنشانیم. ما می‌توانیم و لیاقت آن راداریم که پیروز شویم. به سخن ماندیلای بزرگ: شکوه زندگی این است که بعد از هر شکست بتوانیم سرشار از امید برخیزیم و راهمان را ادامه دهیم.

سخن آخر: دولت مرکزی و عناصر مزدوری از اقوام دیگر دارند عملا در جهت ایجاد یک رژیم شوونیستی، تک قومی گام برمی‌دارند و دشمن را همراهی می‌کنند. دیگر به این باورم که حرف زدن به‌تنهایی کافی نیست به قول یکی از متفکران بزرگ اسلحه‌ی انتقاد نمی‌تواند جایگزین انتقاد به‌وسیله‌ی عمل شود. باید همه‌ی توانمان را، عملا، در جهت ایجاد تغییرات رادیکال در سازوکار رژیم فاسد کنونی، در تمام سطوح، بسیج نماییم، باید طرحی نو پی افگنیم. باید چهارچوب حقوقی و مدرنی را که ایالات را قادر بسازد مسایل و مشکلات خود را خود رهبری کنند، فراهم نماییم. فقط در آن صورت است که دست شوونیزم، فاشیزم، بی‌عدالتی ملی و اجتماعی از گریبان مردم افغانستان رها می‌شود.اگر مدعیان درست می‌گویند و از قدرت و ثروت‌های بادآورده‌شان نمی‌ترسند آشکارا از این حرکت و اندیشه حمایت کنند و قدرت و ثروتشان را در مسیر تغییرات رادیکال هزینه نمایند. بهترین ملاک عمل است.

منبع: فیسبوک

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
برچسب ها :
مطالب مرتبط
نظرات بازدید کنندگان
  1. نوشته بسیار دردمندانه را ارایه داده بود بیایید ما اقلیت ها بیدار شویم و دست در دست یکدیگر داده یک سونامی قدرت ایجاد کنیم و خارو خاشاک های بیماردلان تک قومی از راه برداریم

دیدگاه شما