کد مطلب : 674
چهارشنبه ۹ ثور ۱۳۹۴ - ۰:۵۱
7817
۳ دیدگاه
خاطره رنجیده

هفت یا هشت ثور؟

۵۲-dd1c7
«طرفداران هشت ثور علاوه بر اینکه خاطره خوش غارت جهاد و تاراج اموال زیاد را در حافظه‌دارند نوعی احساس هویت جهادی داشتن را نیز می‌کنند. اینان هویت اجتماعی‌شان با جهاد و مجاهدت گره‌خورده و جهاد و مجاهدت، تابلوی شناسایی و برگ کارکرد تاریخی‌شان به‌حساب می‌آید. به همین دلیل جهادی‌ها تجلیل از هشت ثور را تجلیل از جهاد و مقاومت علیه اشغالگری عنوان کرده و به آن فخر و مباهات کرده و خود را علم برداران جهاد بدانند که جنگ‌ها و مقاومت‌هایشان سبب گردید که برای اولین بار در تاریخ ارتش سرخ شوروی مجبور به خروج و عقب‌نشینی شوند.»

در مواجهه پیرامون دو رویداد مهم تاریخی هفت و هشت ثور اختلاف وجود دارد. برخی هفت ثور را روز سیاه و ننگین و هشت ثور را روز روشن و باافتخار در تاریخ افغانستان می‌پندارند اما برخی دیگر هردو روز را ننگین، تاریک، و منشای بدبختی، شقاوت، سبعیت و بربریت درروند تحولات تاریخ کشور می‌دانند. آنانی که هفت ثور مذمت و هشت ثور تجلیل می‌کنند کسانی هستند که خود را وارث جهاد افغانستان علیه اشغال افغانستان توسط روس‌ها، پنداشته و از طریق آن به نان و نوایی رسیده و تا هنوز احساس می‌کنند که مصلحتشان در این است که از سفره جهاد و مجاهدت روزی کمایی نمایند و تا هنوز این سفره آن‌قدر تهی و از رونق نیفتاده که عده‌ی را برگرد خویش کشانده نتواند. اینان تا هنوز خواب سفره پرزرق‌وبرق جهاد را که محصول دوران جنگ سرد بود، می‌بینند و هرگز خوش ندارند که قبول نمایند که دنیا عوض‌شده و شرایط جهانی و داخلی دیگر آن شرایط دوران جهاد نیست و سفره جهاد دارد برچیده و سفره‌ دموکراسی و حقوق بشر و …. پهن گشته و اکنون باید سر این سفره نشست و با این شرایط خود را دمساز نمود.

طرفداران هشت ثور علاوه بر اینکه خاطره خوش غارت جهاد و تاراج اموال زیاد را در حافظه‌دارند نوعی احساس هویت جهادی داشتن را نیز می‌کنند. اینان هویت اجتماعی‌شان با جهاد و مجاهدت گره‌خورده و جهاد و مجاهدت، تابلوی شناسایی و برگ کارکرد تاریخی‌شان به‌حساب می‌آید. به همین دلیل جهادی‌ها تجلیل از هشت ثور را تجلیل از جهاد و مقاومت علیه اشغالگری عنوان کرده و به آن فخر و مباهات کرده و خود را علم برداران جهاد بدانند که جنگ‌ها و مقاومت‌هایشان سبب گردید که برای اولین بار در تاریخ ارتش سرخ شوروی مجبور به خروج و عقب‌نشینی شوند.

اما مخالفان هشت ثور، همان‌گونه که مخالف هشت ثور هستند مخالف هفت ثور نیز می‌باشند و هفت و هشت ثور را از یک جنس و از قماش پنداشته و آن دو روز را روزهای سیاهی در تاریخ افغانستان که تمام بدبختی‌ها و تیره‌روزی‌های که هم‌اکنون مردم دست‌به‌گریبان آن‌اند معلول این دو روز نحس و منفور و اتفاق نامیمون در تاریخ سیاسی کشور می‌دانند. مخالفان هشت ثور ازجمله کسانی هستند که یا در جهاد سهمی نداشته و یا هم مخالفان اسلام بنیادگرا و یا جهادی‌های که از رفتار و کردار رهبران جهاد و ناهنجاری‌های مجاهدان ناراحت و پشیمان‌اند. اینان وقتی مخالفت کرده و مجاهدین را محکوم می‌کنند بیشتر توجه و تکیه‌شان بر آن قسمت و برشی از زمان است که مجاهدان پیروز گشته و حکومت را به دست گرفته است. این پیروزی سبب بروز جنگ‌های شدید داخلی و ویرانی شهر کابل و جنایات ضد بشری و دامن زدن به شکاف‌های قومی و رقابت‌های تنظیمی و بی‌خانمانی و ویرانی و … مردم گردیده است.

اما اگر از واقعیت نگذریم و به گذشته‌ها با بی‌طرفی نگاه کرده و به داوری بنشینیم، هفت و هشت ثور هردو باهم فرقی ندارند. چون هردو رخداد و هردو واقعه برخاسته از باورهای ایدیولوژیک بوده و هردو گروه و هردو نظام، تمثیل کننده باورهای بوده است که ظرفیت و استعداد پذیرش ایده و باور دیگران را نداشته و تحمل ‌کرده نمی‌توانست. گروه‌ها و نظام‌های ایدیولوژیک در ذات خود، خودکامه و مستبد و انحصارطلب هستند. تکثر را برنمی‌تابند و فهم و پنداشت خود را حق مطلق و صد درصد درست و عاری از خطا می‌پندارند و چنین پنداری مجالی برای بروز اندیشه خلاف اندیشه و باوری خلاف باور خودش را نمی‌دهد. کودتای هفت ثور بر محور یک باور ایدیولوژیک کمونیستی شکل‌گرفته و متولدشده و پیروزی هشت ثور نیز بر پایه باور ایدیولوژیک و جزم‌گرایانه مذهبی به پیروزی رسیده بود.

ولی اگر بریده از این خصوصیت مشترک، موضوع را ارزیابی و تحلیل نماییم، به این نتیجه خواهیم رسید که هفت ثور نسبت به هشت ثور کمتر آلوده است. هشت ثوری‌ها وقتی به پیروزی رسیدند کارهای از خود بروز دادند که آبروی هفت ثوری‌ها را خریدند و مردمی که پیش از هشت ثور از مجاهدین حمایت و آرزوی پیروزی و آمدنش را شب و روز می‌نمودند، آرزو می‌کردند که ای‌کاش هرگز هشت ثوری در تاریخ به وقوع نمی‌پیوست و آدم‌های به نام مجاهد هرگز بر سرنوشت و مقدرات سیاسی‌شان حاکم نمی‌گشت. همان حکومت کمونیستی هزاران بار خوب‌تر، انسانی‌تر و حتی اخلاقی‌تر از این مجاهدان بود.

مردم هرگز به یاد ندارند که خلقی‌ای به خون مردم بی‌گناه و عادی و ناموس مردم، اموال مردم، و …. تعرض کرده باشند اما مجاهدان، دراین‌باره نام‌ها و یادهای جاودانه‌ی از خود به یادگار گذاشته‌اند. رهبران هفت ثوری هرگز صاحب ثروت‌های میلیاردی و بلند منزل‌ها و صاحب شهرک‌های کذایی نشده‌اند درحالی‌که اندک قوماندانی جهادی امروز از مال و مکنتی برخوردار است که رییس‌جمهورهای کشورهای بزرگ دنیا از آن برخوردار نیستند. رهبران هفت ثوری هرگز گرفتار زن‌بارگی و عیش و نوش مجاهد گونه‌ی نشده‌اند. خلاصه اینکه هشت ثوری‌ها نماینده فروریزی، نظام اخلاقی یک جامعه و رشد بربریت و وضعیت بی‌هنجاری است که با تسلط آنان بر مقدرات و سرنوشت سیاسی جامعه، مرگ اخلاق، انسانیت، شرافت، و … به رسمیت شناخته‌شده و عمومی گردید. بدین‌سان هفت ثور مرحله ابتدایی و اولیه انحطاط و تباهی جامعه افغانی و هشت ثور نقطه اوج این انحطاط و پستی و پلشتی است که تاریخ افغانستان آن را در حافظه خود حفظ کرده و آن را با خود دارد.

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
برچسب ها :
مطالب مرتبط
نظرات بازدید کنندگان
  1. نوشته زیبا و بروز بود که بسیار استفاده کردم
    ممنون

  2. هفت و هشت ثور مثل عین و غین شده که کدام خوب و به نفع کشور است بنظر هردو رخداد و جریان سیاسی به ضرر کشور بودند که کشور را برای قرن ها از مسیر رشد و پیشرفت باز داشتند یکی به رهبری شوروی و دیگری به زعامت آمریکا عرض اندام کردند و در راستای منافع آنها وارد عمل شدند دین و مذهب و مکتب ابزار در اسارت قدرت قرار گرفتند.
    ممنون از سایت خوب «طرح نو» که مباحث مفیدی را مورد پردازش و تحلیل قرار می دهد.

  3. تحلیل بسار واقع بینانه از هفت و هشت بود.

دیدگاه شما