کد مطلب : 629
یکشنبه ۲۳ حمل ۱۳۹۴ - ۱۲:۵۸
2218
فاقددیدگاه
عبدالله نظری

اشرف غنی؛ با تمام قوا در خدمت عربستان سعودی!!!؟

اشرف غنی و پشتیبانی از...
«چنین به نظر می‌رسد که غنی با طالبان و جریان داعشی‌گری ازنظر تفکر و اندیشه سیاسی هیچ‌گونه تفاوت و تمایزی ندارد. غنی همان‌طور می‌اندیشد که طالبان می‌اندیشند، همسویی و تشابهات فکری و اندیشه‌ای در سطوح ملی و منطقه‌ای بین آن‌ها فراوان به چشم می‌خورد. غنی حامی منافع عربستان؛ عربستان نیز حامی طالبان و داعشیان است پس غنی دوست طالبان است چون‌که دوست دوست؛ دوست است. دوستی عربستان با طالبان درواقع دشمنی و خصومت با مردم افغانستان را تداعی می‌نماید چون‌که دوست دشمن؛ دشمن است.»

رهبران هوشمند سیاسی که در شرایط نابسامان سیاسی، بتوانند کشورشان را به‌سوی ساحل نجات و آرامش رهنمون گشته و تهدیدهای بالقوه و بالفعل سیاسی ـ اجتماعی را به فرصت‌ها مبدل سازند؛ به‌عنوان منبع قدرت و سرمایه‌های ارزشمند معنوی آن کشورها به شمار می‌آیند. عکس آن؛ رهبران سیاسی که فاقد درک و تحلیل درست و واقع‌گرایانه از اوضاع و شرایط ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی‌اند؛ به‌عنوان عاملان سقوط، انحطاط و ضعف سیاسی کشورشان در عالم سیاست شناخته‌شده و باعث سرافکندگی و سرشکستگی قلمداد می‌گردند.

اشرف غنی در راستای برافروخته شدن آتش جنگ و هجمه‌های فراگیر نظامی توسط ایتلاف دوازده‌گانه به رهبری عربستان در یمن، در یک اعلامیه رسمی حمایت خود را از تجاوز و کشتار مردم بی‌دفاع یمن توسط عربستان اعلام کرد که در صورت تهاجم اردوی ملی افغانستان را برای دفاع از نظام شاهی و سلطنتی عربستان اعزام خواهد کرد. این واکنش سیاسی پرده از روی تفکر قبیله‌ی، وابستگی سیاسی او به عربستان و حمایت از جریان‌های خشونت‌طلب و افراط‌گرایی در منطقه برداشت. چنین موضع‌گیری ناسنجیده و شتاب‌زده برخلاف مصالح و منافع ملی افغانستان است. این موضع رییس‌جمهور، از چند منظر قابل کنکاش و تامل است:

۱-‌ بعد سیاسی

غنی با این موضع‌گیری عجولانه و غیر متاملانه؛ هویت و ماهیت سیاسی خویش را آشکار و نمایان ساخت که در عرصه سیاست ملی و منطقه‌ای به نفع کدام بازیگران سیاسی منطقه عمل می‌نماید و با چراغ سبز چه کسانی قطار سیاست را در افغانستان حرکت می‌دهد.از جهت‌گیری سطحی و بی‌صبرانه سیاسی او چنین استنباط می‌گردد که عربستان در ایام انتخابات در اکمال و حمایت‌های مالی ـ اقتصادی و سیاسی او نقش عمده و برجسته‌ای ایفا نموده است. با سرازیر کردن دلارهای بادآورده نفتی خود سرنوشت انتخابات ریاست جمهوری را به نفع او رقم زد. ازاین‌رو غنی نیز وامدار سیاسی عربستان است این تعامل دوسویه در سطح کلان به نفع مردم افغانستان نیست. چون‌که موضع‌گیری در حمایت از عربستان؛ دشمنی رقیب منطقه‌ی‌شان چون ایران و حامیانش را به دنبال دارد که تهدیدی را متوجه مردم ما خواهد کرد. این نوع دشمن‌تراشی و دشمن‌سازی با منافع ملی کشور افغانستان ناسازگار است. بهتر بود در این معادله دو مجهولی سیاسی موضع بی‌طرفی و ژست صلح‌جویانه مانند پاکستان را اتخاذ می‌نمود. از طرفی هردو کشور بازیگر و کلان منطقه‌ی، در افغانستان حامیانی دارند و در دوران انقلاب اسلامی افغانستان هردو کشور حمایت‌های فراوانی به مردم ما کرده‌اند. لذا استراتژی بی‌طرفی بهترین گزینه و موضع سیاسی بود. این خطای بزرگ استراتژیک بود که جناب اشرف غنی مرتکب گردید.

۲- بعد فکری

اشرف غنی با جریان طالبانیسم تنها در پوشش ظاهری و داشتن ریش و بی‌ریشی تمایز دارد ولی به لحاظ تفکر، اندیشه، جهان‌بینی قبیله‌ی با آن‌ها تفاوت اساسی ندارد. جریان طالبانیسم، داعشیسم و القاعده که هرروز زندگی را به کام مردم زجردیده‌ی افغانستان تلخ و تلخ‌تر می‌سازند، به گسترش آشوب، بحران، ناامنی، جنگ، خونریزی، قتل، ترور فردی و گروهی شهروندان این کشور دامن می‌زنند. این‌ها دشمنان اصلی امنیت و ثبات سیاسی مردم ما هستند. از طرف عربستان موردحمایت و پشتیبانی فکری و مالی قرار می‌گیرند. درواقع عربستان به‌صورت غیرمستقیم دشمن اصلی و عامل برهم زننده صلح، امنیت و آسایش کشور به شمار می‌آید. پس چرا غنی با عربستان همدست شده و در حادثه یمن به حمایت از آن می‌پردازد. حمایت و جانب‌داری از عربستان درواقع جانب‌داری و حمایت از طالبان، داعش، القاعده و دشمنان کشور ما است. حمایت از آن جریان‌های تکفیری، انتحاری و انفجاری تقابل و دشمنی با مردم زجرکشیده افغانستان را می‌رساند پس این‌گونه موضع‌گیری برخلاف منافع ملی کشور است.

چنین به نظر می‌رسد که غنی با طالبان و جریان داعشی‌گری ازنظر تفکر و اندیشه سیاسی هیچ‌گونه تفاوت و تمایزی ندارد. غنی همان‌طور می‌اندیشد که طالبان می‌اندیشند، همسویی و تشابهات فکری و اندیشه‌ای در سطوح ملی و منطقه‌ای بین آن‌ها فراوان به چشم می‌خورد. غنی حامی منافع عربستان؛ عربستان نیز حامی طالبان و داعشیان است پس غنی دوست طالبان است چون‌که دوست دوست؛ دوست است. دوستی عربستان با طالبان درواقع دشمنی و خصومت با مردم افغانستان را تداعی می‌نماید چون‌که دوست دشمن؛ دشمن است. لذا دلسوزی و دل‌بستگی به مردم افغانستان از جانب غنی با این‌گونه موضع‌گیری یک انتظار نابجا خواهد بود.

۳-‌ بعد مدیریتی

از زمان تشکیل حکومت وحدت ملی به ریاست غنی مدت تقریبا هفت ماه سپری می‌شود. تا هنوز از ثبات، امنیت و تحقق وعده‌های انتخاباتی او خبری نیست، بلکه هرروز بر ناامنی‌ها و بی‌ثباتی‌های سیاسی افزوده می‌شود، هرروز از ترور و گروگان‌گیری شهروندان در گوشه و کنار کشور حکایت‌ها و قصه‌های غم‌انگیزی شنیده می‌شود. ازجمله در حدود یک ماه و نیم از حادثه المناک گروگان‌گیری ۳۱ مسافر مردم هزاره در شاهراه کابل ـ هرات سپری می‌شود، واکنش غنی در برابر این تراژدی اجتماعی سکوت استراتژیک بود کلامی که در قاموس و پازل سیاست جایگاهی ندارد این‌گونه واکنش و رفتار از ایشان جز مسوولیت گریزی و فرار از پاسخگویی در برابر مطالبات مشروع مردم و عجز از تامین صلح و ثبات سیاسی چیزی دیگری را نمی‌رساند.

لذا کشوری که قادر به تامین حقوق کارمندان دولتی، اردوی ملی و نان شب شهروندانش درمانده است، کشورش در میان توفان، بحران و بی‌ثباتی سیاسی به سر می‌برد، از برآوردن نیازمندی‌های بسیار ابتدایی شهروندانشان عاجز ‌باشد چنان موضع‌گیری تنش‌زای منطقه‌ای جز بلاهت و فرافکنی سیاسی ریاست یک حکومت را نمی‌رساند.

توکار زمین را نیکو ساختی ــ که در آسمان پنجه انداختی!؟.

جناب رییس‌جمهور غنی را با این اظهارات سیاسی‌شان بهتر می‌توان شناخت و علایق سیاسی، فکری و مدیریتی آن را خوب درک نمود؛ چون‌که به قول مولایی متقیان امام علی (ع): «المرء مخبوء تحت لسانه»: شخصیت هر فرد زیر زبانش است.

لذا فرضیه اساسی ما این است که نگرش‌ها و عقاید سیاسی رییس‌جمهور غنی از هرکجا ناشی باشد بر ساختار و نحوه اعمال قدرت سیاسی در محیط داخلی و منطقه‌ای و بین‌المللی نمایان می‌شود. فرهنگ سیاسی غنی فرهنگ قبیله‌ی و نژادی است که در موضع‌گیری‌های ملی و منطقه‌ای پدیدار می‌شود. با این اعلام موضع سیاسی ایشان در قالب بیانیه رسمی ارگ، تمامی جوهره فکری، فلسفی و سیاسی خود را آشکار و نمایان ساخت و بر صاحبان خرد، اندیشه و تحلیلگران سیاسی است که از آن اظهارنظر سیاسی هزاران نکته‌ای را کشف نموده و به تحلیل و ارزیابی بگیرند، دانشمند دوم جهان در اظهاریه خود ماهیت سیاسی، فکری و مدیریتی خود را به نمایش گذارد و درواقع از اندیشه او همان تراوید که در او بود!.

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
برچسب ها :
مطالب مرتبط
دیدگاه شما