کد مطلب : 597
یکشنبه ۹ حمل ۱۳۹۴ - ۲:۴۰
6924
یک دیدگاه
احمدی رشاد

رابطه افغانستان و آمریکا، از تنش تا نرمش و حضور داعش!

داعش
«اما با مسافرت غنی و عبدالله به آمریکا و همچنان استقبال مردم، کنگره و مقامات رهبری پنتاگون و دولت آمریکا از هیات افغانی، این حقیقت را برای ما برملا می‌سازد که «توپ اکنون در زمین آمریکاست» تا دیده شود که سرانجام شورشگری داعشی در افغانستان ماندگار می‌شود و یا مطابق توافقات اولیه از کشور عبور نموده و به مقصدهای دیگری در ورای مرزهای افغانستان، رحل اقامت می‌بندند. ازاین‌روی، به گمان من همه‌چیز به صداقت پاکستان در دیپلماسی‌اش، با افغانستان و نیز به روند تحولات صلح در اوکراین و مناقشات اتمی ایران و غرب بستگی دارد.»

اگر از رقابت‌های شوروی سابق و آمریکا در افغانستان در رویدادهای جنگ سرد در قرن ۲۰ و کمک‌های آمریکا به جهاد افغانستان علیه شوروی سابق بگذریم، حضور دوباره آمریکا در افغانستان پس از یازده سپتامبر ۲۰۰۱ و فروریختن برج‌های دوگانه‌ی تجارت جهانی در آمریکا توسط القاعده شروع گردید و در جنگ با تروریزم القاعده و طالبان، با تصویب سازمان ملل و معاهده بن آلمان، به شکل رسمی و به درخواست افغانستان، به وقوع پیوسته است.

۱- تنش

اما این ارتباط بین‌المللی و تشریک‌مساعی جمعی در افغانستان که هزینه‌های سنگینی نیز بر آمریکا و اروپا تحمیل نموده، در سال‌های ریاست آقای کرزی رییس جمهور پیشین با سرما و گرمای غیرقابل‌تحملی برای دو طرف همراه بوده است که اوج سرمای آن در عدم امضای پیمان امنیتی توسط کرزی، خودش را عیان ساخت و آمریکا بعدازآن رویداد، دیگر طالبان را دشمن خود نپنداشته و یک گروه شورشی علیه افغانستان قلمداد نمود که هیچ مسوولیتی را متوجه آمریکا نمی‌کرد. شاید در همان زمان، نطفه‌ی داعش در اثر نادانی سیاسی کرزی، توسط انگلیس، آمریکا، عربستان، قطر، ترکیه و مسوولیت اجرایی پاکستان در آن کشور طرح گردیده باشد.

شاید آمریکا با این طرح می‌خواسته به آقای کرزی بفهماند که «یک من ماس چه قدر مسکه دارد». از همین روی، آمریکا بعد از سردی روابط خود با افغانستان، به شکل قاطعی تصمیم گرفته بود که از افغانستان بدون دستاوردی مشخصی در قبال تروریزم، خارج شود و متحدان خود را نیز از این بحران بین‌المللی بیرون بکشد. اما وجود طالبان و القاعده به شکل قدرتمند و مخالف دولت در افغانستان، اهداف جنگ بین‌المللی آمریکا و اروپا علیه تروریزم را ناموفق و بدون دستاورد نشان می‌داد و در انتخابات آینده آمریکا نیز سنگ سنگینی برای اوباما در ترازوی قدرت نخواهد بود. ازاین‌روی، می‌باید طالبان و القاعده به یک‌شکلی در افغانستان رویش خط چلیپا کشیده می‌شد. راه‌حل آن بود که شورشگری در افغانستان با داعیه‌ی دیگری ادامه پیدا نماید ولی می‌باید مُهره‌های سوخته‌ی طالبان را در قدرت سیاسی شریک نمایند تا صورت دیپلماتیک جنگ در افغانستان، به نفع آمریکا و اروپا خاتمه پیدا نماید.

۲- نرمش

با آمدن غنی، اتخاذ سیاست نرمش در قبال آمریکا و امضای شتابان قرارداد امنیتی میان دو کشور، توسط مقامات حکومت وحدت ملی، شکل معادلات سیاسی در منطقه را پیچیده‌تر ساخت و اوباما در برابر فشار کنگره و تغییرات سریع تحولات منطقه‌ای، سیاست محتاطانه‌ی در قبال افغانستان در پیش‌گرفته و بحران انتخابات را به گونه‌ی مدیریت نمودند که به دولت وحدت ملی، انجامید. چنین دولتی، سرمای روابط دو کشور را در آینده کاهش داده و قابل مدیریت می‌ساخت و از همین روی، نرمش غنی، با استقبال بی‌سابقه‌ی در کنگره و سطوح رهبری پنتاگون همراه شده است. بی‌دلیل هم نیست آمریکا میلیاردها پول در افغانستان هزینه کرده است و نمی‌تواند به‌سادگی از افغانستان بیرون بکشد.

افغانستان هنوز برای آمریکا یک فرصت بین‌المللی برای دیپلماسی خارجی آن کشور محسوب می‌شود. لذا باید متحدان منطقه‌ای آن کشور مثل پاکستان و کشورهای عربی، نقش خود را به نیکی انجام بدهند تا این فرصت از دست آمریکا گرفته نشود. ازاین‌روی، سازش دولت وحدت ملی با طالبان، پرونده‌ی حضور جامعه‌ی جهانی، ناتو و آمریکا را موفق نشان می‌دهد و از آن‌سوی، شورشگری، انتحاری‌گری به‌عنوان نیروی که در منطقه موردنیاز قدرت‌های جهانی است و برای کنترل قدرت‌ها و غول‌های اقتصادی در آسیا به‌خصوص هند، چین، روسیه و ایران، کارگشا بوده و چرخش تحولات منطقه را به نفع دنیای غرب، جهت می‌بخشید. ازاین‌روی، پروژه‌ی داعش در افغانستان، از طریق پاکستان روی دست گرفته‌شده است. شکریه بارکزی، در یک مصاحبه با طلوع نیوز در مورد پروژه داعش، گفت: ابتدا بنا بود داعش، با توافق دو دولت پاکستان و افغانستان، از مرزهای ما عبور نمایند و به شمال کشور و ازآنجا به آسیای میانه نقل‌مکان نمایند. ولی با تاسف هم‌اکنون آن‌ها در افغانستان لانه گزیده و به گروگان‌گیری، قتل و کشتار شهروندان افغانستان، اقدام می‌کنند.

۳- داعش

گمانه‌های حضور داعش در این کشور را تکاپوی چین در قبال افغانستان، نیز تایید می‌کند که آن کشور نگران حضور داعش در مرزهای خود با افغانستان و پاکستان هست. ازاین‌روی، با اتخاذ دیپلماسی واسطی میان طالبان و افغانستان، در تلاش است تا خود را از نوک پیکان شورشگری داعش، در امان نگه دارد. هندوستان نیز از اقبال یک‌جانبه‌ی رییس جمهور غنی به پاکستان، به‌شدت نگران است و این امر می‌تواند آینده‌ی حضور هند و سرمایه‌گذاری‌های آن کشور در افغانستان را با خطرهای جدی همراه سازد. لذا دیده می‌شود که صورت نقاشی شده و کُرُکی شده‌ی شورشگری در افغانستان، بسیار پیچیده و درهم بافته نشان داده می‌شود.

اما با مسافرت غنی و عبدالله به آمریکا و همچنان استقبال مردم، کنگره و مقامات رهبری پنتاگون و دولت آمریکا از هیات افغانی، این حقیقت را برای ما برملا می‌سازد که «توپ اکنون در زمین آمریکاست» تا دیده شود که سرانجام شورشگری داعشی در افغانستان ماندگار می‌شود و یا مطابق توافقات اولیه از کشور عبور نموده و به مقصدهای دیگری در ورای مرزهای افغانستان، رحل اقامت می‌بندند. ازاین‌روی، به گمان من همه‌چیز به صداقت پاکستان در دیپلماسی‌اش، با افغانستان و نیز به روند تحولات صلح در اوکراین و مناقشات اتمی ایران و غرب بستگی دارد.

پاکستان، درگذشته در روابط خود با افغانستان صادق نبوده است و مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا نیز روند امیدبخشی را پشت سر نگذاشته است. بحران اوکراین نیز چشم‌انداز روشنی را به نمایش نمی‌گذارد. از همین روی، احتمال دارد که پاکستان، داعش را در افغانستان زمین‌گیر نماید و آمریکا نیز نسبت به حضور داعش در افغانستان و تحت‌فشار قرار دادن روس‌ها، چینی‌ها، هندوها و ایرانی‌ها چراغ سبز نشان دهد.

نتیجه

شرایط اسفبار کنونی در کشور حاکی از آن است که کشور به عرصه‌ی برای ترانزیت شورشگری از پاکستان به کشورهای آسیای میانه، هند و چین تبدیل خواهد شد. البته این گزینه‌ی مناسب است که اگر آمریکا و پاکستان همکاری نمایند و بخواهند شورشگران را از این کشور صرفاً عبور دهند. بازهم متذکر می‌شوم که کارکرد حکومت وحدت ملی در استفاده از مناسبات نیک و حسنه‌ی که میان جامعه‌ی جهانی، آمریکا و اروپا با دولت غنی پیش‌آمده، نقش حیاتی و ممتازی دارد و در حقیقت آینده‌ی کشور، امنیت و اقتصاد آن به همین تیزهوشی و زیرکی سیاست‌مداران ما بستگی دارد که همانند گذشته باد فنا نشود و در جیب مافیای فساد، شورشگری و مواد مخدر ریخته نشود.

پاکستان اگر تحت‌فشار آمریکا، انگلیس و چین باصداقت در مورد افغانستان برخورد نماید و از دخالت در امور کشور خودداری نموده و فقط دست از حمایت شورشگری و شورشگران در این کشور بردارد، عمده‌ی مشکلات حل خواهد شد. اما شرایط فعلی کشور، ناامیدکننده است؛ دولت وحدت ملی بعد از گذشت ماه‌ها هنوز کامل نشده و سراسر کشور را نیروهای موهوم و مرموزی به نام داعش فراگرفته است. ولی درمجموع توپ در زمین آمریکاست اگر افغانستان روبه امنیت برود و داعش را از افغانستان عبور داده و در کشور زمین‌گیر و تثبیت نکنند، مردم افغانستان از آمریکا و جامعه‌ی جهانی سپاس خواهد بود و اگر عکس قضیه رخ دهد، مردم افغانستان دیگر از آمریکا و متحدان آنان مایوس شده و عقده خواهد گرفت. پس فعلاً این آمریکاست که باید از دراز شدن دست دوستی افغانستان به نفع دو کشور استفاده کند.

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
برچسب ها :
مطالب مرتبط
نظرات بازدید کنندگان
  1. وای این داعش چه موجودی خطرناکی است!!؟

دیدگاه شما