کد مطلب : 552
چهارشنبه ۲۰ حوت ۱۳۹۳ - ۲۱:۰۸
38381
۲ دیدگاه
عبدالخالق فصیحی

مزاری؛ اسوه و الگوی آزادی‌خواهی

شهید مزاری ۱
«بلی، او یک‌چیز را از این سرزمین خون‌بار برداشت و از آن خود کرد که عبارت باشد از الگو بودن برای آزادی‌خواهی و نجات از بردگی و تبعیض. وجود او ویژه است همان‌گونه که زندگی‌اش ویژه بود. چراکه تنها او است که با قدم گذاشتن در دنیای سیاسی پر تهوع افغانستان رنج‌های تاریخی، تحقیر، محرومیت، نداشتن حق زندگی، حذف از امکانات مادی و معنوی کشور، دور از امتیازات تعلیم و تربیت، محرومیت از تحصیل در بخش­های کلیدی، مانند پزشکی و بورسیه‌های به تاراج رفته و ... یک قوم را درک نموده و صادقانه در کنار آن‌ها ایستاد و به دادخواهی حقوق ازدست‌رفته آن‌ها بر خواست.»

سیاست دنیای است که در ابتدا چهره‌های زیبا و فریبایی را از خود برای شیفتگانش به رخ می‌کشد. کسانی که تنها همین جلوه‌های فریبنده و دل‌انگیز ظاهری سیاست را مشاهده کرده‌اند، در دنیای پرغوغا و لرزان سیاست باقی‌مانده و تمام اهداف و آرمان انسانی را در همین زیست سیاسی جست­وجو می­کنند. اما برخی دیگر هستند که صرف زیستن در دنیای سیاسی خالی از برابری و برادری را دور از شان حیات انسانی دانسته و خود برای تحقق برابری به الگوی سیاسی تبدیل می­شوند.

اهل سیاست از نوع نخست، تمام تلاش­ها و جست‌وخیزهایش دست‌یابی به قدرت، (ولو منهای آرمان انسانی، فضیلت، شرافت و بنیان‌های اخلاقی) است. چنین نگاه پوچ به سیاست و قدرت، موجب پدیدار شدن پندار کاذب برای زیاده‌خواهی زیاده‌خواهان از سر فضیلت و برتری‌جویی دروغین، برای مالکیت قدرت است که به‌جای توجه به وضعیت مردم و احترام گذاشتن به حقوق دیگران به خود ژست مرد دانای سیاسی داده و در حقیقت تحت تاثیر هوس­های تملک قدرت، وجهه سیاست را به توحش و بداخلاقی بدنام می­کند.

انسان وامانده در این حیطه‌ی از حیات که زندگی و سیاست را یکجا مبتذل ساخته است چه فصل ممیزی از باقی خزندگان روی زمین می­تواند داشته باشد؟ حیات منهای اخلاق و منهای وجدان انسانی تفاوتی چندانی با سایر جانداران کره خاکی نداشته جز این‌که انسانی سیاسی­ای فرورفته در لجن‌زارهای دروغ، فریب و تبعیض، خود را اهل سیاست می­دانند. پس برآیند این‌گونه زیستن در محیط متعفن سیاسی جز حکومت استبدادی، انحصارطلبی، سرکوب‌گری، تبعیض و توحش چیزی دیگری نخواهد بود.

دقیقا در همین‌گونه زیست سیاسی است که خلق هرگونه هولوکاست‌های از نوع کله‌منارها، فجایع دردناک انسانی مانند افشار و حذف مردان آزادی‌خواه چون مزاری امکان وقوع می­یابد. چراکه نگاه انحصاری به سیاست، صاحبان قدرت را مالک حق زندگی و مرگ دیگران دانسته و کسانی که مالکان قدرت را در ابتذال سیاسی‌اش همراهی نکنند، حق مردن و زندگی کردن را ندارند، بلکه استبداد این حق را تعیین می­کند. ازاین‌رو حذف یک ملت از ساختار سیاسی کشور و همچنین سرکوب و تبعیض به‌عنوان تنها شیوه­های بقا و اطاعت از زیاده خواهان به منطق استبداد تبدیل می­شود.

اما در تاریخ هر ملت افرادی وجود داشته‌اند که با ورودشان در دنیای سیاست، نه‌تنها شیفته قدرت نگشته و با ظلم و حق کوشی منزلت اجتماعی و سیاسی برای خودش دست‌وپا نکرده‌اند که در برابر نا به سامانی‌های سیاسی، تحقیر و تبعیض ایستاده و عاملان آن را به چالش کشیده‌اند. این‌گونه افراد امکان‌ها و قوه‌های وجودی‌اش را چنان در ساخت هستی خود پردامنه و متعالی پرورانده‌اند که قوام زندگی‌شان را در دادخواهی از حقوق مردم و انسانیت لگدمال شده محرومان تعریف کرده‌اند. این‌گونه حیات سیاسی از آن آزادمردان و آزادی‌خواهانی است که همیشه در میان هر امت بسان ابر بهاری جرقه­های فریاد ظلم‌ستیزی‌اش سینه استبداد را شکافته و باران نیات پاک، سخنان صادقانه و شهامت دردمندانه‌اش جان‌های نیمه مرده­ی در اثر تحقیر را روح تازه بخشیده و سرزمین برادری و برابری را خرم و سرسبز نموده است.

شهید مزاری از این تیپ سیاستمداران بود. او تمام این ستایش و منزلت را در« نه» گفتن در برابر بی‌عدالتی، زیاده‌خواهی و در حق‌طلبی، آن‌هم در قالب صداقت و از جنس مردمی بودنش به دست آورده بود. او می‌خواست زیاده­خواهی، نابرابری، تحقیر و حذف یک ملت از ساختار سیاسی کشور حق دایمی حاکمان انحصارطلب نبوده و مرگ و زندگی را خود ملت­ها انتخاب کنند نه حاکمان مستبد و نژادپرست. در این نوع زیستن، سیاست به تنهای اساس زندگی نیست، بلکه میدانی است برای ایستادن در برابر زورگویان، فرصتی است برای فریاد آزادی سردادن و زمینه­­ی است برای دفاع از حقوق بیچارگان و محرومان که شهید مزاری آن را در عمل نشان داد.

زندگی سراسر مبارزه شهید مزاری علیه تبعیض، بیدادگری و عشق در مسیر رهایی از ستمدیدگی به درازای یک تاریخ، گواه آشکار است براین امر که او خود و وجدان انسانی را فراتر از سیاست‌بازی‌های مبتنی بر مثلث تبعیض، استبداد و تحقیر می‌دانست. مزاری چه در گفتمان‌های حاکمیت صلح، برابری و برادری، و چه در فریاد آزادی‌خواهی‌اش صادقانه قدم برداشت و از همین منطق برابری و برادری پیروی می­کرد. اگر چنین نبود دست‌کم به زندگی این رهبر دردمند که ازنظر امکانات مادی هیچ تفاوتی بازندگی یک فرد عادی، آن‌هم در دنیای مهاجرت نداشت، نظر افکنید.

او همچنان که در زندگی شخصی‌اش آزاد از همه تعلقات بود در مبارزات سیاسی نیز از تمام سواستفاده‌های سیاسی و اتهامات ناشی از آن آزاد و رها بود. چراکه او برای خودش نه چیزی خواست و نه چیزی ساخت. در زندگی بی‌آلایش او همه پرسش­های زیر بی‌پاسخ می­ماند.

  • کجاست کاخ مزاری؟
  • حجم حساب‌های بانکی داخل و خارج او چه تعداد افرادی را گیج کرده بود؟
  • کجاست شهرک‌های که به نام ملت رنج‌دیده و آواره در مرزها و آب­های کشورهای خارجی راند‌خواری شده و تحت مالکیت شخص او درآمده باشد؟
  • و سوال‌های دیگر.

بلی، او یک‌چیز را از این سرزمین خون‌بار برداشت و از آن خود کرد که عبارت باشد از الگو بودن برای آزادی‌خواهی و نجات از بردگی و تبعیض. وجود او ویژه است همان‌گونه که زندگی‌اش ویژه بود. چراکه تنها او است که با قدم گذاشتن در دنیای سیاسی پر تهوع افغانستان رنج‌های تاریخی، تحقیر، محرومیت، نداشتن حق زندگی، حذف از امکانات مادی و معنوی کشور، دور از امتیازات تعلیم و تربیت، محرومیت از تحصیل در بخش­های کلیدی، مانند پزشکی و بورسیه‌های به تاراج رفته و … یک قوم را درک نموده و صادقانه در کنار آن‌ها ایستاد و به دادخواهی حقوق ازدست‌رفته آن‌ها بر خواست.

او حیات و زندگی را در یک قلمرو وسیع با وسعت هستی‌اش و به‌موازات بلندی نگاهش در دادخواست تساوی و برابری و برادری تعریف کرده بود و ازاین‌جهت وجدان بیدارش هیچ‌گاه اجازه سواستفاده و بهره‌کشی از مقام سیاسی را بر وی نداد. ازاین‌رو، نه کاخی برای خود ساخت و نه حقوق ملت را به جیب زد، بلکه قلب­های محرومان را از آن خود کرد و اندیشه­های ظلم‌ستیزی را در اقشار مختلف مردم معماری نمود تا نگاه تحقیر و تبعیض‌آمیز به یک ملت به باور همیشگی زورگویان تبدیل نشود. از این نظر است که او در یک مقطع زمانی خاص به اسوه و الگوی آزادی‌خواهی در دنیای بی­رحم سیاست تبدیل شد.

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
برچسب ها :
مطالب مرتبط
نظرات بازدید کنندگان
  1. شبکه اطلاع رسانی عامدانه چنین جریان های بی فایده قومی را دامن می زنه.
    امروز ما افغانستانی ها بیش از پیش به همگرایی ملی نیازداریم.
    این سایت بی هویت که از آبشخور مردار آب می خورد در حالی که از تمام مزبله ها سر می زند و سیاه نمایی می کند، چرا از ۳۰ نفر افراد ربوده شده خبر دریافت و اطلاع رسانی نمی کند. !!!!

  2. نوشته- بدون شرح ارسال گردید. این بدین دلیل بود که بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
    در رابطه با سالگر استاد شهید مزاری مراجعه کنید به این سایت خراب شده که چه جسارتی از خود به جا گذاشته و با منطق بی هویت خود.

دیدگاه شما