کد مطلب : 400
پنج شنبه ۲ دلو ۱۳۹۳ - ۱۱:۲۳
7953
۵ دیدگاه
احمدی رشاد

شانه‌های زخمی جاغوری!

انفجار ماین
«به‌عنوان‌مثال در «طرح انکشاف متوازن» که در دولت کرزی، اعمال گردید؛ جلو کمک‌های موسسات خارجی را به مکاتب دولتی در جاغوری گرفتند و گفتند: در این مناطق مکاتب بیشتر از نیازشان است و کمک‌ها را به قندهار و جلال‌آباد و یا مناطق پشتون نشین ولایت غزنی، به بهانه‌ی مناطق ناامن گسیل داشتند. اما کاش مردم این مناطق از آن کمک‌ها به شکل درست استفاده می‌کردند و پُلچک‌ها و مکاتب ساخته‌شده از بودجه‌ی ملی و مالیات کل مردم کشور را با انتحار و ماین به آتش نمی‌کشاندند و نمی‌سوختاندند.»

جاغوری دروازه‌ی جنوبی هزاره‌جات محسوب می‌گردد و اهمیت ژئوپلیتیکی و اکونومیکی برای مناطق مرکزی کشور را دارد. در سال‌های جهاد تمام مردم مناطق مرکزی، از طریق جاغوری به پاکستان و ایران مهاجرت می‌کردند و از همین طریق هم مایحتاج اقتصادی و تجاری خود را تامین می‌نمودند. ناامنی راه‌های جاغوری از همان دوره‌ها آغاز گردید. گروه‌های تروریستی از سر کین نژادی و قومی، هیچ‌گاه انکشاف این ولسوالی را برنتابیده‌اند و با کُشتن مسافران بی‌گناه در این مسیرها و به غارت بردن مال و اموال آنان شروع کردند، تا آنجا پیش رفتند که مسیرهای محیط به جاغوری، کُشتارگاه مردم هزاره گردید.

کشتارگاه «کندی پشت»، دشت قره‌باغ، تنگه‌ی هوتله و خیلی از مسیرهای دیگر این ولسوالی، در طول این سال‌ها هزاران قربانی بی‌گناه را از این مردم گرفته است. رخداد تروریستی «خشک قلا» تاریخ ۱/ ۱۱/ ۱۳۹۳ که جان هشت نفر مسافر بی‌گناه این ولسوالی را گرفت، نه اولین است و نه آخرین آن خواهد بود. اما با تاسف که مقامات محلی دولت، احزاب سیاسی، علما و ریش‌سفیدان این منطقه در طول این‌همه سال‌ها یک فکر اساسی برای حل این مشکل مردم نکرده‌اند. هرگاه حادثه‌ی غمناکی روی‌داده و جان تعدادی از عزیزان این منطقه را گرفته است، مردم هم انگار از خواب خرگوشی بیدار می‌شوند و چند صباحی در مرگ عزیزان خود عزاداری می‌کنند و دوباره به خواب عمیقی فرو می‌روند.

شناخت موانع

تاکنون برای مردم جاغوری به نیکی معلوم شده است که دولت مرکزی و مقامات ولایتی آن برای این ولسوالی، هیچ کاری نخواهند کرد، چنانچه تاکنون نکرده‌اند. از چهارده سال گذشته از میلیون‌ها دلار کمک‌های اقتصادی و مالی برای توسعه‌ی کشور، سهم جاغوری یک دارالمعلمین و یک ساختمان اداری ولسوالی بوده است و بس. تمام مکاتب جاغوری و توسعه‌ی معارف در این منطقه به همت خود مردم تحقق‌یافته و دولت نه‌تنها کمک نکرده که حتا مانع ایجاد نموده است.

به‌عنوان‌مثال در «طرح انکشاف متوازن» که در دولت کرزی، اعمال گردید؛ جلو کمک‌های موسسات خارجی را به مکاتب دولتی در جاغوری گرفتند و گفتند: در این مناطق مکاتب بیشتر از نیازشان است و کمک‌ها را به قندهار و جلال‌آباد و یا مناطق پشتون نشین ولایت غزنی، به بهانه‌ی مناطق ناامن گسیل داشتند. اما کاش مردم این مناطق از آن کمک‌ها به شکل درست استفاده می‌کردند و پُلچک‌ها و مکاتب ساخته‌شده از بودجه‌ی ملی و مالیات کل مردم کشور را با انتحار و ماین به آتش نمی‌کشاندند و نمی‌سوختاندند. نوعی دیگری از این موانع، جلوگیری از ورود وسایل تکنولوژیک و قوه کار همانند «جرثقیل» و «بلدوزر» و حتا «سِمنت» و مصالح ساختمانی در ولسوالی جاغوری بوده است.

تروریست‌ها که در مواردی با اشارات مقامات حزبی و سیاسی دولت محلی، مانع ورود این اقلام به جاغوری می‌شدند، به‌صراحت اعلام می‌کردند که مردم جاغوری از سمنت و این اقلام تکنولوژیک، بند برق می‌سازند و میدان هوایی ساخته و سرک‌ها خود را پخته‌کاری می‌کنند و ما نمی‌گذاریم این اتفاق رخ دهد. حال دلیل این تصمیم تروریست‌ها و حامیان دولتی‌اش چه بوده و یا نبوده، هیچ دردی را درمان نمی‌کند و حداقل برای مردم ثابت‌شده است که در انتظار دولت مرکزی و مقامات محلی غزنی ماندن، جاغوری را به توسعه و انکشاف نخواهد رساند.

راه‌حل چیست؟

شرایط اقلیمی جاغوری خشک و کوهستانی است. با توجه به خشک‌سالی‌های پی‌درپی از سویی، کم‌جایدادی مردم جاغوری و وابستگی اقتصادی آن سامان به درآمدهای فرزندانش که در خارج از کشور کار می‌کنند؛ از سویی دیگر، زندگی در این ولسوالی را دشوار کرده است. به گونه‌ی که هم‌اکنون هر قریه‌ی جاغوری را اگر در نظر بگیریم، بالای نصف جمعیت آن در شهرهای داخل و یا در خارج از کشور، مهاجرت نموده‌اند.

اگر وضعیت خشک‌سالی ادامه پیدا کند و زمینه‌های کار و اشتغال در داخل این ولسوالی جستجو نگردد، احتمال آن می‌رود که در چند سال آینده این ولسوالی غالب نخبگان فکری و فرهنگی و جوانان خلاق، هنرمند و صاحب بازوان قدرتمند سازندگی و بازسازی، خود را از دست بدهد. برخی برای رفع مشکلات جاغوری، بدون شناخت دقیق آن به راه‌حل‌های نظامی و مقابله‌به‌مثل با مهاجمین و سارقین راه‌ها و یا تروریست‌های محلی، می‌اندیشند و بدون تحلیل عواقب سخت و طاقت‌فرسای آن قصد دارند جامعه را بار دیگر به برادرکشی‌ها و جنگ‌های داخلی قومی و مذهبی سوق بدهند. اما باید قبول نمود که سنگ را با سنگ پاسخ دادن، نتیجه‌ی جز ادامه‌ی دشمنی و نفرت دایمی نخواهد بود و هیچ‌گاه مردم روی آرامش را نخواهد دید و به قول قدیمی‌ها «خون را با خون» نمی‌توان شُست!

۱- استفاده از منابع طبیعی

به نظر من، برای ادامه‌ی حیات و سرزند‌گی جاغوری از غرق شدن در کین‌های گذشته پرهیز نموده و باید به آینده نگاه کرد و طرح‌های سازنده‌ی را خود مردم و تجار منطقه روی دست بگیرند. هرچند وضعیت خشک‌سالی، رودخانه‌های خروشان و پر آب این ولسوالی را اکنون تشنه نگه‌داشته است، ولیکن چشمه‌ساران طبیعی این منطقه‌ی زیبا و طبیعت بکر، هنوز آب چشمانش جاری است و دریای سنگ ماشه، منبع غنی آب دریای قلات، قندهار و در نهایت بند کجکی هلمند را تامین می‌کند.

ازاین‌روی، اگر تجار منطقه با همکاری مقامات محلی و فرزندان این منطقه که در خارج از کشور هستند، سالانه مبالغی را برای ساختن یک‌بند برق بر روی رودخانه‌ی «سنگ ماشه» اختصاص دهند، بخش عمده‌ی از مشکلات کشور حل خواهد شد. زیرا با آوردن برق و روشنایی در این ولسوالی، زمینه‌های انکشاف و خودبسند‌گی در این ولسوالی به وجود خواهد آمد.

از جانبی، این انکشاف، موجب رشد صنایع خورد و کوچک محلی شده و زراعت و باغداری در این ولسوالی، رونق مضاعفی پیدا خواهد نمود. از جانبی دیگر، زمینه‌های اشتغال محلی را فراهم نموده و سرمایه‌های مالی فرزندان این منطقه که از خارج گسیل داده می‌شود، در جهت توسعه و رونق صنایع محلی و شرکت‌های زودبازده در زمینه‌های محصولات زراعی، پرورش ماهی و میگو، مرغداری صنعتی و مصالح ساختمانی، به کار گرفته خواهد شد.

۲- توسعه‌ی راه‌های تجاری

طرح دومی که اجرای آن برای جاغوری بسیار ضروری است، پخته‌کاری سرک‌های جاغوری است. مقامات محلی جاغوری متاسفانه در طول سیزده سال گذشته حتا برای تامین مسیر رفت‌وبرگشت خود به کابل و غزنی هم اقدام موثری نکردند. طبیعی است که راه‌های کنونی جاغوری، به جنوب و غرب کشور، محیط به مناطق پشتون نشین است و تروریست‌ها مکان امنی در این مناطق دارند که هرازگاهی امنیت راه‌ها را سلب نموده و مردم جاغوری و مالستان را به خاک و خون می‌کشند.

ازاین‌روی، باید راهی را جستجو نمود که از امنیت نسبی بیشتری برخوردار باشند و مسیر «ناوُر» که غزنی را به جاغوری وصل می‌کند، هرچند دورتر از مسیرهای فعلی هست ولیکن امنیت آن بیشتر است و می‌باید با برنامه‌ریزی نمایندگان مردم و مقامات محلی جاغوری این مسیر پخته کاری شود. با پخته کاری این مسیر، انحصار ترانزیت کالا و مسافر از مسیرهای جنوبی محدودشده و تروریست‌ها را از نیل به اهدافش مایوس خواهد نمود و بار دیگر شانه‌های زخمی جاغوری، زخم‌های تازه‌ای را تحمل نخواهد نمود.

ایجاد راه جدید و امن برای مردم جاغوری حتا از ولایت شدن جاغوری نیز با اهمیت‌تر است. زیرا با ولایت شدن جاغوری اگر امنیت راه‌ها برای حمل کالاهای تجاری و مسافر تامین نگردد، صرف ولایت شدن هیچ تغییری در وضعیت اقتصادی و انکشافی آن ایجاد نخواهد کرد و مردم را از فقر و بی‌کاری، بی اشتغالی و از دست دادن عزیزانش نجات نخواهند داد.

نتیجه

در نتیجه جاغوری با یافتن راه‌های خودبسنده‌ی ایجاد اشتغال برای فرزندان خود، زمینه‌ی بازگشت صدها هزار از اعضای مسافر خود را از گوشه و کنار کشور و ملک‌های خارجی فراهم می‌نماید و از استعدادهای سرشار مردم تحصیل‌کرده و نخبه‌ی خود در جهت انکشاف کل کشور و از جمله ولسوالی جاغوری بهره خواهد برد. اگر ترانزیت کالا و مسافر به جاغوری و مالستان از انحصار راه‌های جنوبی که محیط به مناطق پشتون نشین هست، خارج گردد، خدمتی بزرگی به مناطق پشتون نشین هم خواهد بود.

زیرا زمینه‌ی نفوذ تروریست‌ها را در این مناطق هم برمی‌چیند و دیگر مجالی برای توجیه حضور تروریست‌ها در این مناطق نمی‌ماند. به نظر من این دو راه‌حل باهمت مردم و تجار منطقه ممکن است. پنجشیر هم پیش‌ازاین یک ولسوالی بود همانند جاغوری اما مردم و مقامات محلی آن از امکانات منطقه و قدرت چانه‌زنی و نفوذ در دولت مرکزی، آن ولایت را به بهشت منطقه تبدیل نموده‌اند. جاغوری نیز پُتانسیل انکشاف و توسعه‌ی لازم را دارد و فقط همت جوانان و نخبگان فکری و فرهنگی خود را می‌طلبد و بس.

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
برچسب ها :
مطالب مرتبط
نظرات بازدید کنندگان
  1. سلام به نویسده محترم رشاد عزیز!
    نوشته خوب، جامع، و دردمندانه‌ی بود. به نظر من آنچه باعث شده که جاغوری به چنین روزگاری مبتلا گردد را بیان نفرموده‌ی. مردم هزاره در کل و مردم جاغوری بالخصوص مدت‌هاست که اخته گریده، دیگه قوت و توان و نیروی مردانگی درش وجود ندارد تا از حیثیت، وقار و … خود دفاع نمایند. متاسفانه دنیا گرایی و تجمل‌زدگی این مردم به میزانی رسیده است که جز نان و آخور (با عرض معذرت از همه) چیزی دیگر را نه درک کنند و نه می‌توانند بفهمند. این است مشکل اصلی هزاره‌ها در کل و مشکل جاغوری‌ها به شکل خاص‌تر و حادترش. دعا کنیم که خدا به ما مردم جاغوری مردانگی‌ را بازگرداند همین.

  2. با عرض سلام و سپاس فراوان از آقای حمید شکوری! متاسفانه من دیدگاه متفاوتی با آنچه شما گفتید دارم. اعتقادم آن است که احیای غیرت و مردانگی در جای خودش خوب است و یک ارزش اخلاقی است. اما مشکل چیزی دیگری است که انگیزه ی ماندن و به کار گرفتن استعدادها و توانمندیهای مردم را ربوده است. غیرت برای مردم نان و آب نمی شود مشکل مردم نان و آب است. خشکسالی ها فشار مضاعفی بر اقتصاد طبیعی و وابسته به عطایای آسمانی، وارد آورده است. جوانان با غیرت منطقه همه به خاطر نان از جاغوری بیرون رفته است هر کسی که حرکت داشته و به قول شما غیرت و مردانگی داشته رفته اند آنانکه مانده پیرمردان و زنانی است که توان رفتن ندارند.

  3. جناب رشاد تحلیل خوبی بود. امید که قلم و قدم تان توانا باشد.
    کله پشت را نشناختم اگر منظور تان قتلگاه مشههور هزاره ها در منطقه شاه جویی است که «کندی پشت» نام دارد نه «کله پشته» بهر حال بنده که تا بحال چنین عنوانی را نشنیده ام. نام منطقه که اخیرا یک موتر را ماین پراند «خشک قلا» است نه «قلعه خشک» به نظرم اسم علم است و علم را نباید دستکاری کرد. بهترین راه برای در امان ماندن از اشتباه همان گویش مردمی است که آن محل ها را به همان نام می خوانند اینکه ما آن را با روش خودمان تغیر دهیم عربیزه اش کنیم یا فارسی سازش کنیم اشتباه است. این گونه نیست؟ پاینده و پیروز باشید.

    • سلام وسپاس از جناب دکتر خرمی عزیز! از حسن توجه شما نسبت به مقاله «شانه های زخمی جاغوری» خرسند شدم و در مورد آن نام ها حق باشماست و من به دلیل دوری و فاصله شنیداری آن اسامی، اشتباهی به کار بردم و در فرصت قریب آن را اصلاح خواهم نمود.

  4. از مدیر محترم طرح نو تقاضامندم که عبارات مورد اشاره در کامنت آقای دکتر خرمی در مورد این نوشته را اصلاح نماید. مثل کندی پشت که اشتباها کله پشته به کار رفته و خشک قلا که اشتباها قلعه خشک نوشته شده است.

    سلام آقای رشاد عزیز!
    موارد یاد شده پیش ازین اصلاح گردید. (طرح نو)

دیدگاه شما