کد مطلب : 384
چهارشنبه ۲۴ جدی ۱۳۹۳ - ۲۲:۵۸
4656
۲ دیدگاه
الف. ع. هزاره

هزاره‌ها باز هم بی‌حیثیت شدند

خلیلی و محقق
«چرا این مردم درک نمی­‌کنند که با این جهالت و بی­‌بینشی راهی به سر منزل مقصود نیست؟ و رضایت‌مندی آنان از سر معامله پشت پرده­‌ی است که به آن دست یافته‌اند، ورنه اگر خود وعده‌های خود را فراموش کرده‌اند ولی مردم خوب به خاطر دارند که «یک پست کلیدی»، «پنج وزارت»، «ساخت سرک گردن‌دیوال،«بازسازی‌متوازن» و «ولایت شدن بهسود و جاغوری» و «تطبیق فیصله بن» دانه درشتهای وعده‌های آنان بودند که خرسندی و رضایت‌مندی آنان با سه وزارت دست سوم که بیشتر نقش بارکشی و حمالی دارد، نه تنها ساده‌لوحی که بی­‌خردی سياسی است».

در سیزده سال گذشته خلیلی و خواجه­های بی­خاصیت او نه تنها مانع ورود دیگر نیروهای دلسوز و باکفایت هزاره‌ درپُست‌های دولتی شدند؛ بلکه خود نیز مطیع سر سپرده دربار و جلالت‌مآبان بودند؛ لذا نه توانستند شرارت کوچی­ها را از قلمرو هزاره­ها کوتاه کنند و نه منابع مالی دولتی و انجوهای خارجی را برای بازسازی مناطق هزاره نشین جلب نمایند. تنها چون برده مطیع، به اخم و لبخند جلالت‌مآب نگاه کرده و دم برنیاوردند و در پایان خودشان «بزرگداشتی از رهبرخردمند» برای خود گرفتند. آیا بی­حیثیتی و رسوایی بالاتر از این می­شود که در سیزده سال طلایی این مردگان متحرک نه اعتراضی بکنند و نه کاری و نه بگذارند دیگران فیصله بن را تطبیق کنند؟؟؟

اما با سرکار آمدن عبدالله و غنی با شعارهای تخصص و شایستگی و توجیه تاخیر صدوده روزه تشکیل کابینه برای این منظور، بالاخره نوبت به دانش و محقق می­رسد که با شرمندگی همان رسوایی و بی­حیثیتی را برای مردم ما تکرار کردند. این­ها نه تنها از کودتای سیاسی نرم و به حاشیه کشاندن هزاره‌ها و تاجیک ها که عبدالله پشتون در چهره تاجیک با غنی تمام قد پشتون غافل شدند اما بدتر از آن دانش بی­بینش، بصیر بی­خاصیت را برای «فواید عامه» معرفی می­کند!!

غافل از اینکه بصیر بی­خاصیت با چندین سال غلام‌بچگی خلیلی و خواجه‌های او اثرگذاری خود را از دست داده و نمی‌تواند نفعی به مردم برساند. محقق و این ملای جاهل در سیاست، سید عالمی را برای نمایندگی مردم هزاره عَلَم می‌کند. چرا این مردم با این همه استعداد و توانایی به این قاچاق‌بران راه سیاست باز اعتماد می­کنند تا آنان را سرگردنه برده برای قدرت شخصی و ثروت فامیلی بفروشند؟

چرا این مردم درک نمی­‌کنند که با این جهالت و بی­‌بینشی راهی به سر منزل مقصود نیست؟ و رضایت‌مندی آنان از سر معامله پشت پرده­‌ی است که به آن دست یافته‌اند، ورنه اگر خود وعده‌های خود را فراموش کرده‌اند ولی مردم خوب به خاطر دارند که «یک پست کلیدی»، «پنج وزارت»، «ساخت سرک گردن‌دیوال،«بازسازی‌متوازن» و «ولایت شدن بهسود و جاغوری» و «تطبیق فیصله بن» دانه درشتهای وعده‌های آنان بودند که خرسندی و رضایت‌مندی آنان با سه وزارت دست سوم که بیشتر نقش بارکشی و حمالی دارد، نه تنها ساده‌لوحی که بی­‌خردی سیاسی است.

تاسفبار اینکه عده­ی از قلم به دستان با دیدن این فضاحت تلخ؛ اما به آرامی و نرمی قلم توجیه به دست می­گیرند و به جای فریاد بیزاری و نفرت از این بی­خردی سیاسی ابراز انزجار مردم را تلطیف می­کنند که« این یک واقعیت است با این واقعیت ناگوار بایدکنار آمد»؟

بنابراین، تیکه‌داران قوم باید بدانند که این آخرین فرصت برای موج سواری و پروژه قدرت سازی است، کوتاه آمدن از فیصله بن برای هدف شخصی و ثروت فاملی رسوایی آنان را به دنبال خواهد داشت. نخبگان و روشنفکران هزاره مسیر دیگری برای پایمال نشدن خون شهدای خود و گرفتن حقوق بیوه‌زنان و یتیمان شهید‌شان راهی دیگری خواهند گشود. در آن صورت این شمایید که بی­عزتی و بی‌آبروی را باید بردوش بکشید که حقوق مردم را وجه المصالحه خود و کثرت ثروت فامیل قرار داده‌اید و یا حتی از ضعف و سستی کوتاه آمده‌اید. والسلام.

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
برچسب ها :
مطالب مرتبط
نظرات بازدید کنندگان
  1. سلام هزاره جان
    نوشته شما خوب بود اما منطقی و با ملاک های علمی نه نگاشتید صرفا احساساتی و غلیان از هیجانات بود ما هزاره ها وقت حلوا تقسیم کردن حاضر میشیم همه میگوییم وای حق ما محو شد از خود بپرسیم ما چکار کرده ایم! تا منت بگردن رهبران بگذاریم از جمله شما عالیجنان طرح نو با اینکه سایت در اختیار شما بود بگویید برای کدام تیم زمان انتخابات کار کردید تا الان به خونخواهی عثمان نعره میکشید شما نه با علی یارید و نه با عمر!

  2. سلام و احترام به بیدل هزاره !
    لازم دیدم درباب کامنت شما چند نکته را یاد آور شوم:
    اول؛ هر که دل دارد احساس دارد؛ شمایی که دل ندارید(بیدل) از بی‌حیثیتی و رسوایی امروز هزاره متاثر نمی‌شوید، ورنه احساس نفرت می‌کردید.
    دوم؛ منت به گردن رهبران می‌گذاریم چون با وجود ما و حق ما به این مکنت و منصب رسیده‌اند؛ پس این حق ماست که در زمان استحقاق حقوق یا به تعبیر شما تقسیم حلوا سهم خود را مطالبه‌ کنیم؛ چرا به شما اعتراض نمی‌کنیم؟ چون شما در این مساله کس و کاره‌ی نیستید که از شما مطالبه‌ی داشته باشیم.
    سوم؛ طرح نو به مثابه واسطه و رسانه آگاهی بخش، همیشه از کجی‌ها و آشفتگی‌های سیاسی واجتماعی سخن گفته و در رسالتش با نیش زدن و بیدار کردن رهبران غافل و پیروان بی‌دل و احساس مثل شما عمل کرده و تا کنون تا حدودی موفق هم بوده است.
    چهارم؛ ما در مسایل سیاسی و اجتماعی افغانستان خواستار مشارکت هزاره‌ها به میزان سهم و حقوق شان هسیتم.در فیصله بن همه آن را پذیرفته‌اند. این رهبران و سیاست‌مداران ما که به نمایندگی از ما در قدرتند باید خواجه نباشند و غیرت و همت داشته باشند ما هم در این مساله نه یار علی‌هستیم و نه یار عمر؛ یار مردم محروم هزاره هستیم و آنان را با زبان احساس و یا زبان منطق تذکر و تنبه می‌دهیم.

دیدگاه شما