کد مطلب : 1632
سه شنبه ۵ دلو ۱۳۹۵ - ۲۰:۳۷
10190
یک دیدگاه
عبدالله نگران

فرهنگیان هزاره؛ خودباختگان بیچاره!!

kazanresistart_(6)
«امروز نیز برای وصول به یگانگی و فرار از خودباختگی فرهنگیان و دانش‌آموختگان هزاره راهی جز قطع وابستگی از اصحاب قدرت، سیاست و به خصوص رهبران سیاسی و سنتی هزاره (خلیلی و محقق و ...) وجود ندارد تا اینکه به‌عنوان عناصر فرهنگی به مسوولیت و رسالت فرهنگی و علمی‌شان ایفا وظیفه نمایند و از رکود، خاموشی و سکوت مرگبار در قبال تحولات مرارت بار مردمشان بیرون بیایند و به خیل عاشقان عدالت و برابری هزاره، بپیوندند و پر شور و مشتاقانه در کشاکش واکنش‌های سیاسی حکومت موضع‌گیری فعال و زنده از خویش به نمایش بگذارند.»

(لازم می‌دانم این توضیح واضحات را بدهم که در این نوشتار منظور از اطلاق واژه فرهنگیان اکثریت است نه تمام فرهنگیان).

فرهنگیان کشور همان دانش‌آموختگان دانشگاهی را تشکیل می‌دهند که در حوزه علوم انسانی و تجربی آموزش‌وپرورش یافته و سرمایه عظیمی برای امروز و فردای کشور به شمار آمده و در سلسله‌مراتب اجتماعی دارای منزلت و موقعیت کمیابی قرار دارند. توقع و انتظارات اجتماعی نیز از آن‌ها این است که باید در تمام ساحات و عرصه‌های اجتماعی سیاسی پیشگام و پیش‌قراول باشند و در دام زنجیره‌های زور، زر و تزویر و بازار مکاره سیاست و قدرت قرار نگیرند و نقش هدایتگری و روشنگری در جامعه داشته باشند. فرهنگیان هزاره که باید در فرازوفرود مسایل سیاسی اجتماعی با مردمشان همدم و هم‌صدا باشند اما برخلاف انتظارات اجتماعی هزاره سکوت و خاموشی نفرت‌انگیزی را پیشه ساخته‌اند.!!!؟؟

لذا این نوشتار در پی پاسخی به این پرسش است که چرا فرهنگیان و تحصیل‌کردگان هزاره در دام خودباختگی گرفتارشده‌اند؟

باکمال تاسف فرهنگیان هزاره به لحاظ روابط و کنش سیاسی ننگ‌بارترین وضع سیاسی در سلسله‌مراتب اجتماعی را دارند چون‌که حیات، نشاط، پویایی و پایایی فرهنگیان در استقلال فکری و عدم وابستگی به اصحاب قدرت و ثروت نهفته است. درحالی‌که فرهنگیان و دانش‌آموختگان هزاره فکر و اندیشه‌شان را در برابر پول، ثروت، تطمیع، تهدید، موقعیت‌ها و فرصت‌های سیاسی قماربازان سیاسی هزاره چون خلیلی مکار و فرصت‌طلب، محقق بی‌‌سواد و اندیشه و دانش بی‌درد و منفعل سیاسی باخته و فروخته‌اند چون‌که در برابر موج چهارمی از خیانت و جنایت این عناصر و سران سیاسی هزاره دم فروبسته و فریاد، خروش و آه از دل برنمی‌آورند و سر در آخور دلار و پول فروبرده و چشم بر روی واقعیات تلخ و ناگوار زنجیره خیانت، نابرابری و ستم طبقه حاکم بسته‌اند و به توجیه و تاویل رفتار و عمل ننگین اربابان سیاست و قدرت و عوامل وابسته به آن چون خلیلی و محقق در محافل عمومی و خصوصی پرداخته‌اند یا اینکه سکوت مرگبار و خاموشی مرده‌وار را پیشه ساخته‌اند.

 باید به حال این فرهنگیان مدعی اندیشه و تفکر تاسف خورد و بر سکوت و خاموشی و گمراهی آن‌ها فریاد برآورد و شب تاریک گمراهی آن‌ها را با انتقادهای بیدارگرانه صبح صادق به پایان برد. این فرهنگیان هزاره درد و رنج هزارگی را ندارند و امواج سهمگین تعصب و تبعیض حاکمیت را می‌نگرند اما به دفاع از حقوق و آزادی‌های مشروع مدنی مردم هزاره نمی‌پردازند. اینان برای محو و ریشه‌کن‌سازی شجره خبیثه رفتار قومگرایانه حاکمان زر و زور کنش سیاسی از خویش نشان نمی‌دهند. دلیل آن را به وابستگی و سرسپردگی آن‌ها به رهبران بی‌درد و خاین هزاره باید جستجو نمود که قلم و زبان انتقادی و اعتراضی فرهنگیان هزاره را از طریق تطمیع، تزویر، توزیع پول و نویدهای سیاسی شکسته و بریده‌اند.!!!

قاعدتا فراگیری علوم و فرهنگ برای فرهنگیان باید آزادی و رهایی در پی داشته باشد و فکر و اندیشه فراگیرندگان را، عمق تحلیل و آزادی بیان به ارمغان آورده و از زندان وابستگی فکری رهبران بی‌درد برهاند و هم‌چنین از اسارت سیاسی، اقتصادی، تعلقات حزبی و گروهی نجات و بند تطمیع سمتی و مادی را بگسلانند تا بتوانند واقعیت‌های سیاسی اجتماعی و تاریخی که بر مردم هزاره در این کشور روا داشته شده را به شیوه‌ای دقیق‌تر و عالمانه‌تر تحلیل و بررسی نمایند و با دردهای مردم هزاره همراه شوند و با درک توان بالقوه و بالفعل مردم برای رهایی و نجات آن از وضعیت‌ رقت‌بار سیاسی اجتماعی راهکار و راه‌های بیرون رفت را نشان دهند و حقیقت را از خیانت رهبران فرصت‌طلب تفکیک نموده برای مردم هزاره بازگو نمایند؛ نه اینکه با گرگان سیاست دنبه و با چوپانان قدرت پنیر میل نمایند و در صبحدم زندگی پشت علی نماز خوانده و در چاشت سیاست با معاویه هم‌سفره شوند!

مارکس برای نجات و رهایی جامعه بشری از ایدیولوژی کاذب طبقه بورژوازی تعالیمی را پیشنهاد نمود که یکی از آموزه‌های آن مقوله‌ی ازخودبیگانگی بود. ازخودبیگانگی را تفکیک و جدایی دسترنج و محصول عینی و ذهنی پرولتاریا در نظام سرمایه‌داری می‌دانست.  برای بیرون رفت ازخودبیگانگی؛ الغایی مالکیت خصوصی و استقرار نظام سوسیالیستی را مطرح می‌نمود. مفسران و شارحان مارکسیسم چون کائوتسکی، لوکاچ، گرامشی و …. نیز آن را راه‌حل نهایی می‌پنداشتند.

امروز نیز برای وصول به یگانگی و فرار از خودباختگی فرهنگیان و دانش‌آموختگان هزاره راهی جز قطع وابستگی از اصحاب قدرت، سیاست و به خصوص رهبران سیاسی و سنتی هزاره (خلیلی و محقق و …) وجود ندارد تا اینکه به‌عنوان عناصر فرهنگی به مسوولیت و رسالت فرهنگی و علمی‌شان ایفا وظیفه نمایند و از رکود، خاموشی و سکوت مرگبار در قبال تحولات مرارت بار مردمشان بیرون بیایند و به خیل عاشقان عدالت و برابری هزاره، بپیوندند و پر شور و مشتاقانه در کشاکش واکنش‌های سیاسی حکومت موضع‌گیری فعال و زنده از خویش به نمایش بگذارند.

ایدیولوژی کاذب حزبی خلیلی و محقق موجب خفتگی و خاموشی طیف عظیمی از فرهنگیان هزاره شده است که در برابر موج بیکران ستم، تبعیض و تعصب حاکمیت غنی و عبدالله دمی برنمی‌آورند. بالعکس همان فرهنگیان به توجیه و تعلل پالیسی‌ها و سیاست اعمالی و اعلانی حکومت می‌پردازند چون‌که این فرهنگیان هزاره به ورطه خود بیگانگی فرورفته و به دام هوس‌بازی‌های سیاسی و اقتصادی و حزبی مکاران و اغواگران سیاسی هزاره گرفتارشده‌اند و خویش را در فرایند چرخه سیاست و قدرت و پول و جاه و مقام باخته‌اند.

بنابراین فرهنگیان هزاره به دلیل وابستگی به اصحاب ثروت و قدرت و رهبران سنتی هزاره از خویشتن خویش فاصله گرفته و در دام مقام و مناصب سیاسی و اقتصادی گرفتارشده‌اند و در برابر مظلومیت و آه جگرخراش و ناله‌های جان‌سوز مردم هزاره در فرایند پالیسی‌های تبعیض‌آمیز حکومت، سکوت مرگباری را پیشه ساخته و برای دفاع از حقوق اساسی و آزادی‌های مدنی هزاره ازنظر قدمی و قلمی به دفاع نمی‌پردازند و واکنش انفعالی و خاموشی در فرایند تحولات سیاسی حاکمیت از خودشان به خرج نمی‌دهند. راه علاج و فرار از این وضعیت شوم و غیرانسانی جز رهایی و آزادی از دام سیاسی و اقتصادی سیاستمداران به‌خصوص رهبران سنتی هزاره  چیزی دیگر نمی‌تواند باشد و انسانی زیستن و انسانی ماندن آن‌ها در عمل و وفق به این شعر رهایی‌بخش حافظ نهفته است: (غلام همت آنم که زیر چرخ کبود/ زهر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است)!

امتیاز:
(1) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
نظرات بازدید کنندگان
  1. درود بر شما جناب آقای نگران عزیز! که نگران وضعیت رقتبار هزاره ها و در فکر آینده ای این مردم مظلوم و ستم کشیده هستید

دیدگاه شما