کد مطلب : 91
شنبه ۲۳ حمل ۱۳۹۳ - ۱۹:۱۶
1448
فاقددیدگاه
احمدي رشاد

ما مظلوم هستیم و مظلوم‎تر از همه‎ی مظلومان عالم!

(140503) -- BADAKHSHAN, May 3, 2014 (Xinhua) -- People cry in la
«بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش، زیک گوهرند. چو عضوی به درد آورد روزگار دیگر عضوها را نماند قرار تو کز محنت دیگران بی‎غمی نشاید که نامد نهند آدمی!»

«تو کز محنت دیگران بی‎غمی         نشاید که نامد نهند آدمی!»

دردنامه‎ی که هم اکنون می‎نویسم، هیچگاه بار گناه نسل ما را در برابر نسل‎های بعدی کم نمی‎کند و کوتاهی‎های ما را در برابر این سرزمین، نمی‎شوید. دولت مردان ما در طول تاریخ، از حکومت کردن، فقط آقایی و ریاستش را فهمیده‎اند، نه مسوولیت، خدمت و مدیریت آن را تا مصدر پیشرفت، ترقی و شکوه برای مردم باشند. به همین دلیل، به روزمره‎گی دچار شده و فقط پیش پای خود را دیده‎اند و از آینده کاملاً غافل بوده‎اند. زلزله جزو حوادث طبیعی است و عمرش به درازای تاریخ کره‎ی خاکی است.

این حوادث برای همه‎ی بشریت در سراسر عالم رخ می‎دهد، اما در دنیا آثار ویرانگر و تخریبی، تلفات جانی و مالی آن بسیار کم شده و حتا به کمک علم و فن‎آوری، حوادث طبیعی را مهار و مدیریت می‎کنند. مثل ایجاد خانه‎های ضد زلزله، جلوگیری از تخریب اکوسیستم‎ها برای مهار سیل و طوفان و هم‎چنان ایجاد آگاهی‎های عمومی برای پیشگیری از آثار ویرانگر آن‎ها.

در افغانستان، داستان متفاوت است. در همین یک ماه اخیر این دومین حادثه‎ی طبیعی است که جان هزاران انسان را در این جزیره عقب افتاده، گرفته است. سیل در صفحات شمال و بادغیس و اینک، زلزله در بدخشان. این بار اول نیست، چند سال قبل، در تخار نیز زلزله آثار ویرانگر و تلفات جانی و مالی زیادی بر این مردم مظلوم، وارد کرده بود. سیل هر ساله به زمین‎های زراعتی، خانه‎های مسکونی، مواشی و مالداری مردم آسیب‎های زیادی وارد می‎کند. اما هیچ نهاد مسوولی در این کشور نیست که با گرفتن درس عبرت از این همه حوادث ویرانگر طبیعی در این سرزمین، به فکر راهکار و راه چار آینده باشد و با استفاده ابزارهای علمی و تکنولوژیکی در صدد مهار سیلاب‎های موسمی و زلزله باشند. در دنیا ثابت شده است که تلفات انسانی، در حوادثي مثل زلزله، بیشتر ناشی از خفگی است که در خانه‎های ویران شده‎ی گیلی، بیشتر رخ می‎دهد. تکه‎های بتونی که موجب شکستگی‎های زیاد می‎شود، از آثار ویرانی ساختمان‎های پخته و مدرن است. از این روی، افراد آسیب دیده را می‎توان نجات داد و یا به نجات بیشتر آنان، امیدوار بود. ولیکن افرادی که در اثر خفگی‎ها جانشان را از دست می‎دهند، دیگر امیدی به نجات شان نیست. لذا تلفات جانی، در مناطق روستایی و خانه‎های گیلی، بسیار زیاد می‎باشد.

در همین رانش زمين بدخشان، بر اساس گزارش‎های رسمی دولت، بیش از 300 فامیل به طور کامل در زیر خروارها خاک رفته‎اند که میانگین هر خانواده را 8 نفر بگیریم، بالغ بر 2500 نفر در زیر آوار جان خود را از دست داده‎اند. به اضافه حدود 250 نفر از کسانی که برای نجات آمده بودند، در رانش دوم زمین، جان خود را از دست دادند.

جالب است بدانید که فاجعه به قدری وحشتناک بوده که عملیات نجات را ناممکن نموده است و تمام کسانی که زیر خاک و آوار شده‎اند، در حدود 70 متر در عُمق زمین مدفون شده‎اند که امکان نجات آنان با امکانات و ابزارهای بسیار ابتدایی افغانی ممکن نیست. مگر می‎شود با بیل و کُلنگ، افراد جان باخته را از عمق 70 متری زمین در آورد؟ نهادهای محلی و مقامات دولتی می‎گویند مشکل مدیریتی ندارند، فقط مشکل مالی دارند که نمی‎توانند به آسیب دیده‎گان کمک نمایند. اما این پرسش بی‎پاسخ مانده است که چرا برای پیشگیری کاری نشده است؟ در حالیکه افغانستان از آن کشورهای است که شدیداً در معرض آسیب‎های طبیعی است. دولت می‎تواند از طریق آگاه سازی عمومی، مردم را از این آسیب‎ها آگاه نماید تا جلوی آثار مخرب و ویرانگر حوادث طبیعی مثل سیل و زلزله را بگیرند. همچنان می‎تواند به کمک تکنولوژی‎های مدرن روز، پیش بینی نماید که در چه زمانی و با چه وسعتی فاجعه رخ می‎دهد. ولی در افغانستان، در طول تاریخ این کشور، کسی به فکر آینده‎ی آن نبوده است. تمام این کاستی‎ها به نداشته‎های علمی و تکنولوژیکی بر می‎گردد که متاسفانه دانشگاه‎ها و موسسات علمی در این کشور از ضعف‎ها و کاستی‎های مُزمنی رنج می‎برند. نبود کارشناس و متخصص، باعث شده که حتا مقامات مسوول نمی‎توانند فاجعه را توجیه نمایند، تا چه رسد که برای آن‎ها راه حل، جستجو نمایند. حال مقصر کیست؟ آیا طبیعت خشن است و یا دولت‎ها و خود مردم؟

دولت‎های ما مسوول هستند به دلیل که در طول تاریخ، به مردم خود خیانت کردند و به جای ساختن دانشگاه‎ها و موسسات علمی، تربیت کارشناسان مجرب و متخصص که طبیعت را مهار و مدیریت نمایند، بازداشتگاه ساختند و مردم را در آن به بند کشیده، به جای آموزش علم و فن‎آوری، به آنان فساد، رشوه خوری، کینه و دشمنی، یاد دادند. مردم نیز مسوول‌اند، به دلیل اينکه تسلیم حوادث طبیعی گردیده و سر در آخور جبر و جزم نموده و به طبیعی اندیشی خوی گرفته‌اند و همه‎ی تحولات و رخدادها را به پای طبیعت خشن، انداختند و خود عاری از مسوولیت، به کمترین‎ها قانع شدند و بدتر از همه هر گونه تلاش و سعی را برای تسلط بر طبیعت، خلاف دین پنداشته و از آموختن علوم و فنون، به درگاه حق عذر بردند. از این روی، نه تنها برای دست یافتن به صنعت، علم، هنر و فن‎آوری تلاش نکردند، که مکتب و مدرسه را به روی کودکان خود بستند و آن‎ها را سوزاندند و با تاسف، مکتب سوزی تا هنوز نیز جریان دارد. هم اکنون، صدها دانشگاه و موسسات تحصیلات عالی، در این کشور همانند دکان‎های نان‎آور فعالیت می‎کنند، اما دریغ از یک مرکز علمی که حوادث طبیعی را پیش بینی نماید. استادان دانشگاه‎های ما از پوهنتون‎ها به عنوان، علم و فن‎آوری نان می‎خورند، اما در طول 12 سال گذشته یک همایش علمی آسیب شناسی حوادث طبیعی، در کشوری که بخشی عمده‎ی از ولایات آن روی خط گسل قرار دارد، برگزار ننموده است. اصولاً کسی در فکر اینگونه مسایل نیست، همه در فکر پُر کردن جیب خود هستند.

حالا یا دولت‎ها مسوول بوده‎اند و یا مردم خود مسوول بوده‎اند، یخن کشی را موقتاً تعطیل نماییم، سیل و رانش زمین، خانه‎های زیادی را ویران کرد و مردمان زیادی را به کام مرگ فرو بلعاند. به لحاظ اقتصادی ملیون‎ها دلار به اقتصاد ورشکسته‎ی این مملکت آسیب زده و هزاران خانواده‎ی آسیب دیده را آواره و بی‎پناه کرده‎اند. در تمام دنیا مرسوم هست که وقتی چنین حوادثی طبیعی به این شدت رخ می‎دهد، دولت‎ها از طریق نهادهای مربوطه به کمک مردم بر می‎خیزند و آسیب‎ها و کاستی‎ها را ارزیابی نموده اگر خود قادر بر رسیده‎گی بودند، خود و الّا از کشورها و نهادهای حقوق بشری، سازمان ملل و موسسات خیریه در دنیا درخواست کمک می‎نمایند. نظیرش چند سال پیش در همین همسایه جنوبی پاکستان، اتفاق افتاد که کشورهای مختلف به کمک مردم آسیب دیده شتافتند و به بی‎پناه شد‎گان، خیمه، غذا و دارو کمک نمودند. یا در حوادث مثل سونامی ژاپن که البته حادثه‎ی به مراتب بزرگتر بود، تمام مردم دنیا کمک نمودند. اما با تاسف دولت آقای کرزی خود قادر بر کمک نیست و از دنیا نیز به عنوان نماینده این مردم تقاضای کمک نمی‎کند و رسانه‎ها نیز با گزارش‎های دقیق از آثار ویرانگر حادثه، مردم دنیا و کشورهای کمک دهنده را در جریان آن قرار نمی‎دهد. به قول سعدی:

«بنی آدم اعضای یکدیگرند           که در آفرینش، زیک گوهرند.

چو عضوی به درد آورد روزگار         دیگر عضوها را نماند قرار

تو کز محنت دیگران بی‎غمی         نشاید که نامد نهند آدمی!»

از این روی، مردم ما مظلوم‎ترین مظلومان عالم است؛ که در دنیای زندگی می‎کنند که همگی انسان هستند ولی با درد و غم همنوعان خود، دردمند نیستند. دولت‎های ما در تاریخ این کشور نیز انسان نبوده‎اند، زیرا با درد و غم مردم خود همراه نگشته‎اند و برای آینده‎ی آنها برنامه‎ریزی نکرده‎اند. نسل‎های گذشته‎ی ما نیز انسان نبوده‎اند، زیرا در گذشته‎ها به فکر نسل‎های آینده خود نبوده‎اند. اکنون نیز دولت ما اساتید دانشگاه ما موسسات علمی، مدارس و مکاتب ما و تمام مردم و نخبگان ما در برابر آزمون انسان بودن و نبودن قرار دارند تا اثبات نمایند که انسانند؟ و یانه؟

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
برچسب ها :
مطالب مرتبط
دیدگاه شما