کد مطلب : 842
چهارشنبه ۱۰ سرطان ۱۳۹۴ - ۳:۰۱
6752
فاقددیدگاه
خالق خالقیار

چرا هزاره‌ها؛ تاوان زندانی‌های دولت!؟

۰۲۱۰۲
«مگر هزاره‌ها چه سهمی در دولت غنی دارند که هرروز باید بهای آن را پس بدهند؟ دولت چه خدمات ملکی برای مردم هزاره انجام داده است؟ کدام سرک یا جاده‌ی را برای این مردم ساخته و چه طرح سازندگی‌یی در مناطق محروم هزاره نشین روی میز ریاست جمهوری رفته است؟ چند باب مکتب برای فرزندان خاک‌نشین هزاره‌ها از بودجه به غارت رفته وزارت معارف ساخته و یا فکری درباره‌اش شده است؟ چه بازسازی‌‌یی در مناطق شهرنشین و ده‌نشین مردم هزاره صورت گرفته است، و درکل، کمک‌های بین‌المللی صرف چه مناطقی، کدام قومی و به چه بهانه‌های می‌شوند؟»

عنوان یادشده را با این سوال باز می‌کنم که چرا فقط هزاره‌ها تاوان جرم مرتکب نشده را به‌جای همه پس بدهند؟ گروه‌های مخالف دولت، هرروز با قیافه‌‌های جدید در افغانستان ظهور کرده و با هراس‌افگنان داخلی و خارجی‌اش این کشور را به شکارگاه آدم‌ربای تبدیل کرده است. این پدیده ناپاک را هرچه بیشتر به آن نزدیک شده و تحلیل نماییم، پیچیدگی‌‌های آن زیادتر و شبکه‌‌های مختلف داخلی و خارجی در قضیه‌‌ی اختطاف هزاره‌ها نمناک می‌گردد. این‌که هراس‌افگنان خارجی روی چه انگیزه‌یی و با چه قراردادهای با پیش‌قراولان داخلی‌شان وارد افغانستان شده تا این کشور را به آن‌سوی مرزهای زیستگاه حیوانی برگردانند، سوال برانگیز است. اما سوال برانگیزتر اینکه چرا تنها هزاره‌ها از میان این‌همه انسان افغانی هم گزینه اول قتل و آدم‌ربای دهشت آفرینان تروریست بوده و هم تاوان رهایی این جنایت‌کاران را از زندان دولت پرداخت نمایند؟

اگر حضور هراس‌افگنان در کشور به بهانه مخالفت با دولت است، باید پرسید که دولت را چه کسانی تشکیل می‌دهند، مگر هزاره‌ها چه سهمی در دولت غنی دارند که هرروز باید بهای آن را پس بدهند؟ دولت چه خدمات ملکی برای مردم هزاره انجام داده است؟ کدام سرک یا جاده‌ی را برای این مردم ساخته و چه طرح سازندگی‌یی در مناطق محروم هزاره نشین روی میز ریاست جمهوری رفته است؟ چند باب مکتب برای فرزندان خاک‌نشین هزاره‌ها از بودجه به غارت رفته وزارت معارف ساخته و یا فکری درباره‌اش شده است؟ چه بازسازی‌‌یی در مناطق شهرنشین و ده‌نشین مردم هزاره صورت گرفته است، و درکل، کمک‌های بین‌المللی صرف چه مناطقی، کدام قومی و به چه بهانه‌های می‌شوند؟

مبرهن و هویداست که صرف مناطقی می‌شود که به بهانه ناامنی هم جیب دولت افغانستان را خالی کرده و هم جیب کشورهای خارجی را. صرف مردمی می‌شود که برای هر صد نفر آن ولایت مستقل ساخته‌اند تا با این ساختار ناعادلانه سهم بقیه اقوام نیز حیف‌ومیل قوم خاص گردد. پس در مقابل کدام خدمات دولت تاوان زندانی‌های آن را پس بدهیم، و به کدام معنا دولتی حساب‌شده تا مخالفین با ما طرف باشند؟ این نشان می‌دهد که حضور گروه‌‌های تروریستی در افغانستان برای مخالفت با دولت نیست، بلکه برای حذف اقلیت‌های هزاره و تثبیت استبداد یک قوم، بخشی از مهم‌ترین اهداف آن‌ها است.

بنابراین، چنین مظنه‌ی دور از واقعیت نخواهد بود که از حادثه غم‌انگیز ۳۱ نفر (که هنوز سرنوشت برخی از آن‌ها نامعلوم است) تا کشتار وحشیانه هزاره‌ها در ولایت غور، گروگان‌گیری روزانه در مسیر جاغوری و در مناطق دیگر مثل هرات، رابطه مرموز و حساب‌شده میان شبکه‌های تروریستی، قومی و دولتی وجود دارد که قوم خاصی را نشانه رفته‌اند. شکل‌گیری گروه‌های فشار در میان تبار خاصی و پرداختن به اعمال کشتار و گروگان‌گیری از اقوام دیگر، آن‌هم بدون ایجاد مزاحمت از سوی هیچ نهاد رسمی و غیررسمی، مظنه فوق را بیش‌ازپیش تقویت می‌کند.

هراس‌افگنان چگونه از مرزهای کشور عبور نموده و تا هنگام اعمال خرابکارانه کشتار و آدم‌ربای هیچ نهاد امنیتی و استخباراتی از آن‌ها اطلاعی ندارند. اگر چنین پیوندی خالی از واقعیت است، چرا جنایتکاران تروریست پس از دستگیری آن‌ها توسط اردوی ملی، به‌جای مجازات و محاکمه، راهی زندان شده و در انتظار شکار هزاره‌های مظلوم و بی‌گناه نگهداری می‌شوند؟ ابهام دیگری که پیچیدگی قضیه را دوچندان می‌نماید، پیمودن مسیر طولانی هراس‌افگنان از میان اقوام دیگر تا مرزهای کوهستانی و سایر مناطق هزاره نشین به‌منظور آدم‌ربای است. تا اینجای کار هیچ‌کسی و هیچ نهادی از آدم‌رباها خبری ندارند، اما با تکمیل پروسه فشار بر این مردم کاملا بی‌گناه، در قالب آدم‌ربای سروکله موسفیدان قوم و سرنخ‌های اطلاعاتی پیدا می‌شود. آیا این دوربرگردان ترور و وحشت نشانه‌ی پلان حساب‌شده نیست؟

 میانجیگری موسفیدان قوم پس از (عمل گروگان‌گیری) میان آدم‌ربایان و خانواده‌های قربانیان هرچند در نفس خود رفتار بسیار قابل‌ستایش است، اما ماهیتش شبیه بازی‌های دزد و پلیس نمی‌ماند؟ با حضور آدم‌رباها در همان قریه بزرگان قوم و حبس ربوده‌شده‌ها در پس خانه‌های آن‌ها، میانجیگری به چه معنای است؟ آیا این خودش جزو نیرنگ‌های سیاسی نمی‌باشد؟ آیا دستگاه استخباراتی کشور این‌قدر ناتوان است که رد پای گروگانگیران و ربوده‌شده‌ها را در یک قریه کوچک گم می‌کند، یا این‌که تظاهر به بی‌خبری و بعد ایراد چند سخن چرب رسانه‌یی، که خودش رد گم کردن است؟

اگر دولت یعنی خود غنی و عبدالله جای مردم صبور هزاره و خانواده‌های ربوده‌شده‌ها می‌بودند چه تصوری از این دزد و پلیس‌بازی داشتند؟ هراس‌افگنان مشخصا در سه مورد گروگان‌گیری از مردم هزاره (۳۱ نفر، پنج عضو خانواده در جاغوری و سه زن و کودک در هرات) خواهان مبادله این ربوده‌شده‌ها در بدل سه جنایت‌کار تروریست از تبعه خارجی شده‌اند پرسش این است که این هراس‌افگنان کیا هستند، و به چه منظوری وارد افغانستان شده‌اند؟ برای کشتار و آدم‌ربای از مردم هزاره؟. آن‌ها فعلا کجا هستند؟، در زندان‌های دولت؟ برای چه محاکمه نمی‌شوند، جوابش برای افراد مثل من نامشخص است.

اما با چه بهای از زندان آزاد می‌شوند، همه توافق دارند که باید با خون‌دل مردم مظلوم هزاره آزاد شوند. پس چه دور صریح که ورود و خروج آدم‌رباها با اختطاف زن و کودک از مردم ستمدیده هزاره تحقق پیدا می‌کند. بااین‌حال هزاره‌ها حق ندارند که از دولت بخواهند برای تامین امنیتشان اقدام جدی نمایند؟ این درخواست از دولت توقع زیادی نیست؛ زیرا که دولت اضافه بر اینکه مسوول تامین امنیت همه شهروندان خود می‌باشد، هزاره‌ها تاوان زندانی‌های آن را با خون‌دل عزیزانشان پرداخت می‌کنند. چه بازی پیچیده و درعین‌حال غم‌انگیز برای مردم هزاره که شاه‌راه‌ها، راه‌های مواصلاتی قریه‌ها، شهرها و زندانی‌های دولت همگی هزاره می‌خواهند. در نهایت، اگر دولت قضیه را جدی نگیرد و با تساهل برخورد کند، راه چاره همان است که معترضان داغ‌دار جاغوری پیامش را سر دادند. خودمختاری تنها منطق اضطراری است که نه‌تنها موضع مردم جاغوری که خواست همه هزاره‌ها است.

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما