کد مطلب : 698
سه شنبه ۱۵ ثور ۱۳۹۴ - ۱۹:۳۴
31124
فاقددیدگاه
حمید پویا

از مکتب سوزی تا کتاب ستیزی!!

از مکتب سوزی تا کتاب ستیزی
«گفته می‌شود کتاب «خرد آواره» نوشته‌ دانشمند گرامی علی امیری و تعدادی دیگری از کتاب­های خوب منتشرشده در داخل افغانستان، ممنوع‌الخروج شده و نتوانسته رضایت فرهنگ ستیزان حاکم بر مقدرات فرهنگی این سرزمین را برای حضور در نمایشگاه بین‌المللی تهران، کسب کند! این، چیزی عجیبی است اما سخت قابل پیش­بینی، زیرا گروهی در این کشور بلازده تا سال­ها یا شاید هم قرن‌ها به «خرد آواره» نیاز دارند یا هم «خرد آواره» اقتضای وضعیت طبیعی‌شان است، چرا آسانش از دست دهند.»

بیش از دو صدسال و از زمانی که این کشور نام جدید و نامانوس افغانستان را به خود گرفته، از این سرزمین و فرهنگ آن چیزی جز غصب زمین­های دیگران، به‌جا گذاشتن زمین­های سوخته و کشتار، به جهانیان و حتی همسایگان معرفی نشده است.

اما در سال­های اخیر عملکردهای نوین دیگری از قبیل انتحار و خودترقانی حتی از نوع «مقعدی»!! آن به یک روش رایج گروه قومی خاص و اتفاقاً مدعی، در کشور تبدیل‌شده است. این گروه، که تخصص ویژه‌ای در انجام عملکردهای غیرانسانی و ننگین دارند، این بار علاوه بر ترویج فرهنگ خاص خودشان که نمونه‌­های آن ذکر گردید، به مبارزه علیه فرهنگ کلی کشور رفته و بعد از «مکتب سوزی»‌های مکرر به «کتاب ستیزی» روی آورده‌اند. تردیدی نیست که کتاب و مکتب به‌عنوان اصیل‌ترین نماینده فرهنگ یک کشور به‌مثابه‌ی عضوی از جامعه فرهنگی بشری مطرح است، و مبارزه با آن درواقع مبارزه‌ی بافرهنگ انسانی محسوب می­شود.

فرهنگ یک جامعه با چیزهای زیاد در پیوند قرار دارد که یکی از آن‌ها میزان دانایی و فرهیختگی تک‌تک افراد آن می‌باشد. افزایش میزان دانایی و فرزانگی افراد یک جامعه و ملت توان آن‌ها در درک بهتر وضعیت و نیز تغییر و بهسازی آن را افزایش می­یابد. کتاب نیز همزاد خواندن است و اگرچه ابزارهای زیادی امروزه برای خواندن وجود دارد اما تاکنون هیچ‌چیزی جای کتاب را نگرفته و نتوانسته است جایگزین مناسبی برای آن باشد. بدین ترتیب کتاب نه‌تنها یکی از مهم‌ترین وسایل فرهنگی شدن است، که درواقع معرف یک فرهنگ نیز قرارگرفته و ابزار مناسبی برای انتقال و حتی تحکیم پایه­‌های آن در میان صاحبان فرهنگ­های دیگر و متفاوت، محسوب می­شود.

گفته می‌شود کتاب «خرد آواره» نوشته‌ دانشمند گرامی علی امیری و تعدادی دیگری از کتاب­های خوب منتشرشده در داخل افغانستان، ممنوع‌الخروج شده و نتوانسته رضایت فرهنگ ستیزان حاکم بر مقدرات فرهنگی این سرزمین را برای حضور در نمایشگاه بین‌المللی تهران، کسب کند! این، چیزی عجیبی است اما سخت قابل پیش­بینی، زیرا گروهی در این کشور بلازده تا سال­ها یا شاید هم قرن‌ها به «خرد آواره» نیاز دارند یا هم «خرد آواره» اقتضای وضعیت طبیعی‌شان است، چرا آسانش از دست دهند.

ایستادن در مقابل کتاب و مبارزه با عمومی شدن آن، از سوی هرکسی که صورت گیرد، کار سخت نامطلوب و زشتی است، و اگر این کار از سوی فردی که عنوان «وزیر فرهنگ» را یدک می­کشد یا همکاران چنین فردی صورت گیرد، بسی نامطلوب­تر و زشت­تر خواهد بود!

در وضعیتی که لازم می­نماید کتاب­های باکیفیت بهتر و بروزتری نوشته و عرضه گردد تا شاید آبروی رفته بازآید و چهره‌ دیگری از فرهنگ این «قلمرو استبداد» و این «سرزمین خون و خشونت و فریب، به جهانیان و به‌خصوص همسایگان عرضه گردد، اما این کار نیک نه‌تنها با طرفداری و همکاری مقامات فرهنگی همراه نمی‌شود که فرهنگ ستیزان حاکم، فرصت چنین کاری را به دیگر هم‌میهنان فرهمند و فرهنگ دوست خویش نیز نمی‌دهند.

این­ها همه در حالی است که فرهنگ ستیزان خود نه توان کارهای فرهنگی را دارند و نه استعداد کتاب خوب‌نویسی، و اگر کتاب‌هایی بنویسند در سطح ابتدایی و از کسانی که هرچند به برکت روابط و استفاده از زور وزر و تزویر در مسند جعلی پروفسوری تکیه زده‌اند، اما چیزی جز خزعبلات و خرافاتی از نوع آنچه تعویض نویسان شاه دوشمشیره متخصص آن‌اند، در چنته ندارند. آشکارترین نمونه این کتاب‌های کم‌مایه که از قلم نویسندگان فرومایه‌تری تراوش نموده و از طریق وزارت فرهنگ قبیله‌ای وارد بازار می‌گردد، همان دایره‌المعارف مسخره است که چندی پیش توسط تعدادی از اوباشان فرهنگی نام، به بازار عرضه شد و آن رسوایی عظیم را برای نویسندگان و نیز کلیت کشور، به بار آورد.

اینان باید توجه داشته باشند که با مکتب‌خانه سوزی و کتاب ستیزی نمی­توان راه آگاهی و بیداری آدمیان را سد نموده و مسببات جهالت و ناآگاهی‌شان را فراهم آورد تا بتوان خویشتن ناشایست را در مقامات عالی اداری و فرهنگی حفظ کرد؛ دانش در دنیای امروز که عصر انفجار اطلاعات نام‌گرفته است، بسی قدرتمندتر از آن است که پایش در این بندهای سست و پوسیده، گیر افتاده و از نشر بازماند، آنچه از این کتاب ستیزی‌های ضد فرهنگی و مکتب سوزی‌های غیرانسانی باقی می‌ماند، بی­آبرویی بیشتر عاملان آن است و بس.

شخصاً اظهار امیدواری می­کنم، افرادی که در جایگاه مهم فرهنگی کشور تکیه زده­اند، بیش‌ازاین با دست خود روی خود را سیاه ننموده و در اسرع وقت اجازه دهند این کتاب­های ارزشمند که به نحوی آبروی فرهنگی کشور به شمار می‌آیند، به‌صورت آزادتری در دسترس همگان قرار گیرد.

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما