کد مطلب : 69
شنبه ۱۳ جدی ۱۳۹۳ - ۱۵:۲۹
3349
فاقددیدگاه
عباس آزاد

امنیت، مهمترین چالش دولت وحدت ملی در افغانستان

امضای توافقنامه تشکیل دولت وحدت ملی افغانستان (1)
در فرجام، این مدیریت شایسته ومسوولانه‌ی سیاسی است که در آزمون سخت و البته راهگشا و اعتبارساز کارآمدی،- گامهای استوار و پیوسته در مسیر امنیت‌سازی مطلوب با استفاده از فرصت‌های موجود و زمینه‌سازی برای ایجاد بسترهای مناسب در جهت بهره‌برداری از ظرفیت‌های بالقوه که به نمونه‌های ازآن در فوق اشاره شد،- برداشته و اعتلا و پیشرفت کشور را هدف اساسی و اصلی خود قراردهند و افغانستان که روزی به قلب آسیا معروف بود و چهار راه تجارت آسیا محسوب می‌شد را به جایگاه برتر از پیش، به لحاظ امنیت، اقتصاد و رفاه و شکوفایی فرهنگ و ... رهنمون بشود.

از مهمترین کارویژه‌های یک دولت، تامین امنیت اتباع و شهروندان به منظور زمینه‌سازی برای پیشرفت وتوسعه‌ی کشور می‌باشد. امنیت در ساده‌ترین تعریف عبارتست از نبود تهدید از سوی دیگران و داشتن میزانی از امکانات، برای حفظ و پیشبرد اهداف امنیت ملی. دولت وحدت ملی درنتیجه‌ی بیش از چند ماه گفتگو و وساطت نمایندگان دولتهای خارجی و سازمان ملل و تفاهم با نامزدها یا نمایندگان آنها با تاخیر چند ماهه سرانجام تحقق خارجی یافته و به بن بست پیش آمده پس از انتخابات پایان داد.

هردو نامزد یکی از اولویتهای سیاسی خویش را امضای پیمان امنیتی با آمریکا و ناتو اعلام کرده بودند و دولت وحدت ملی به ریاست اشرف غنی در فردای مراسم تحلیف ریاست جمهوری پیمان یاد شده را با نمایندگان دولت آمریکا و ناتو امضا نمود و اکنون آن را برای تایید به پارلمان فرستاده است و امید می‌رود مجلس شورای ملی نیز آن را تایید نموده و اجرای مفاد آن را به جد از طرفهای معاهده مطالبه نماید؛ زیرا تامین امنیت در داخل و تمامیت ارضی از اولی­ترین وظایف دولت و اساسی­ترین مطالبات اتباع یک کشور و زمینه و بستر اساسی برای کارویژه­های دیگر دولت می­باشد. علی­رغم صرف بودجه­های کلان که عمدتا از منابع کمک­های جامعه­ی جهانی برای دفع تهدیدهای امنییتی هزینه شده است، وضع امنیتی نه تنها بهبود نیافته که به صورت روزافزون برتهدیدات امنیتی افزوده شده است.

موشک­پراکنی که از سوی پاکستان بر ولایات شرقی صورت می­گیرد و تهدیدات افراط­گرایان پاکستان مبنی بر تمرکز فعالیتهای تخریبی و تشدید عملیات انتحاری و ترور وآدم­ربایی در خاک افغانستان و درگیریهای مستقیم با اردوی ملی در ولایت هلمند وکشتار هدفمند کاروانهای مسافرین و افراد غیر نظامی از اقوام خاص، و رشد روزافزون گروههای مافیایی ثروت وقدرت، خشونت علیه زنان و به کارگرفتن کودکان درکارهای شاقه و جذب آنان درگروه‌های معتادان وگروه‌های افراطی به منظور انجام عملیاتهای انتحاری و … به عنوان تهدیدات سخت ازیک‌سو، فقر و بی­کاری، کشت و استعمال مواد مخدر وآثار مخرب و ویرانگر آن بر فعال­ترین قشر جامعه (جوانان)، تهاجم فرهنگی ناشی از رسانه­ها به‌ویژه رسانه­های تصویری و موبایل که بدون هیچگونه کنترول و نظارت در دسترس و مورد استفاده­ی عمومی قرار می­گیرد و تبعات سنگین آن که موجب ترویج ابتذال و بی­بندوباری و فروپاشی خانواده­ها و تشدید شکافهای قومی، فرهنگی، اقصادی و… در نتیجه استحاله­ی فرهنگی می‌شود در زمره­ی تهدیدات نرم، فراروی دولت وحدت ملی قرار دارند.

دولت وحدت ملی که از ایتلاف دو تیم تحول و همگرایی شکل گرفته بنا بر آنچه ريیس جمهور و ریيس اجرایی در دوران تبلیغات انتخاباتی و مراسم تحلیف، درضمن سیاستهای اعلامی­شان ا براز کردند، می­باید به آنها پایبند بوده و در اجرایی و عملیاتی کردن تعهدات­شان، از ملاحظات حزبی و قومی و … پرهیز و صرفا بر مبنای منافع و مصالح ملی و اعتلا و پیشرفت کشور باهمگرایی و همدلی و اصلاحات ساختاری در نهادها و ساخت‌های فرسوده و ناکارآمد با در نظرداشت تخصص و شایسته‌سالاری و وطن دوستی و دلسوزی، تحولات در جهت پیشرفت و ترقی را تداوم بخشیده و از شان و اعتبار ملی و منطقه‌ی و بین‌المللی خوبی برخوردارگردند. به نظر می‌رسد اقدامات ذیل به عنوان راهکارهای مواجهه با چالشهای یاد شده و امنیت‌ساز ضرورت غیر قابل انکارداشته باشند:

1- توجه جدی به زیرساخت‌های اقتصادی و استفاده بهینه از اعتبارات کمکهای جامعه‌ی جهانی در مسیر انکشاف اقصادی و منابع دست نخورده‌ی زیرزمینی از قبیل نفت و گاز و ذغال و لیتیوم و غیره که به اعتراف کارشناسان و دانشمندان خارجی و وزیر مالیه­ی دولت، در صورت انکشاف و استفاده‌ی درست، صرفا از سی درصد منابع یاد شده و توزیع عادلانه آن‌ها در سطح ملی، دولت بدون اتکا به کمک‌های خارجی باکسری بودجه مواجه نخواهد شد. و این مساله در بهبودی وضع اقتصاد و هزینه‌ی ملی در جهت ایجاد اشتغال و رونق اقتصادی و نتیجتا امنیت کشور کمک قابل توجه خواهد نمود.

2- مبارزه جدی و اساسی با فساد اداری و ساماندهی فعالیت‌های شرکتها و اشخاص خصوصی حقیقی و حقوقی خارجی و داخلی و باندهای مافیایی ثروت و قدرت و امنیت‌سوز، مانند اختلاس‌گران کابل بانک و شفاخانه داوود خان و زمین‌خواران و پول شویان و…..

3- توزیع عادلانه قدرت و پراکنده کردن آن در ادارات سراسر کشور و پرهیز از تمرکز در پایتخت البته با معیار شایستگی و تعهد، نه براساس گروهی و قومی و غیره.

4- ساختارسازی وکنترول و رسیدگی به نهادهای مسوول امنیت، اعم از سازمان امنیت و اطلاعات و اردو و پلیس از طریق اختصاص بودجه‌ی لازم و تعیین معاشات پرسنل آن براساس کارکرد و کارآمدی و توانایی و صداقت آنها.

5- تدوین استراتژی کلان امنیتی با توجه به معاهدات بین المللی ومنطقه­‌ی.

6- اهمیت دادن به مطالبات جامعه‌ی مدنی و افکار عمومی و ساماندهی مسایل فرهنگی با در نظر داشت سنت‌های مثبت فرهنگی و استفاده از تجارب مثبت بشری و امکانات به روز در اطلاع رسانی وآگاهی‌بخشی عمومی.

در فرجام، این مدیریت شایسته ومسوولانه‌ی سیاسی است که در آزمون سخت و البته راهگشا و اعتبارساز کارآمدی،- گامهای استوار و پیوسته در مسیر امنیت‌سازی مطلوب با استفاده از فرصت‌های موجود و زمینه‌سازی برای ایجاد بسترهای مناسب در جهت بهره‌برداری از ظرفیت‌های بالقوه که به نمونه‌های ازآن در فوق اشاره شد،- برداشته و اعتلا و پیشرفت کشور را هدف اساسی و اصلی خود قراردهند و افغانستان که روزی به قلب آسیا معروف بود و چهار راه تجارت آسیا محسوب می‌شد را به جایگاه برتر از پیش، به لحاظ امنیت، اقتصاد و رفاه و شکوفایی فرهنگ و … رهنمون بشود.

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
برچسب ها :
مطالب مرتبط
دیدگاه شما