زنگ بیداری با شهادت امیرمهدی
پخش شدن خبر اسارت و به دنبال آن شهادت امیرمهدی مجاهد غیرمنتظره بود و در سالگرد شوک تسلط طالبان بر کشور شوکی دیگری بر مردم خصوصا هزارهها وارد کرد. شایعات درباره نحوهی به دام افتادن آن در فضای مجازی و در محافل خصوصی زیاد و ضدونقیض است. طالبان هم غیر از اعلان کشته شدن توضیحات بیشتر و سند و مدرکی اضافهتر از یک ادعا ارایه نکرده است. همین ابهام در پیرامون این خبر، نشاندهنده پیچیدگی این رویداد است. پدر امیرمهدی در مصاحبه خود با یکی از شبکههای اجتماعی ادعای طالبان مبنی اینکه پسرش به اسارت طالبان درآمده و از سوی آن گروه به شهادت رسیده را تکذیب کرده است. تا مشخص شدن واقعیت امر فعلا باور غالب بر این است که امیرمهدی مجاهد بعد از اسارت و یا تحویل دهی برخی توسط گروه طالبان کشتهشده و مردم هزاره بار دیگر یکی از مدافعان حقوق و پاسدار سنگر مقاومت در برابر انحصار و استبداد تاریخی را به شکل و شیوهی شهید مزاری و یارانش که در دام اسارت به شهادت رسیدند، از دست داده است. این امر واکنش تعدادی از هزارهها که سمپاتی با امیرمهدی پیداکرده بودند را موجب گردیده که شهادت وی را با شهادت شهید مزاری تشبیه نمایند.
اما عدهی از افراطیان مدعی پیروی شهید مزاری بدون فهم درست و دقیق سخن، احساساتش جریحهدار شده و شروع کرده به نزاع و مشاجره و گاهی حتی پرخاشگری که مزاری کجا و امیرمهدی مجاهد کجا! چرا شما امیرمهدی را با مزاری تشبیه میکنید و…. . اینگونه واکنشها از سوی عدهای که اهل ادعای چیزفهمی نیز هستند بسیار مایوس کننده است. اینها بهجای اینکه توجه خود را به اصل ماجرا و اینکه چرا و از کجا ضربه میخورند و مشکل اصلی در کجاست به نزاعها و کشمکشهای کودکانهای میپردازند که بهجز ضرر و زیان هیچ نفع و منفعتی در آن نهفته نیست. دکم و جمود، تحجر و عقبماندگی است فرقی نمیکند که از سوی طالبان اعمال گردد یا از سوی ناسیونالیستان قومی و قبیلهای. طالبان و گروههای افراطی جمود و تحجر بر شعار اسلام، دین، پیامبر و شریعت میورزند و کسانی را که مثل آنها باور ندارند از دایره خودی بیرون کرده و مجوز قتل و خشونت و آزار و اذیتش را صادر کرده و تساهل و تسامح دینی و مذهبی را زیر پا کرده و انسانیت و دیانت را قربانی تعصبهای جاهلانه میکنند.
اینکه امیرمهدی چگونه شخصیتی بوده و هست و درگذشتهها چه کرده است به آن نمیپردازم، اما اینکه او نتوانست تبعیض، انحصار، استبداد امارت طالبانی را تحمل کرده و تاب بیاورد نشانه این است که او شخصیت استثنایی داشته و میخواست کاری برای مردم خود بکند و صرفا به مدح و ستایش امارت طالبانی برای حفظ جایگاه شخصی و نگهداشتن موقعیت سیاسی نپرداخت و شهامت و جسارت آن را داشت که در برابر هیولای خشنی به نام طالبان ایستاد شود و حتی مرگ را در این راستا پذیرا گردد. مردم هزاره در تمام ادوار تاریخ باختشان به خاطر بیعرضگی و نداشتن روحیه و عزم و همت بلند بوده است. اسارت و شهادت امیرمهدی اگر تایید گردد مایه تاسف عمیق و اندوه شدید است و باید مردم هزاره و کنشگران شبکههای اجتماعی و فعالان رسانههای جمعی افکار عمومی و وجدانهای جمعی را بهسوی غور و تامل و واکاوی چنین رخدادهای سوق داده و افکار عمومی را از حالت کرختی و بیتفاوتی بیرون آورده و وجدانهای خوابرفته را بیدار و شعورهای به گروگان گرفته را آزاد و خرد جمعی را شورانده و صلای بیداری و نوای همدلی را سر داده و احساس هم سرنوشتی را به گوش زمین و زمان فریاد کنند.
هزارهها در طول بیست سال به خاطر نادانی و خیانت و معامله تیکهداران قومی در خواب غفلت به سر بردند و تا هنوز از خواب بیدار نگشته و به راهی که رفته دوباره نیندیشیده و تا هنوز بر اساس عادت و منش سنت شده به یخنکشکهای از سر نادانی و نفهمی خود ادامه داده و غافل از محیط پیرامون و دامهای پهنشده و خطرهای در کمین هستند. شهادت امیرمهدی باید زنگ بیدارباشی از توطیهها و زدوبندها و معاملات پشت پردهای باشد که در جریان است و ما نباید این رویداد را یک اتفاق ساده در کنار اتفاقات دیگر ببینیم و بیدار باشیم و حواسمان جمع کنیم و دوست و دشمن خود را دوباره تعریف و شناسایی نماییم و طرحی برای وحدت و همسوی بریزیم و چشماندازی برای فردا داشته باشیم. روح شهید امیرمهدی شاد اگر شهیدش کرده باشند.

(
(