انتخابات دور دوم، چگونه پيشبينی میگردد؟
پيكارهاي دور دوم انتخابات از روز پنچشنبه به طور رسمي آغاز شد. كانديداهاي راهيافته به دور دوم از آن روز به بعد، حق دارند كه تبليغات انتخاباتي را آغاز كرده، برنامهها و حرفهاي خود را يكبار ديگر به معرض قضاوت ملت گذاشته و شانس خود را براي راهيافتن به ارگ رياست جمهوري بيازمايند.
هرچند كاروزار انتخاباتي دور دوم آغاز گرديده اما نگرانييي كه احساس ميشود اين است كه آيا درين مرحله انتخابات توان و رمقي براي ستادهاي انتخابات باقي مانده است تا با نشاط و سرزنده وارد معركه كاروزار انتخاباتي گرديده و بار ديگر افكار عمومي را بسيج براي خلق حماسهي ديگر همچون 16 حمل كرده و مردم باز در صحنه انتخابات حضور به هم رسانده و حماسهي ديگري را در تاريخ افغانستان رقم زنند؟
با توجه به اظهارات و واكنشهاي مسوولين ستادهاي انتخاباتي دو كانديداي رقيب چنين استنباط و برداشت ميگردد كه انگار در دور دوم رمقي براي رقابت پر شور، و تواني براي كشاندن مردم در پاي صندوقهاي راي باقي نمانده و احساس خستگي از سيماي تك تك چهرههاي بازيگر عرصه رقابت انتخابات ديده ميشود. دليل اين خستگي و سرخوردگي هم مبرهن و روشن است زيرا، ستادهاي انتخاباتي تمام توان و نيروي خود را كه متراكم و ذخيره كرده بودند در دور اول انتخابات آزاد كرده و به مصرف رساندند و همه هم درين فكر بودند بازي را در همين دور اول ختم و تكليف وراثت ارگ رياست جمهوري يكسره نمايند؛ اما به هر دليلي كه بود اين طور نشد و انتخابات به دور دوم رفت و ناگزير دو كانديداي پيشتاز بار ديگر در يك رقابت نفسگير ديگر شركت نمايند. دور اول از آنجايكه تنور رقابتهاي انتخابات بسيار گرم و پرجوش و خروش شده بود لاجرم و ناخواسته نيروها و امكانات ستادهاي انتخاباتي را در كام خود فرو برده و بلعيده است.
ازينرو با اندك تامل ميتوان پيشبيني و حدس زد كه فرايند انتخابات در دور دوم همانند دور اول پرشور، رقابتي و پر نشاط نخواهد بود مگر اينكه اتفاقاتي پيشبيني نشده و امور ناپيداي ديگري پيدا شود و تاثير خود را بگذارند و شور و نشاطي را به ارمغان آورد.
دلايلي كه دلالت بر اين مدعا ميكنند:
1- توان مالي ته كشيده: رقابتهاي انتخاباتي توان مالي بسيار كلاني را ميطلبد. در دور اول كانديداها براي برنده شدن هزينه زيادي به مصرف رسانده و پولهاي هنگفتي را خرج نموده و بار مالي سنگيني را متقبل شدهاند. براي رقابت در دور دوم توان مالي چنداني باقي نمانده تا هزينه كنند.
2- خستگي رواني: اعضاي ستادهاي انتخابات به خاطر اينكه تلاشهاي وافرش در مرحله اول نتيجهبخش نبوده احساس سرخوردگي و شكست مينمايند. اين امر، باعث سست شدن انگيزهها جهت تلاش در دور دوم خواهد شد.
3- كم شدن محركها: در دور اول علاوه بر چيزهاي كه ذكر شد كثرت و تعدد كانديداها به عنوان محرك و تشويق كننده مردم براي حضور در صحنه انتخابات زياد بود؛ هشت كانديداهاي رياست جمهوري و بيشمار كانديداهاي شوراهاي ولايتي براي تحريك و انگيزه دادن مردم در تلاش و تكاپو بودند اما در دور دوم آن محركها ديگر وجود ندارد.
4- وخيمتر شدن وضعيت امنيت: عمليات خيبري كه از سوي طالبان در گوشه گوشهي كشور شروع شده، همانند سقوط ولوسوالي يمگان در ولايت بدخشان و حمله بر كنسولگري هند در هرات و … چشمگير و قابل توجه بوده است. اين امر نگراني مردم را از نظر تامين امنيت انتخابات افزايش داده و آسايش خاطر را از آنان ربوده است.
5- بياعتمادي نسبت به كمسيونهاي انتخاباتي: دو كمسيون مستقل انتخابات و سمع شكايات به خاطر درست عمل نكردن و قانع نكردن افكار عمومي نسبت به كشاندن انتخابات به دور دوم، اعتماد مردم را از دست داده است و اين بياعتمادي سبب كاهش حضور مردم به پاي صندوقهاي راي خواهد شد.
نتيجه:
به دلايلي كه ذكر شد انتخابات در دور دوم آن شور و شعف دور اول را نخواهد داشت. و اگر معجزهي صورت بگيرد و كانديداهاي محترم بتوانند مردم را در صحنه انتخابات به پاي صندوقهاي راي درين دور بكشانند و شور و شوق دور اول را دوباره تكرار نمايند؛ بيشك معجزهي خواهد بود كه از سوي ملت افغانستان خلق و در انظار عمومي دنيا به نمايش گذاشته خواهد شد.

(
(