کد مطلب : 277
دوشنبه ۱۵ جدی ۱۳۹۳ - ۱۹:۰۳
3207
فاقددیدگاه
ح- مولايي

اشرف‌غنی رییس جمهور مشروع یا مقبول؟

ashraf qani
«دموكراسی يك كالاي وارداتی نيست كه انسان بتواند آن را از خارج وارد كرده و قامت و اندام خويش را با آن بپوشاند تا از گرما و سرما در امان بماند و يا هم زشتي‌هاي اندام انساني را با آن بپوشاند و يا هم زيبايي‌هاي آن را به نمايش آورد. دموكراسي مرحله‌‌ی از مراحل كمال جامعه انسانی است كه بايد از طريق تضاد درونی و حركت جوهری جامعه به شكل ممتد و پيوسته تا رسيدن به يكی از مرحله‌های تكامل اجتماعی، صورت پذيرفته و به وقوع پيوندد».

انتخابات ریاست جمهوری در کشور ما که دچار بحران و بن‌بست‌های شدید شده بود بالاخره بعد از انتظارها و تلاش‌های نفس‌گیر هفت‌خوان رستم را طی کرده و به نتیجه رسید و اشرف‌غنی به عنوان رییس جمهور تعیین و غایله انتخابات ختم و بن‌بست آن شکسته شد. افغانستان هم‌اکنون در شرایط جدیدی قرار گرفته و برگه نو را در تاریخ سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و … خود ورق می‌زند و به سوی فرداهای روشن چشم دوخته و آینده‌های خیالی و زندگی‌های رویایی را انتظار می‌کشند.

بحران به وجود آمده در قضیه انتخابات، ثابت ساخت که افغانستان تا رسیدن به مرحله‌ی از کمال تاریخی، که بتواند نظام دموکراتیک داشته باشد و ارزش‌ها، باورها و هنجارهای دموکراسی را پاس داشته و سرلوحه زندگی سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، و اقتصادی خود قرار دهد؛ فاصله زیاد داشته و سالیان دراز باید انتظار کشید تا این جامعه‌ی از رمق‌افتاده از نظر علایم حیاتی و معلول مادرزادی تاریخی شفا (از نمیدانم کدام نیروی ماورایی و رقم‌زننده تقدیر تاریخی) گرفته و نیروی حیات در رگهای ضعیف و جسد نحیف‌شان دمیده از معلولیت مادرزادی‌شان نجات پیدا کرده و سر پایش ایستاده گردیده و آنگاه قدم‌های اولیه را برای پیمودن راه‌های دشوار و پر پیچ و خم تاریخی، بردارد و زمان‌های زیادی صبر پیشه نماییم تا پدر پیر فلک دست به کار شود و مادر گیتی فرزندی را به زمین بگذارد که نامش دموکراسی است.

دموکراسی یک کالای وارداتی نیست که انسان بتواند آن را از خارج وارد کرده و قامت و اندام خویش را با آن بپوشاند تا از گرما و سرما در امان بماند و یا هم زشتی‌های اندام انسانی را با آن بپوشاند و یا هم زیبایی‌های آن را به نمایش آورد. دموکراسی مرحله‌ی از مراحل کمال جامعه انسانی است که باید از طریق تضاد درونی و حرکت جوهری جامعه به شکل ممتد و پیوسته تا رسیدن به یکی از مرحله‌های تکامل اجتماعی، صورت پذیرفته و به وقوع پیوندد.

اگر در کشور ما ارگانهای رسمی همانندکمسیونهای مستقل انتخابات نمی‌توانند کارکرد درست و کارآیی لازم و مورد انتظار را داشته باشند دلیلش در همین امر نهفته است. آدم‌های همچون اشرف غنی، زلمی خلیل‌زاد و … در کشورهای پیش‌رفته و تکامل‌یافته یک دموکرات است اما همین‌ها از همان لحظه‌ی که وارد افغانستان می‌گردند تبدیل به انسا‌نهای همانند ملا عمرها و هزاران فلان‌زی‌های دیگر می‌گردند. آنان نه تنها نمی‌توانند رفتار و کنش دموکراتیک‌منشانه از خود به نمایش بگذارند که سردسته تاراج‌گران سرمایه‌های ملی و بین‌المللی فرایند دموکراتیزه شدن جامعه می‌گردند.

وقتی انتخابات ریاست جمهوری به بن‌بست شدید و خطرناک گرفتار آمد و نگرانی‌های زیاد ملی و بین‌المللی را به وجود آورد و تقلبات گسترده و سازمان‌یافته برملا گردید هرگز ارگان‌های ذی‌دخل و شخصیتهای ذی‌نفوذ درین امر، بر اساس اخلاق و روش جامعه باز و دموکرات‌منش حاضر به پذیرش اشتباه و اذعان به بروز رفتار کج و اعتراف به تقلب نکردند و تمام تلاش‌های ملی و بین المللی منجر به توافق روی دولت وحدت ملی گردید. بنا بر این دولت وحدت ملی، دولت برآمده از توافق سیاسی کنش‌گران به خاطر ملاحظه مصلحت‌های ملی و برون کشیدن کشور از افتادن در دره هولناک جنگ‌ها و شکاف‌های اجتماعی بود.

حال که مدتی است اشرف‌غنی سوگند خورده و قدرت را به دست گرفته خود را رییس جمهور منتخب اعلام می‌کند در حالی که آقای غنی رییس جمهور مصلحت و موافقت است نه رییس جمهور منتخب. ناگفته پیداست که میان رییس جمهور مصلحت و یا موافقت و رییس جمهور منتخب تفاوت از زمین تا آسمان است. رییس جمهور منتخب بر اساس سازوکار قانونی، برنده آرای شفاف و بدون غل‌وغش مردمی است (که تیم رقیب هم برنده بودنش را اذعان و به او تبریک می‌گوید) قدرت را به دست گرفته و رقبای انتخاباتی را کنار زده و برنده میدان بازی شده است.

در حالی‌که رییس جمهور موافقت، نه بر اساس رای مردم که اساس توافق سیاسی دو تیم و بر اساس مصلحت‌سنجی ملی و عواقب اجتماعی و … بر مبنای صلح و مصالحه و تقسیم قدرت، به وجود آمده و عرض‌اندام نموده است. رییس جمهور منتخب مشروعیت سیاسی دارد شاید خیلی مقبولیت عمومی نداشته باشد اما رییس جمهور منتخب ممکن است که از مقبولیت عامه برخوردار باشد ولی مشروعیت قانونی نداشته باشد؛ چنانچه در ریاست جمهوری اشرف‌غنی چنین است. اشرف غنی مشروعیت سیاسی ندارد اما از مقبولیت اجتماعی برخوردار است.

افغانی‌ها وقتی از کشمکش‌های طولانی انتخابات خسته و از به ثمر نشستن تلاش‌ها و مقاومت‌ها مایوس، و نگرانی‌های ممتد و گسترده امنیتی، بروز جنگ‌های داخلی، مشکلات اقتصادی، برگشت به دوران دهه ۷۰ و هزاران عوامل دیگر روح و روان این مردم رنج دیده را می‌آزرد، تن به موافقت سیاسی دو کاندیدای ریاست جمهوری داده و ازین توافق سیاسی به وجود آمده کمال استقبال را به عمل آورده و ازان حمایت و پشتیبانی نمودند. این اقبال عمومی به خاطر مصلحت‌های کلان ملی است نه به خاطر مشروعیت سیاسی. تیم اشرف غنی با پشتوانه کمسیون‌های انتخاباتی و شکایات انتخاباتی و دفتر ریاست جمهوری و … به تقلب گسترده متهم شدند، اما اشرف غنی دست داشتن در تقلب را انکار کرده و خود را تبریه می‌کردند؛ در حالیکه همه شهروندان نیک می‌دانند که اشرف غنی رییس جمهور منتخب، مشروع، و قانونی نیست بلکه حاصل یک توافق سیاسی دو تیم انتخاباتی و بر اساس در نظرداشت مصلحت ملی است؛ اما اشرف غنی و تیمش باز و تا کنون به تقلب خود ادامه داده و خود را رییس جمهوری منتخب اعلان می‌کند. آیا اشرف غنی و طرفدارانش تفاوت این دو مقوله را نمی‌دانند و نمی‌توانند میان این دو مفهوم تفکیک نمایند یا نه، تا هنوز به تقلب خود ادامه داده و خود را رییس جمهور منتخب جا می‌زند.

هرچند جامعه خسته افغانستان همینکه کشور از یک بحران و جنگ داخلی دیگر رهایی پیدا کرده‌ راضی و خوشنود می‌باشد و به تقلبی که از ناحیه اشرف غنی و تیم وی نسبت به توافقات سیاسی ادامه دارد توجهی نمی‌کند اما زمانی خواهد رسید که این تقلبات در دادگاه تاریخ به داوری گرفتار آید و تاریخ قضاوت خویش را خواهد کرد و کسانی را که تقلب کرده‌اند کیفر خواهد داد.

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
برچسب ها :
مطالب مرتبط
دیدگاه شما