کد مطلب : 2418
پنج شنبه ۴ میزان ۱۳۹۸ - ۱۹:۱۹
1548
فاقددیدگاه
مهدی فروزان

انتخابات ریاست جمهوری، مشارکت و یا عدم مشارکت مردمی!

ذبح و تماشا
«از همین رو جنبش روشنایی برای صیانت و پاسداشت دموکراسی و مبارزه بافرهنگ تقلب سالاری و امتیاز طلبی به‌عنوان اعتراض عدم مشارکت خود را در انتخابات شفاف بیان داشت و تمام شهروندان و جامعه جهانی را به توجه روی شفافیت پروسه انتخابات فراخواند و برای نه گفتن به تقلبات گسترده از ابزار مبارزه منفی یعنی استفاده نکردن از حق رای استفاده کرده و اعلان داشته است که با حضور خود به تقلبات گسترده انتخاباتی مشروعیت نمی‌بخشند».

برگزاری انتخابات بیانگر احترام به حقوق انسانی شهروندان یک جامعه است و بستر و زمینه تعیین سرنوشت سیاسی مردم، توسط خود مردم را است. انتخابات برگزار می‌گردد تا به انسانیت، عقلانیت هر شهروند، ارج و ارزشی گذاشته شود و هر قوم، گروه و گرایش سیاسی بتوانند در راستای تکوین سامان سیاسی گام‌های موثر و سرنوشت سازی را بردارند و خواسته‌ها و مطالبات خود را در پرتو  برنامه‌ها و شعارها و سیاست‌های تیم‌های انتخاباتی بجویند و  مورد گزینش قرار دهند و وارد کارزار انتخاباتی و رقابت‌های نفس‌گیر و تنگاتنگی شوند.

اما هزاره‌ها به دلیل واگرایی درونی، اختلافات تیمی و گروهی، نبود مخرج مشترک، فقدان اهداف استراتژیک و چندپاره شدن به چند گروه و تیم‌های سیاسی تا هنوز نتوانسته به تعقیب منافع کلان جامعه هزاره بپردازند. متاسفانه رهبران سیاسی هزاره به واگرایی و ازهم‌گسیختگی جامعه هزاره نقش بیشتری داشته‌اند. برآیند رفتار این‌ها یاس، ناامیدی، بی‌تحرکی، عدم نشاط، شور و شوق مشارکت سیاسی را از هزاره‌ها است. رهبران سنتی مدام به منافع خانوادگی، تیمی و گروهی خودشان اندیشیده‌اند و از هر سو تلاش‌های مستمر و گسترده‌ی را به خرج داده‌اند تا بتوانند یک گنبدی آهنین سیاسی و نظامی را برای حفاظت و دفاع از منافع سیاسی و گروهی و فامیلی خودشان بسازند تا نشاط و انرژی را از حرکت و مشارکت سیاسی مردمی بستانند و مردم را در برهوت سیاست تنها و رها گذاشته‌اند و  از راهبردهای کلان و استراتژیک هزارگی حرف‌وحدیثی به میان نیاورده‌اند و منافع کلان و راهبردی هزارگی را تنها در آرزو و خیال باقی گذاشته‌اند و از تحقق و نیل به آن، اثر، نشان و نمودی به‌جای نگذاشته‌اند. در این انتخابات هر رهبر سنتی هزاره و متنفذان اجتماعی و فرهنگی درصدد پر کردن جیب خودشان‌ برآمدند و منافع مشترک و جمعی مردم را در بازار مکاره سیاست به حراج گذاشته‌اند. لذا دلسردی و تردید و سردرگمی در مشارکت سیاسی توده مردم پدید آوردند.

عامل دوم سردرگمی جامعه هزاره، خیانت و خباثت تیم قبیله سالار حاکمیت است که انتخابات قبلی را با تقلب، تخلف، خدعه، فریب و دستبرد زدن به آرا و صندوق‌های رای آلوده نمود و به نفع تیم حاکم و حکومتگران غدار و مکار، زمینه و بستر دلسردی، یاس و ناامیدی برای هزاره‌ها را فراهم کردند. فضای رقابت‌های سالم و آزاد را گل‌آلود ساختند تا ماهی دلخواه، مطلوب و نتیجه از پیش تعیین‌شده را از فرایند کاذبانه انتخابات بگیرند تا مردم را ازنظر روانی، روحی مایوس و ناامید نموده و نگذارند در عرصه سیاست، کنش فعال و مثبت و سازنده‌ی را از خودشان به نمایش بگذارند و سرنوشت سیاسی را بااراده قاطع و خواست واقعی خویش رقم زنند. به‌صورت فعال و زنده در عرصه سیاست ظاهر شوند. این سیاست مکر، فریب، تقلب و آلوده کردن فضای سیاسی نیز، موجب دلسردی و بی‌نشاطی هزاره‌ها گردیده است و مشارکت سیاسی آن‌ها را کاهش خواهد داد. حاکمیت غنی در دوره قبل نیز  برخلاف فرمول‌ها و قواعد بازی دموکراتیک عمل کردند و خواست‌ها و حقوق شهروندی و اقلیت‌ها، اقوام غیر حاکم را مورد بی‌مهری قرار داد. همه مزایا، منافع و دستاوردهای مادی و معنوی را در راه تداوم حاکمیت قومی خودشان به کار گرفتند و بعد از انتخابات، از ابزار سرکوب، تهدید، عزل، حبس، تطمیع، توبیخ و اتهام سیاسی علیه مردم، رقبا و حریفان سیاسی خویش به کار گرفتند و  سیاست و حکومت را یک پدیده قومی جلوه دادند. پروسه انتخابات را یک امر تزیینی و نمایشی کردند و نقش مردم در سیاست‌ها و برنامه‌ها را بی تاثیر قرار کردند.

انتخابات ریاست جمهوری به‌عنوان یک پدیده سیاسی و ملی فرارسید، ولی مردم هزاره سردرگم مشارکت و عدم مشارکت و متحیّر در پیوستن و همکاری به کدام تیم‌ها و کمپین‌ها هستند تا دست از غیب بیرون آید و کاری بکند! باگذشت زمان این تحیّر و سردرگمی آثار زیان‌بار و جبران‌ناپذیر در امر مشارکت سیاسی و رقابت‌های انتخاباتی مردم هزاره خواهد داشت. مردم بر این باور‌اند که شرکت و عدم شرکت در کاهش و زدایش نظام تبعیض‌گرایی حاکمیت تاثیری ندارد. شیوه، رفتار و کنش سیاسی حکومتگران از مسیر پوسیده و سنتی هم‌کیشان قومی پشتون، عوض و تغییر مسیر نخواهد داد و این سرنوشت محتوم و غیرقابل تغییر و پایدار  تداوم خواهد یافت.

این تاملات، نگرش‌ها، روش‌ها و رفتارهای بازیگران قومی و حاکمیت در سردرگمی و حیرت‌زدگی سیاسی هزاره‌ها افزوده است. مشارکت بی‌ نظارت موجب افزایش و تقویت فرهنگ تقلب حاکمیت خواهد شد تا نتیجه نهایی قانون برنده شدن (نصف به‌علاوه یک) را از طریق تخلفات و تقلبات گستره به دست آورند و تیم حاکمیت را پیروز نهایی انتخابات اعلام بدارند و بار دیگر بر مقدرات سیاسی مردم سلطه و چیره و در مسیر انحرافی و انحصاری قدرت، هرچه پرشتاب‌تر و محکم‌تر گام‌ها و قدم‌های را بردارند. منابع و مراکز قدرت در راستای منافع یک قوم را به انحصار بگیرند و ببلعند و دیگران را از اریکه قدرت و سیاست به دور نگهدارند. این دو عامل و مولفه در دلسردی و نگرانی در امر عدم مشارکت سیاسی هزاره‌ها در این انتخابات ریاست جمهوری رابطه مستقیمی داشته است. از همین رو جنبش روشنایی برای صیانت و پاسداشت دموکراسی و مبارزه بافرهنگ تقلب سالاری و امتیاز طلبی به‌عنوان اعتراض عدم مشارکت خود را در انتخابات شفاف بیان داشت و تمام شهروندان و جامعه جهانی را به توجه روی شفافیت پروسه انتخابات فراخواند و برای نه گفتن به تقلبات گسترده از ابزار مبارزه منفی یعنی استفاده نکردن از حق رای استفاده کرده و اعلان داشته است که با حضور خود به تقلبات گسترده انتخاباتی مشروعیت نمی‌بخشند. جنبش روشنایی با اعلان موضع خود بیان داشته است که باید با عوامل و ریشه‌های این پدیده خطرناک مبارزه شود و فرهنگ مشارکت پویا و پایای سیاسی که در افزایش میزان مقبولیت سیاسی تاثیرگذار است رونق دوباره و موردحمایت اربابان قدرت قرار گیرد و مردم نیز در برابر این پدیده ناپسند موضع بگیرند تا شاهد مشارکت فعال و کارآمد همراه با جوش‌وخروش نسل تحصیل‌کرده و سرنوشت‌ساز جامعه در پدیدارهای سیاسی باشیم.

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما