پشتونیستها و عدالت به مثابه روش
از عدالت چون ارزش و فضیلت در عرصههای مختلف فلسفی، سیاسی، اخلاقی،اقتصادی و اجتماعی سخن بسیار رفته است. عدالت در جامعهی بشری چون درّ ناب و نایاب از چنان اعتبار و اقتداری برخوردار است که از آدمیان دنیای کهن و باستانی گرفته تا ساکنان دهکدهی جهانی شیفته و شیدای آن بوده است و ملتهای در زجر و زنجیر ستم در طول تاریخ برای نیل به عدالت تاوان بس گران دادهاند.اربابان معرفت و فضیلت و سیاست از دیرباز تاکنون اندر حسنات و برکات این واژهی افسونگر، انبوهی از گفتار و نوشتار ارزنده را آفریدهاند. برکاتی چون انکشاف و آبادانی متوازن مملکت، سلامتی و رفاه ملت، شکوفایی و به بار نشستن استعداد، توانایی و ظرفیت جامعه و فرد. طبعا به همان پیمانه، شاید رذیلتی منفورتر و انسان شکنتر از بیعدالتی و نابرابری در فرهنگ اخلاقی و سیاسی بشر وجود نداشته باشد. بیعدالتی تبهگاه آرامش، آسایش و ثبات و زایشگاه فقر اقتصادی و فرهنگی و بهتبع آن مولد هر نوع فسق و فساد است. اقوام غیر پشتون بهخصوص هزارهها همواره جام شوکران تبعیض، بیعدالتی و نابرابری را سر کشیدهاند و طعم تلخ و استخوان سوز آن را چشیدهاند. منتهی سوال سترگ و بزرگ که ممکن است در برابر افکار جمعی قامت راست کند این است که آیا اشرف غنی، حامد کرزی، زلمی خلیل زاد و همقطاران آنان با اِعمال این سیاست تبعیض و بیعدالتی عریان و سیستماتیک علیه دیگران سود، منفعت و منزلت به هموطنان پشتون ما بخشیده است؟ آیا فاشیستان و انحصارگرایان ارگ و غیر ارگ با این سیاست ستمپیشگی به قوم خویش خدمت کردهاند و آنها را در صدر نشاندهاند و زمینهی رشد و پویایی آنان را فراهم کردهاند؟ به نظر من پاسخ منفی است. چراکه آتش بیعدالتی و تبعیض و این سیاست غلط نهتنها کشور را به خاکستر سیاه نشانده است بلکه به دلایل ذیل پشتونها بیش از دیگران از آن آسیب دیدهاند.
الف) بیشترین طعمهی اژدهای مرگ از تبار پشتون
افراطگرایان طالب و داعش بیشترین یارگیریشان در میان مردان و جوانان هموطن پشتون انجام میگیرد و هر روز در صحنهی جنگ و جنون و قتل و خون به آنان شربت مرگ مینوشانند و خانوادههایشان را یکعمر غم اندود و خونیندل میکنند که نه لبخند بر لب دارند نه شادی در دل، نه نشاط عیشی و نه درمان دلی. مضافا بر اینکه شمار قابلتوجه نیروهای نظامی شاغل در اردوی ملی پشتون نیز هستند که در این جنگهای بیهوده، آنها نیز در سفرهی خونین رنگ مرگ سهیم میشوند. بر این اساس آمار مرگومیر هموطنان پشتون تبار ما بیشتر از اقوام دیگر است.
ب) فقر بستر گرایش روزافزون پشتونها به تروریستها
مجال جولان دادن به تروریستها برای سرکوب مخالفین و اقلیتها در وهله نخست دودش بیش از همه به چشم این قوم نگونبخت (پشتون) میرود. زیرا در خلای فقر و فاقه است که فرصتطلبان داعش و طالبان ذایقهی حرص و طمع انسان پشتون را با نشان دادن درهم و دلار تحریک میکنند. لذا مردمان و نوجوانان این قوم بهجای پیمودن مسیر پرهزینه و پرحوصلهی کار و تلاش تا رسیدن به نان و نام ترجیح میدهند با دریافت حقوق دندانگیر و قابلتوجه از افراطگرایان، ره صدساله را در یکشب بپیمایند. اگر فاشیستهای پشتون بهجای سیاست حذف و طرد اقوام دیگر از صحنه قدرت و سیاست، حداقل شکم قوم خویش را سیر و فربه میکردند مردم مظلومشان ارزان و رایگان طعمهی قافلهی جهل و قساوت نمیشدند و ظرفیت، لیاقت و شایستگیشان در انجام کارهای ارزنده و متعالی برای همیشه در خاک دفن نمیشد.
ج) افزایش کینه و عداوت میان قوم پشتون و اقوام دیگر
اشرف غنی و سایر پشتونیستها با منطق تبعیض و نابرابری تخم نفرت،کینه و خصومت را نسبت به هموطن پشتون ما در جان و روان اقوام دیگر میپاشند که اگر اندک تامل شود این پدیده آثار و عواقب زیانبار و جبرانناپذیر طولانیمدت را برای مردم و ثبات کشور به بار خواهد آورد. بدین معنی که تاجیک،ازبک و بهخصوص هزاره ملیت پشتون را نه بهعنوان هموطن، هممرز و هم خاک بلکه بهمثابهی یک قوم قانونشکن و دهشت افکن، قبیلهی جهل پرور و خرافه گستر و طایفهی طرار و ریاکار خواهند شناخت. همچنین بدگمان خواهند بود که آنها سارقان بیباک امنیت و عافیت ملت و سوداگران چالاک شقاوت و قساوت هستند و میپندارند این پشتونها بودند که کشور را به عفونت وخیم فقر، نا داری و عقبماندگی آغشتهاند. بدون شک مسبب اینسوی ظنها، عدم اعتمادها و ذهنیتهای معیوب و مخدوش، اشرف غنی و همقطاران ویاند.
د) روزافزون شدن جهل و نادانی میان پشتونها
سیاست چاه کندن برای دیگران و جا انداختن ناشایستگان در مناصب سیاسی، اجتماعی و انسداد روزنه و دریچهی علم به بهانهی مضحکِ «سهمیهبندی کنکور» درواقع چاهی است که بیش از همه برای ملت پشتون حفر میکنند. زیرا وقتی جوانانشان بتوانند از گذرگاه کنکور که برای آنان فراخ و هموارشده است عبور کنند، طبعا بر اساس خاصیت راحتطلبی آدمی، هیچ انگیزه و داعی برای تلاش اضافی در جهت فراگیری علم و آگاهی نخواهند داشت، برآیند این سیاست عدالت شکن، جهل و بیسوادی خواهد بود که بر جبین رفتار و کردار پشتونها مهر خویش را میکوبد. رونق مکاتب دینی و تربیت نوباوگان خالیالذهن در آن مراکز انتحار پرور مزید بر علت است که به این قوم نگونبخت بیشترین آسیب را وارد کرده است. همین جاهلان و کاهلان هستند که گاهی از روزنهی تبعیض و بیعدالتی به مناصب و منازل کلیدی سیاست و مدیریت راه مییابند و برای کشور و ملت محنت و مصیبت میآفرینند. بیتردید این روش خیانتکارانه و ناعادلانه است که به تمام شهروندان و ساکنان این آبوخاک بهخصوص پشتونها ضرر و غرر وارد کرده است! اشاره به برخی آثار شوم تبعیض و بیعدالتی درواقع مشت نمونهای خروار بود که تجربه ثابت کرده پشتونها بیش از همه متضرر شدهاند. پس اشرف غنی و پشتون گرایان به خاطر نجات قوم خویش هم که شده از عدالت نه بهعنوان یک فضیلت اخلاقی بلکه بهمثابهی روش حکومتداری بهره گیرند!

(
(