کد مطلب : 2368
یکشنبه ۲۵ حمل ۱۳۹۸ - ۱۲:۲۳
9801
فاقددیدگاه
نادر عدالت‌یار

صلح با طالبان پایان جنگ یا تجربه فریب دوباره؟!

صلح با طالبان
«اگر نشست صلح قطر نفی تبعیض، بی‌عدالتی و محاکمه جنایت‌پیشگان فاشیست را به همراه نداشته باشد، ابزاری بیش برای خلع سلاح دیگران نبوده و ثمره‌ای جز تبعیض پیشگی بیشتر را در قبای جدید سیاست در بر نخواهد داشت. ازاین‌رو، به جد می‌توان گفت که صلح قطر انگیزه‌ای جز توطیه ندارد؛ توطیه‌ای که به‌شدت منطق تبعیض و بی‌عدالتی در سایه انحصار قدرت از سوی فاشیستان قومی دنبال شده و می‌شوند.»

این‌که صلح در افغانستان یک بازی است یا واقعیت و نیز جنگ و صلح هر دو به‌عنوان محصول منطق سیاست بیرونی در راستای هم حرکت می‌کنند یا نه، مسایلی‌اند که باید در جای خود موردبحث قرار گیرد. اما آنچه در اینجا پی گرفته می‌شود، مشکلی است که نه در جلسه صلح قطر مطرح خواهد شد و نه صلح اصلا در موضوع آن اشاره دارد. این مشکل، تبعیض، بی‌عدالتی و افراط‌گرایی قومی است که با توجه به شرایط فعلی وجود آن در دو صورت جنگ و صلح منتفی نیست. جالب است که سران اقوام غیر حاکم، افکار عمومی و حتی خواص جامعه نسبت به این مشکل اساسی کمتر دغدغه داشته و هیچ پرسشی را مطرح نمی‌کنند.

پس سوال این است که آیا با آمدن صلح، حتی اگر به معنای پایان جنگ و جدال و انتحار و انفجار بپنداریم، تبعیض و بی‌عدالتی هم پایان می‌پذیرد؟ ما همه‌چیز، حتی امنیت، ختم همه دشمنی‌ها، رفاه و پیشرفت را به صلح گره زده‌ایم و چشم امید بستیم تا با تحقق صلح تمام رنج‌های تاریخی ما پایان یابد؛ درحالی‌که تجربه دموکراسی باید آموخته باشد که صلح نیز مانند دموکراسی حتی می‌تواند دام فریبنده‌تر از آن برای انحصار قدرت و درنتیجه زمینه‌ساز اعمال تبعیض و بی‌عدالتی باشد. چنانچه فاشیستان در طول تاریخ هرگونه بازی‌ای را که به‌ظاهر ملی و انسانی می‌ماند راه انداخته و درنهایت از منطق فریب برای اعمال تبعیض پیروی کرده است که دموکراسی دوران کرزی و غنی یکی از نمونه‌های روشن و زنده آن است. در این تجربه، هزاره‌ها جزو فریب‌خورده‌ترین قومی بودند که با ورود دروغین دموکراسی همه‌چیز را تمام‌شده پنداشته و تمام داشته‌ها و نداشته‌هایشان را نُقل پیش پای دموکراسی روی فرش فاشیست‌ها ریختند. هزاره‌ها، صادقانه یا ساده‌انگارانه دموکراسی را پایان فصل سرد همه نا انسانی‌ها، وحشی‌گری‌ها، ظلم و ستم تاریخی و عقب‌ماندگی‌های و نیز سرآغاز  دوره جدید و نویدبخش برادری، برابری، خوبی‌ها، ترقی و مدنیت باور کردند، درصورتی‌که تمامیت خواهان فاشیست و تبعیض پیشگان قومی، همچنان متعصبانه‌تر از اسلافشان پیکر زخمی اقوام دیگر را از موضع تبعیض تاریخی دندان گرفتند و همه آمال‌ ساده‌دلان سیاسی را نقش بر آب و حضور نمادین آن‌ها را به غیبت مسافرتی تبدیل کرد. به همین دلیل، تبعیض پیشگان فاشیست حساب‌شده در حلقات مختلف تروریستی طالب و داعش و نیز در حلقه ابلیسانه دولت وحدت ملی جا گرفته و به‌صورت هماهنگ بزرگ‌ترین جنایت‌های‌ بشری را در حق اقوام دیگر و خصوصا هزاره‌ها مرتکب شدند.

بنابراین، اگر نشست صلح قطر نفی تبعیض، بی‌عدالتی و محاکمه جنایت‌پیشگان فاشیست را به همراه نداشته باشد، ابزاری بیش برای خلع سلاح دیگران نبوده و ثمره‌ای جز تبعیض پیشگی بیشتر را در قبای جدید سیاست در بر نخواهد داشت. ازاین‌رو، به جد می‌توان گفت که صلح قطر انگیزه‌ای جز توطیه ندارد؛ توطیه‌ای که به‌شدت منطق تبعیض و بی‌عدالتی در سایه انحصار قدرت از سوی فاشیستان قومی دنبال شده و می‌شوند. چون فاشیست‌های تروریست، نه اوضاع بهتر از وحشی‌گری را می‌فهمند و نه چیزی را ازدست‌داده‌اند که حالا اجبارا یا از روی احساس قلبی روی میز مذاکره صلح واقعی بنشینند. صلح برای آن‌ها جز وقفه‌ی برای تجهیز بیشتر و بستن راه‌های قدرت بر روی دیگران نیست و یا دست‌کم این احتمال را نباید منتفی دانست. ازاین‌رو، هرگونه ساده‌انگاری، معامله و خیانت و یا خوشامدگویی ساده‌لوحانه به پدیده صلح، به معنای فریب مرگبار خود، مردم، نابودی تحقیرآمیز یک قوم و یا سپردن آن‌ها به بردگی همیشگی خواهد بود. چون آن‌طور که مشاهده می‌شود، این صلح، نه تبعیض را نفی می‌کند و نه جنایت‌کاران را به محاکمه می‌کشاند. پس باوجود تبعیض و بی‌عدالتی، صلح بی‌معنا بوده و در حقیقت یک نیرنگ سیاسی برای فریب افکار خسته مردم است. درنتیجه، مشکل اساسی ما تبعیض است و تا زمانی که این مساله سر جای خود باقی باشد، صلح مانند دموکراسی محکوم به فریب است و راستی پنداشتن آن همان تجربه فریب دوباره چیزی دیگری نخواهد بود.‌

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما