اشرف غنی و تقلاهای دم مرگ!
اشرف غنی درعینحالی که یک فاشیست قبیله گرا و یک مستبد خودخواه است یک شیاد بهتماممعنا و یک حیلهگر مثل روباه نیز هست. حیلهگری و روباهصفتی وی باعث شده که تیکه داران همه اقوام را مسافر کرده و همچون گداها درمانده کند که شب و روز کاسه پست گداییهایشان در پیش اینوآن و ازجمله اشرفی غنی دراز باشند. غنی با ترفند و نیرنگی مخصوص به خودش توانست قلدران سیاسی و تیکهداران قومی را تبدیل به گداهای اقتصادی و درماندگان اجتماعی و معاملهگران سیاسی گردانیده و آنها را اسیر خویش و مدام از آنان علیه مردم و به نفع شخصی و تیمی خویش استفاده نماید. اشرف غنی توانست اینها را بازیچه خود قرار دهد و کموبیش پایگاه قومیای که اینها داشتند را از میان بردارد و همه را سر جایشان بنشاند و موقعیت مردمی اینها را بر باد و آبرو و حیثیتهایشان را به تاراج بگذارد.
آقای کرزی با توجه به فراهم بودن شرایط داخلی و بینالمللی نتوانست که از زیر بار و سلطه مافیای قدرت و ثروت تیکهداران قومی رها و خود مستقلانه و بدون تاثیرپذیری از اینها سیاست کند و مانند یک رییس جمهور برنامههای خود را اعمال نموده و محقق سازد و در برابر اهرمهای فشار مافیاهای جهادی و تاراجگران ثروت و سرمایه ملی مقاومت کرده و دست اینها را از چپاول اموال عمومی و فساد سیاسی کوتاه و سرنوشت مردم را به خود مردم واگذار نماید. اما اشرف غنی با روش حیلهگرانه و منش روباه صفتانه خویش توانست که از رای ابلهی همچون دوستم استفاده کند و خودش را رسوای عام و خاص نماید و دانش را بهعنوان سپر بلا برای دفاع از خود در برابر تهاجمات و اعتراضات هزارههای عدالتخواه استفاده نماید و همچنین احمد ضیا مسعود و… !!.
اما همین اشرف غنی که در عرصه ضربهفنی کردن حریفان جهادی و غیر جهادی چنین موفقانه عمل کرده در سایر عرصهها به خاطر اسیر بودن در دام مفکوره قبیلهای و بیماری فاشیستیک نتوانست که خیلی از واقعیتهای عینی در دنیای سیاست و مدیریت را ببیند. ازاینرو این آدم در عرصههای حیاتی و ضروری برای کشور و مصالح ملی نهتنها ناکام بلکه عامل فاجعههای هولناک سیاسی- اجتماعی- فرهنگی و اقتصادی بوده و کاملا یک آدم شکستخورده و از مشروعیت و اقبال عمومی افتاده و مفتضح و رسوا میباشد. اشرف غنی در نزدیکیهای که عزراییل انتخابات میخواهد بیاید و این آدم شیاد و حیلهگر و خاین ملی را برای ابد قبض روح نماید متوجه شده که پایان عمر سیاسیاش فرا رسیده است. بدین جهت تلاش و تقلاهای برای نجات از عزراییل انتخابات روی دست گرفته و دو شخصیت تا حدودی با کارنامه قابلقبول را برای پست وزارت داخله و دفاع منصوب کرده است.
اینکه این دو نفر در این مدت کوتاه برای اشرف غنی فرشته نجات شده میتوانند یا نه زمان به آن پاسخ خواهد داد؛ اما آنچه از قراین و شواهد پیداست به خاطر رفتار خاینانه ملی و بیماری مزمن قبیلهگرایی و در شرایطی که اجل سیاسی اشرف غنی پیش از موعد فرا رسیده است بعید به نظر میرسد که این دو شخصیت بتوانند اکسیژنی برای تداوم تنفس ولو مصنوعی غنی فراهم کرده بتوانند. چون اشرف غنی و ملا سرور دانش بهترین فرصتها را از دست دادند و بنیانها و شیرازههای همبستگی ملی، امنیت اجتماعی، شکوفایی اقتصادی و… را از هم پاشانده و در مدت چهار ماه باقیمانده از عمر نحس ریاست جمهوری این فاشیست، هیچکسی برای بقا و تداوم حیات سیاسی اشرف غنی و تیم او کاری کرده نمیتواند. برای اینکه همزمان باقی مانده کفایت نمیتواند و هم بیماری و فساد و تباهی تیم حاکم خیلی پیشرفته و گسترشیافته که مهار کردنش برای قویترین مسکنها و پادزهرها و میکروبکشها ناممکن شده است. اشرف غنی و ملا سرور دانش بهتر است که به این واقعیت (مرگ سیاسی) که نتیجه رفتار و برآیند کردار خود آنهاست تن داده و از تقلاها و دستوپا زدنهای دیرهنگام خودداری کرده و مرگ سیاسی خود را بپذیرند. دیگر نه خود را زحمت بدهند و نه مردم را بیش از این آزار داده و اذیت نمایند.

(
(