کد مطلب : 2198
یکشنبه ۲۵ سنبله ۱۳۹۷ - ۲۲:۱۶
3011
فاقددیدگاه
ع - منفرد

فرمول دشمن‌شناسی جنبش روشنایی!

Caricator-new-abartazeha-8
«جنبش روشنایی بر خواسته از مطالبات و دردهای مردم است. تبلور افکار و اراده اجتماعی هزاره است لذا هر عنصر و یا جریانی و جناح سیاسی که در تقابل با جنبش قرار گیرد و درفش مخالفت برافرازد درواقع در برابر خواست مردم قد برافراشته و در حقیقت در رویاروی با جامعه هزاره قرار می‌گیرند. بر اساس فرمول کلام امیرالمؤمنین(ع) :«دوست دشمن ما، دشمن ماست» آن‌ها دشمن مردم شمرده می‌شوند این‌گونه و تیپ شخصیتی افراد از هر جناح و گروهی باشند دشمن مردم هزاره هستند.»

جنبش روشنایی با روشنی، عدالت‌خواهی و انسانیت گرایی گره‌خورده است و  با ظلمت، تاریکی، تعصب و تبعیض می‌ستیزد. از همه اشکال نابرابری، ستم، انحصار، استبداد و استکبار قومی تنفر و انزجار دارد. در ماهیت خود با سامان سیاسی که رفتار نژاد گرایانه و قوم کیشانه دارد سر تضاد و مغایرت داشته و همگرایی و همخوانی ندارد. فلسفه شکل‌گیری جنبش دادخواهی و مبارزه با انواع  نابرابری و گسستن زنجیره سیستماتیک تبعیض است و این تبعیض از هر شکل قدرت اعمال گردد باروح و روان جنبش سازگار نیست.

  ایده‌ه‌آل‌های جنبش باسیاست‌ها و رفتارهای حکومت غنی ظاهرا دو فرمول متضادی است؛ یکی اینکه هرچه شعاع وجودی و فکری جنبش عدالت‌خواهی روشنایی توسعه و گسترش یابد؛ دامنه حضور فیزیکی حکومت کاهش می‌یابد، حکومت از کانون گرم احساسات اجتماعی به زاویه و حاشیه رانده می‌شود و از ذهن‌ها و عواطف اجتماعی زدوده می‌گردد، چون‌که با این ماهیت موجود خود، نمی‌تواند باروح و فلسفه سیاسی جنبش درهم بیامیزد. لذا جنبش و حکومت مستبد فعلی دو خط نامتقارن هستند که در یک نقطه مشترک قابل‌جمع نیستند. ازاین‌جهت این نوشتار درصدد پاسخگویی به این پرسش خواهد بود که: فرمول دشمن‌شناسی جنبش روشنایی چیست؟

بازشناسی دوستان و دشمنان جنبش را می‌توان  با این قاعده و فرمول قابل‌تفهیم و شناسایی قرارداد که هر عنصر یا جریانی که با حکومت تبعیض‌گرا  تعامل و همکاری دارد. درواقع با خط و محور ظلم و نابرابری قدمی و گامی برمی‌دارند و خط‌مشی سیاسی حکومت را مورد تایید ذهنی و عملی قرار می‌دهد و کنش‌های سیاسی موجود حکومت را مهر تایید زده  به دفاع آن می‌پردازند و خویشتن را سپر دفاعی دولت و قدرت سیاسی قرار می‌دهند. در حقیقت آگاهانه و ناآگاهانه  در جبهه مدافعان حکومتی قرار می‌گیرند و بر ظلم و ستم قومی ـ اتنیکی می‌افزایند و آب در آسیاب دشمن می‌ریزند  و جزو  اعوان‌وانصار حکومتی به‌حساب می‌آیند.

 این طیف اجتماعی ـ سیاسی به تعبیر فقهی همان اعوان الظلمه هستند که در تکوین و تداوم عملکردهای ضعیف، کاستی‌های عمیق حاکمیت، سهل‌انگاری‌های عامدانه و برخوردهای تبعیض‌آمیز و روش‌های مستبدانه رهبران آن نقش پررنگی ایفا می‌نمایند و چوب سوخت درراه تامین اهداف حکومت‌گران ستمکار می‌گردند، ازنظر جسمی در میان مردم بوده ولی دل، جان  و ضمیرشان درگرو  قدرت فاشیستی قوم‌گرای غنی دارند تا با این تاکتیک  بتوانند به مطامع و منافع سیاسی ـ اقتصادی نایل گردند و برای حفظ  موقعیت و جایگاه سیاسی خویش به هر وسیله و ابزار نامشروع توسل جسته و تمسک می‌جویند تا به حفظ و نگهداشت موقعیت سراب گونه خویش تداوم بخشند.

 این طیف اجتماعی طبق کلام نورانی امیرالمؤمنین: از کلمات امام علی (ع) است: «اصدقاؤک ثلاثه، و اعداوک ثلاثه»؛ «تو سه نوع دوست و سه نوع دشمن‌داری.»، «فاصدقاؤک: صدیقک و صدیق صدیقک و عدو عدوک» ؛«دوستان تو یکی آن‌کسی است که مستقیما دوست خودتو است، دومی دوست تو است، سومی دشمن تو است»، «و اعداؤک: عدوک و عدو صدیقک و صدیق عدوک» ، «دشمنان تو عبارت است از آنکه مستقیما با خودتو دشمن است و آن‌کس که دشمن دوست تو است و آن‌کسی که دوست دشمن تو است.»(نهج‌البلاغه، حکمت ۲۹۵).

برحسب این فرمول و قاعده: «دوست دشمن ما دشمن ما است» این نوع افراد که در صفوف دشمن جنبش می‌آرایند و به‌طور پنهانی و ناپیدا به خصومت و دشمنی با جنبش مردمی هزاره می‌پردازند  سر در لاک حکومت ضد مردمی ما دارند و از آبشخور حکومت سیراب می‌گردند. بر طبق قاعده مذبور آن‌ها دشمن جنبش روشنایی هستند که مدام مانع توسعه و گسترش نفوذ سیاسی ـ اجتماعی جنبش می‌شوند. شب و روز تلاش می‌ورزند که چراغ پرفروغ روشنایی را در میان جامعه هزاره خاموش بسازند، جلوی رشد و فراگیری آن در سطح اجتماع را بگیرند. اما غافل از اینکه نمی‌توانند با دو ناخن خویش مانع درخشش خورشید بلند تاب جنبش روشنایی در دل‌های جامعه هزاره گردند. این دسته انسان‌ها از حامیان حکومت تبعیض‌گرای غنی یا جناح‌های سیاسی شیخین هستند که  ماشین تبلیغاتی تخریب از بدبینی و نفرت پراکنی علیه جنبش و هوادارانش به راه انداخته‌اند، در فضاهای حقیقی ـ  مجازی و از رسانه‌های شنیداری،گفتاری و نوشتاری مدام در برابر خواسته‌ها و مطالبات برحق جنبش و جنبشیان قلم‌فرسایی نموده و سخن می‌پراکنند. اینان همان عناصر مخرب‌اند که در صدر اسلام به کسانی شباهت دارند که پشت سر امام علی (ع) نماز اقتدا می‌کردند ولی در شام و نهار حضرت را نادیده انگاشته و در سر سفره رنگین معاویه غذا میل می‌کردند.

  چهره اینان به‌زودی در جامعه برملا و نمایان و در تاریخ خون‌بار سیاسی هزاره مفتضح و رسوا خواهد شد. اینان شبیه بازارانشان که دیروز در قصر سپیدار از سیاست‌های مکارانه غنی در برابر خواسته‌ها و مطالبات مردم هزاره به دفاع برخاست و شمشیر آخته به روی مردم کشید و امروز با آب ندامت و پشیمانی خود را تطهیر می‌نماید که الان هرگز سودی به حالشان ندارد و دیگر قابل‌تطهیر اجتماعی نیست.

جنبش روشنایی بر خواسته از مطالبات و دردهای مردم است. تبلور افکار و اراده اجتماعی هزاره است لذا هر عنصر و یا جریانی و جناح سیاسی که در تقابل با جنبش قرار گیرد و درفش مخالفت برافرازد درواقع در برابر خواست مردم قد برافراشته و در حقیقت در رویاروی با جامعه هزاره قرار می‌گیرند. بر اساس فرمول کلام امیرالمؤمنین(ع) :«دوست دشمن ما، دشمن ماست» آن‌ها دشمن مردم شمرده می‌شوند این‌گونه و تیپ شخصیتی افراد از هر جناح و گروهی باشند دشمن مردم هزاره هستند. ضدیت و تقابل با خواست‌ها و مطالبات اجتماعی هزاره دارند لذا دوست مردم و دلسوز مردم ما نیست بلکه از باب دوست دشمن ما دشمن ما است » دشمن خواسته یا نخواسته مردم و جامعه هزاره هستند.

پس راه و متد شناسایی دشمنان جنبش روشنایی در جامعه هزاره درگرو همکاری افراد با حکومت غنی و مخالفت با  مطالبات عدالت‌خواهانه مردم هزاره نهفته است چون‌که مساعدت فرهنگی، سیاسی و اجتماعی با حکومت درواقع تایید رفتار و کنش تبعیض‌آمیزی حکومت است. لذا همکاران حکومتی و مخالفان جنبش در هر موقعیت اجتماعی سیاسی باشند دشمن جنبش مردمی روشنایی و دشمن مردم هزاره هستند!

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما