دولت موقت؛ راهحل بیرون رفت از این وضعیت
اوضاع افغانستان هرروز بیشازپیش بدتر و وضعیت امنیتی، اقتصادی، سیاسی لحظهبهلحظه بدتر و وخیمتر شده و مردم و نیروهای امنیتی همواره قربانی داده و انسانهای بیگناه، اعم از کودکان، زنان و مردان ملکی پی هم در انتحار و انفجارهای خونین به شهادت میرسند و فاجعه پس از فاجعه خلق میگردد و مردم در میان آتش و خون دستوپا میزنند اما کسی نیست که در قبال این وضعیت ناگوار پاسخگو باشد و بحران موجود در کشور را مدیریت درست و اساسی بکند. اشرف غنی غدار و تقلب کار با دستیار دونهمتش سرور دانش و عبدالله بیعرضه غیر از ابراز تسلیت و متهم کردن این گروه و یا آن گروه وحشتافکن و تروریستی کاری نمیکنند! اشرف غنی و سرور دانش بدون اینکه سرسوزن در فکر بهبود وضعیت امنیتی، معیشتی مردم باشند به فکر زد و بندهای سیاسی و تداوم قدرت پوشالی و سازمان دادن یک تقلب انتخابی دیگر هستند. اشرف غنی و تیم وی با پشتگرمی حامیان غربیشان دلگرم بوده و خود را در برابر مردم و مطالبات آنان پاسخگو نمیدانند و فقط در پی کسب رضایت و جلب نظر غربیها هستند. غربیها و در راس آن آمریکا هم مهرهی مطیعتر و نوکر سرسپردهتر از اشرف غنی نیافته و از اطاعت محض و اجرا کردن فرمانهایشان توسط غنی خوشنود هستند.
از طرفی مردم هم از بس از دوران حاکمیت مجاهدین و طالبان خاطره بد و هولناک در ذهن و ضمیر خویش دارند، احساس میکنند که اگر علیه اشرف غنی قیام کنند و خواستار کنارهگیریاش شوند ممکن است که در چاله حکومت مجاهدین و یا در چاه امارت طالبان سقوط کنند. لذا سایه این ترس و هولناکی این رخداد احتمالی، آنقدر سنگین و وحشتآفرین است که حاضرند در میان آتش و خون و قربانی شدن روزمرهشان دستوپا بزنند اما مجاهدان راه خدا و طالبان امارت الله را بر سرنوشتشان مسلط نکنند. اشرف غنی و دار و دسته و حامیان غربیشان هم خوب این وضعیت روان جمعی مردم افغانستان را درک کرده و شناختهاند لذا نه غربیها از احتمال شورش مردم نگراناند و نه اشرف غنی و حلقه دوروبر او از عصیان تودهها و قیام جان به لب رسیدهها تشویش دارند. بدینجهت فاجعههای بسیار تلخ و رخدادهای بسیار جانگداز به وقوع میپیوندد کک غنی و تیم او نمیگزد. در این رویدادهای تلخ و ناگوار فقط وارثان و فامیلان قربانیها از فراق عزیزانشان چند روزی شیون و ناله میکنند و بعد همهچیز فراموش میشود تا حادثه دیگر و قربانی دیگر و گریه و ماتم دیگر مردم منتظر مینشینند.!
اشرف غنی و دولت او با وعدههای کلان و شعارهای جذاب به صحنه انتخابات ظاهر گشت اما ازآنجای که مردم اعتماد به او نکردند و رای به او ندادند غربیها با تردستی و شیطنت خاص خود، انتخابات را به دور دوم برد و رای گوسفندی را به نفع این مزدور قبیله محور خود فراهم نمودند و با زرنگی و تهدید و ارعاب طرف مقابل و ترساندن مردم از بحران و بازگشت طالبان این مرد بیمار هار را بر گرده مردم مسلط کردند. اکنونکه حدود چهار سال است که مردم از توان مدیریتی و ابتکارات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی امنیتی این شخص آگاه گشته و ظرفیت این آدم با تیمش را با گوشت و پوستواستخوان خویش تجربه نمودهاند، مردم به کدامین امید در انتظار بهبود اوضاع امنیتی، اقتصادی و سیاسی نشستهاند و انتظار میکشند که این تقلب کار ماهر و اعوان و عمله او، انتخابات پارلمان را سالم برگزار کرده و پارلمانی برخاسته از رای و اراده مردم به وجود میآورند و سالی دیگر در انتخابات ریاست جمهوری بار دیگر تقلب نکرده و انتخابات سالم و عاری از تقلب سازمانیافته برگزار میکنند.!
اشرف غنی و تیم او در طول این مدت تجربه خود را به مردم پس داده و تا هنوز هیچ گرهی از مشکل مردم و کشور نگشوده که هیچ، بل هرروز گرهی بر گرهها و مشکلی بر مشکلها افزوده و بهجای مهار بحران،بحرانآفرینی کرده و سرگرم انحصار قدرت و تحقق بخشیدن به رویاهای پریشان سلطه مطلق بر سرنوشت، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی مردم خراسان زمین است. تا هنوز که از اشرف غنی، تیم و حامیان غربی و امضای پیمان امنیتی او با آمریکا چیزی عاید حال مردم نشده و اوضاع در تمام عرصههای سیاسی، اقتصادی، امنیتی،اجتماعی و فرهنگی به مرحله خطرناک رسیده و بی پیشینه رو به وخامت میرود و معلوم گردیده است که نه از سخنان گوشخراش و جان آزار اشرف غنی کاری ساخته است و نه از اعلان راهبرد جدید آقای ترامپ بوتهی تکان میخورد و یا بادی میوزد تا فضای آلوده شهر و روستا را از دود باروت و بوی خون و گوشتهای سوخته بدنهای انسانهای سلاخی شده پاک سازد و هوای برای تنفس و خفه نشدن به بار آورد و غبار غمها و شیون دلها و سیل اشکها و غریو بیوهها و هقهق بچههای یتیم و آه و نالههای کودکان و گریههای پرسوز مادران را کم کند و هر دم شهید نشوند و اندکی از اینهمه مصایب کمرشکن را فرونشاند.
بنابراین در چنین شرایط حساس تاریخی و با این اوضاع نابسامان سیاسی، امنیتی، و معیشتی و با این بحرانهای خلقشده از سوی اشرف غنی چه باید کرد؟ در پاسخ به این پرسش، به نظر میرسد که اشرف غنی و تیم او در تمام عرصههای داخلی و بینالمللی ناکام بوده و کشور را یک گام به جلو نبرده که هیچ، حتی دستاوردهای اندکی دوران کرزی را نیز به باد فنا داده است و از طرفی نسبت به آینده و برگزاری انتخابات سالم هم اعتمادسازی و بسترسازی نشده که هیچ، که کارها و زمینهسازیهای شده است که نشاندهنده این است که انتخابات آینده سالم برگزار نمیشود و اوضاع کشور بهاحتمال بسیار قوی بهسوی بحران رفته و اوضاع کشور وخیمتر از حالا خواهد شد. ازاینرو علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد و منتظر حوادث ننشینیم تا ما را با خود ببرد و ما اسیر حوادث گردیم بلکه باید تدبیری اندیشید تا بر حوادث تاثیر گذار بوده و بر اوضاع مسلط شده و حادثهها مهار و بحرانها را خنثی نماییم.
این امر میسر نمیگردد مگر اینکه دولت وحدت ملی جای خود را به یک دولت موقت داده و اصلاحاتی در قانون اساسی صورت گیرد و نقایص آن مرتفع گردد و انتخابات پارلمانی زیر نظر سازمان ملل برگزار شود و همچنین انتخابات ریاست جمهوری بر اساس قانون اساسی جدید و اصلاحشده برگزار گردد تا هم مشروعیت دولت تضمین گردد و هم این واگراییها اجتماعی و قومی تبدیل به همگرایی ملی گردد و همه اقوام خود را در آینه کشور ببینند و احساس علقه نمایند. یکی از عوامل مهم واگرایی و عدم احساس همگرایی در میان اقوام غیر افغان ساکن در این سرزمین نام این کشور است که برگرفته از نام یک قوم است. این نام باعث شده است که سایر اقوام با آن انس و الفتی نداشته باشند و همچنین افغانها به این توهم واهی بیفتند که کشور و سرزمین ملک طلق آنهاست و دیگران یا خفقان بگیرند و دم برنیاورند و یا اگر از نام افغانستان و از هویت افغان خوششان نمیآید باید از این سرزمین خارج و تاجیکان به تاجیکستان، ازبکها به ازبکستان و ترکمنها به ترکمنستان بروند. ازآنجای که برای هزارهها کشور همجواری را پیدا نمیتوانند که متهم کنند که شما اصالتتان ازآنجاست میگویند که هزارهها به گورستان بروند. ریشه این مفکوره غیرانسانی و غیر مدنی از گنداب نام کشور آب میخورد و به بار نشسته و هرروز فربهتر از دیروز میگردد.
بنابراین همهی اقشار جامعه از حالت صبر و انتظار بیرون شوند و بیشتر از این به اشرف غنی میدان تاختوتاز و بحرانآفرینی نداده و جلو بحرانها و فاجعههای که در اثر اعمال سیاستهای قبیلهای اشرف غنی خلق میگردد، را گرفته و عاقلانه و واقعبینانه و به شکل علمی و امروزی به معضلات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور پرداخته و زمینهی برای همزیستی مسالمتآمیز و احساس ملی را فراهم سازند و از ماستمالی و نادیده گرفتن واقعیتهای جاری در متن روابط اجتماعی و مناسبات اقوام ساکن در کشور بپرهیزند تا یک قوم خود را صاحب و مالک کشور نداند و سایر اقوام خود را بانام و عنوان کشور بیگانه احساس نکرده و تعلقخاطری به نام کشور، تاریخ و مفاخر کشور پیداکرده و زمینه تنشها و کنشهای خشونتبار و سیاستهای حذفی از بین برود و کشوری با عنوان همهشمول و دور از تعصب و تبعیض داشته باشیم. پس همه بشتابیم بهسوی برپایی یک دولت موقت و حل نمودن ریشههای معضلات هویتی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و برپایی یک کشور مدرن، امروزی و عاری از استبداد، تبعیض و نابرابریهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و… . به امید تحقق این آرزو.

(
(