کد مطلب : 2081
چهارشنبه ۱۵ حمل ۱۳۹۷ - ۲۰:۴۱
8460
فاقددیدگاه
غلام سخی حلامیس

افغانستان، پاکستان و مساله امنیت

unnamed_10_-2-96c76
«در دوران حکومت نجیب، دولت افغانستان با پناه دادن به مخالفان سیاسی حکومت پاکستان، عملا پاکستان را تهدید سیاسی می‌کردند. پاکستان در برابر نجیب عقده گرفتند. رهبران جهادی افغانستان را حمایت کردند و نجیب را توسط طالبان به دار آویختند. جهاد در افغانستان، تلاش برای صلح و برابری نه بلکه جنایت بود. هشت ثور، آغاز "عصر بی شرافتی‌ها" (تعبیر از شوپنهاوور) در افغانستان گردید. از آن پس افغانستان روی خوش به خود ندیده است.»

پاکستانی‌ها، دشمنان قسم خورده‌ی اقوام غیر پشتون نیست. همانگونه دوست و روادار صادق قوم افغان «پشتون» نیز نمی‌باشند. پاکستانی‌ها، در تلاش تامین منافع استراتژیک‌شان در افغانستان‌اند. آنها نفوذ قابل ملاحظه‌ی را در بین قبایل مزدور دو طرف “مرز دیورند” کسب نموده، از این طریق به تربیت “تروریست‌ها” و تجهیز “طالبان” می‌پردازند، باشد که از این طریق منافع استراتژیک‌شان را در افغانستان و کشورهای منطقه حفظ کنند.

اگر یک نگاه کوتاه به چگونگی ظهور گروه تروریستی طالبان بیندازیم؛ فلسفه شکل‌گیری طالبان، ایجاد نا امنی در دو طرف مرز دیورند و جلوگیری از ایجاد یک دولت قوی و دموکراتیک در افغانستان است. شبکه استخباراتی دولت پاکستان (I S I) بنیانگذار گروه طالبان است. طالبان از بقایای ارتش افغانستان در دوران دکتر نجیب الله، به وجود آمد. زمانی که مجاهدین به کابل حمله کردند و حکومت متمایل به چپ به ریاست دکتر نجیب الله را سقوط دادند، ارتش افغانستان، تکه و پاره شد. بخش کلیدی ارتش به شعبه نظامی حزب جمعیت اسلامی افغانستان (شورای نظار) تحت فرماندهی احمدشاه مسعود پیوست. افسران پشتون تبار آن به حزب اسلامی گلبدین حکمتیار ملحق شدند. تعداد معدودی از افسران هزاره تبار، که جایی برای رفتن نداشتند با حزب وحدت اسلامی افغانستان به رهبری عبدالعلی مزاری یکجا شدند. ملحق شدن این افسران برای حزب وحدت مشکل‌ساز و موجب نفاق درون حزبی گردید، عده‌ای مزاری را به حمایت از نیروهای چپ متهم کردند. مهمترین بخش ارتش افغانستان را، اما سازمان استخباراتی پاکستان (آی اس آی) دزدید. با گرد هم درآوردن همین افسران ورزیده حزب خلق و پرچم؛ پاکستان طرح ایجاد گروه طالبان را مهندسی کردند.

برخی از آگاهان سیاسی، بدین باوراند که کابل اساسا نه به وسیله ملاهای طالب بلکه توسط افسران ارتش افغانستان، سقوط داده شده و به سازمان استخباراتی پاکستان تحویل داده شد. ملا برجان، که عامل شهادت عبدالعلی مزاری رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان، گفته شده است، یک افسر خلقی بوده است.

فلسفه ایجاد شورای عالی صلح، زمینه سازی برای پیوستن مخالفان مسلح دولت افغانستان به روند صلح است. این شورا، اما تا هنوز موفقیت لازم در زمینه گفت و گوهای صلح را نداشته است. برای شناخت چالش‌های سیاسی و اجتماعی افغانستان و پاکستان، و شناسایی راه‌حل برای مسایل سیاسی دو کشور، هر نویسنده و فعال سیاسی نیازمند مطالعه تاریخ سیاسی افغانستان، پاکستان و در کل آسیای شرقی می‌باشد. افغانستان و پاکستان دو روی یک سکه است، که بدون اطلاع نداشتن از وضعیت یکی نمی‌توان راه حل برای فایق آمدن بر چالش‌های دیگری پیدا کرد. در شورای عالی صلح افغانستان، اما کم‌تر کسانی پیدا خواهد شد که به تاریخ و سیاست این دو کشور تبحر کافی داشته باشد.

پاکستان یکی از کشورهای نوظهور در جهان است. بیش از نیم قرن از عمر سیاسی آن می‌گذرد. با آن هم پاکستان نقش بس مهم را در سیاست گذاری‌های منطقوی و حتی بین‌المللی بازی می‌کند. مساله جنجال‌برانگیز کشمیر با هند و خط مرزی لاینحل “دیورند” با افغانستان، پاکستان را وا داشته است، که از تروریزم و دهشت افگنی حمایت نموده و باعث مختل‌ سازی اوضاع کشورهای همجوار خود گردد. دولت نظامی پاکستان، تاکنون از تمام گزینه‌ها استفاده نموده است تا مانع نزدیکی دو کشور افغانستان و هند گردد.

باری استاد سرور دانش معاون دوم رییس جمهوری افغانستان، در هفتاد و یکمین اجلاس سازمان ملل متحد در سخنرانی خود از تحمیل جنگ نا اعلان شده پاکستان بر افغانستان یاد نموده بود. پاکستان را متهم به تمویل تروریستان و لانه سازی برای رهبران طالبان در خاک پاکستان نیز کرده است.

در دوران حکومت نجیب، دولت افغانستان با پناه دادن به مخالفان سیاسی حکومت پاکستان، عملا پاکستان را تهدید سیاسی می‌کردند. پاکستان در برابر نجیب عقده گرفتند. رهبران جهادی افغانستان را حمایت کردند و نجیب را توسط طالبان به دار آویختند. جهاد در افغانستان، تلاش برای صلح و برابری نه بلکه جنایت بود. هشت ثور، آغاز “عصر بی شرافتی‌ها” (تعبیر از شوپنهاور) در افغانستان گردید. از آن پس افغانستان روی خوش به خود ندیده است.

حکومت پاکستان در افغانستان تا توانسته آدم کشته؛ از رهبران طالبان و گروه‌های بنیادگرایی اسلامی حمایت نموده و اهداف‌شان را توسط شخصیت‌های چون ملا عمر، ملا منصور و… تحقق بخشیده‌اند. اما دولت کنونی افغانستان ناتوان‌تر از آن بوده که در مسایل داخلی پاکستان دخالت نماید. هر روز، انتحار و انفجار روز ساکنان افغانستان را سیاه نموده است. دولت بی در و پیکر وحدت ملی، حتی توانایی پیشکش یک شکایت‌نامه به دادگاه بین المللی و اقامه دعوی علیه دولت پاکستان را هم ندارد.

در یک جمع بندی، پاکستان نقش کلیدی در نا امن سازی افغانستان دارد. لانه‌های تروریستی داعش و طالبان در خاک پاکستان قرار دارد. اسامه بن لادن در ایبت آباد پاکستان کشته شد. استخبارات پاکستان، نیروهای تروریستی را آموزش می‌دهد. عربستان برای طالبان و داعش توجیه مذهبی می‌تراشد. سیاست گذاریهای پاکستان امر مهم در جهت تامین امنیت در افغانستان است. تا زمانیکه دولت افغانستان پای پاکستان را به میز گفت و گوهای صلح نکشاند، و به یک توافق همه جانبه در جهت حل معضلات بین دو کشور نرسند، افغانستان هم چنان ناامن باقی خواهد ماند. والسلام

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما