کد مطلب : 2040
یکشنبه ۱۵ دلو ۱۳۹۶ - ۱۸:۲۸
4284
فاقددیدگاه
صادق روشنا

جنبش روشنایی و تظاهرات مونیخ

۲۷۰۴۴۶۶۶_۲۰۳۷۲۱۷۷۱۶۵۳۷۰۰۴_۱۷۰۴۴۲۰۹۶۸_n
«این ساختار معیوب با کنشگران فاسد در درون آن نمی‌تواند راه اصلاح کشور و نجات مردمان این مرزوبوم باشد. خرد جمعی که شعار محوری این تحرک اجتماعی است باید با یک مکانیزم درست در مرحله عمل ظهور و نمود پیدا کند. ایده‌های اهل خرد و اندیشه‌های راهگشای آنان به جد گرفته شود. این مهم وقتی میسور است که شورای عالی صادقانه، هوشیارانه و به‌صورت کارشناسانه، در پی سهیم کردن مردم و نخبگان برای قدرتمند سازی جنش مردمی باشند. طرح پرونده‌سازی برای سردمداران فاسد و بی‌کفایت در دادگاه‌های بین‌المللی، طرح تغییر ساختار نظام متمرکز تک قومی، باید از همین اکنون و در همین راستا کلید بخورد.»

گذشت زمان و تحولات سریع سیاسی افغانستان، هم حقانیت داعیه جنبش روشنایی را ثابت کرده است و هم پرده‌های ریا و تزویر را از چهره معامله‌گران سیاسی پایین انداخته است؛ چون مطالبه جنبش روشنایی روشن و داعیه آن ملی و انسانی است، لذا خواست آن از ذهن و ضمیر انسان مورد ستم هزاره گذشته و مرز قوم و قبیله و جغرافیای نژادی را درنوردیده است. طرح تصفیه قومی، تحمیل هویت جعلی افغانی و لغو پروژه‌های آبی از مناطق مرکزی، دلایل قاطع، روشن و قطعی بر روند پر تعصب سردمداران دولت است که از آغاز به کار خود، در دست گرفته‌اند.

شکست معامله‌های سران اقوام با دولت که به‌منظور سهیم شدن در قدرت سیاسی و ثروت‌های بادآورده‌ی کذایی، صورت گرفته بود، ماسک خیرخواهی را از چهره آنان برداشته و نقاب ریاکاری را از صورت رهبران اقوام هزاره، تاجیک و ازبیک پایین انداخته است. همان‌طوری که شکست بعد از شکست معامله‌ای رهبران قومی، رهبران قومی را زمین‌گیر کرده است، جنبش روشنایی اعتبار و عزت سیاسی خود را به‌عنوان تنها مرجع سیاسی برای رسیدن به اصلاحات همگانی به دست آورده است؛ چون با خاتمه یافتن پرونده بسیاری از رهبران قومی و افتادن طشت رسوایی‌شان از بام فساد و اختلاس، امید اصلاح جامعه با آن کارگزاران کذایی از بین رفته است،اما جنبش روشنایی با طرح و پلان پخته و راهبردی، با جذب نیروهای فکری و رویه هم‌پذیری، باید زمینه‌ساز تحولات سیاسی، فرهنگی عمیق در افغانستان باشد. جنبش روشنایی همان‌طور که توان بسیج هزاران انسان در سراسر عالم به‌منظور اعتراض علیه تبعیض سیستماتیک و حذف هدفمندانه دولت دارد، باید با انتخاب یک استراتژی مناسب، برای نسل فردای خود امید خلق کند. به‌طور مشخص می‌تواند طرح اصلاح قانون اساسی و در صورت ناکارا بودن آن، طرح تغییر ساختار فاسد و متمرکز  حکومت را روی دست بگیرد.

این ساختار معیوب با کنشگران فاسد در درون آن نمی‌تواند راه اصلاح کشور و نجات مردمان این مرزوبوم باشد. خرد جمعی که شعار محوری این تحرک اجتماعی است باید با یک مکانیزم درست در مرحله عمل ظهور و نمود پیدا کند. ایده‌های اهل خرد و اندیشه‌های راهگشای آنان به جد گرفته شود. این مهم وقتی میسور است که شورای عالی صادقانه، هوشیارانه و به‌صورت کارشناسانه، در پی سهیم کردن مردم و نخبگان برای قدرتمند سازی جنش مردمی باشند. طرح پرونده‌سازی برای سردمداران فاسد و بی‌کفایت در دادگاه‌های بین‌المللی، طرح تغییر ساختار نظام متمرکز تک قومی، باید از همین  اکنون و در همین راستا کلید بخورد. دنیا دنیایی تنوع است. اقوام محروم باید با استفاده از قوانین بین‌المللی که برای حمایت آنان به تصویب رسیده است هوشمندانه گروه‌های را مشخص نموده و برای پیگیری کار بسیج کنند. اعتراض مدنی صرف، علیه این سردمداران سنگدل، فاسد و بی‌رحم، آب در هاون کوبیدن است؛ چون نه خون هرروز جاری سربازان و تکه‌پاره شدن شهروندان، آنان را متاثر می‌کند و نه ناله‌های کودکان و بیوه‌زنان آنان را عطوف‌تر و مهربان‌تر!؟. آنان برای ماندن در قدرت، چشمان عقلشان را کور و دریچه وجدانشان را گِل گرفته‌اند.

 این‌ها، نه شرمی از هرسال فاسد‌ترین دولت دنیا معرفی شدن دارند و نه خفت و خواری و آوارگی شهروندانشان، آنان را می‌آزارند. گزافه نیست، خواه روشناییان جایگاه و موقعیت خود را در این برهه تاریخ درک کنند و خواه درک نکنند، جنبش روشنایی رسالت تاریخی برای عبور از این بربریت کنونی دارد؛ چون داعیه جنبش داعیه نسل امروز و آرزوی نسل فردای این جامعه است. کوتاهی و گرفتار شدن در دام هوس‌های شخصی، حزبی و منطقه‌ای، کشتن آرمان یک نسل و ویران کردن بنیاد آرزوهای یک ملت است؛ لذا تظاهرات مونیخ باید پرشور و آغاز هسته گذاری برای تشکیل کمیته‌های فنی، شروع حرکت به سمت فعالیت‌های تشکیلاتی و آغاز گشودن مسیر برای جذب نیروهای فکری باشد، ورنه تنها اعتراض پرشور در خیابان‌های غرب به‌خودی‌خود خوب است اما نمی‌تواند تمام خواسته‌های ما را تحقق بخشد. تعیین خط‌مشی مشخص برای عبور از هر معامله‌گر قومی، طراحی مکانیزم برای قدرت سازی و به‌زانو درآوردن یک عده فاشیست قومی که برای تصاحب انحصاری ثروت و قدرت می‌جنگند نمی‌تواند بدون برنامه و یا با برنامه‌های مقطعی میسر گردد. بنابراین، هم جنبش روشنایی مهم است چون چهره‌های معامله‌گران قومی و تزویر و ریاکاری دولتمردان قبیله‌ای را عریان نشان می‌دهد و هم مطالبه‌شان، آرمان و آرزوی نسل انسان امروز افغانستان است. موفقیت و پیروزی آن بستگی به صداقت و برنامه‌های دارد که پیش‌قراولان این حرکت اعتراضی در دست می‌گیرند.

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما