کد مطلب : 1682
جمعه ۶ حوت ۱۳۹۵ - ۰:۴۸
10720
فاقددیدگاه
صادق روشنا

محقق و خلیلی و بازهم سالگرد مزاری

۰۰۲۱۴۷
«مزاری تا آخرین قطره خون در برابر توپ و تانک، خون و آتش که بر سر مردم او می‌بارید ایستاد ولی رهبر نا خردمند بعد از او، در شب بیست و دوم اسد برای حفظ سمتِ سفارت فرزندش مردم را در میدان شهدای روشنایی تنها گذاشت و با خونسردی تمام تماشاگر تکه‌تکه شدن جوانان و تحصیل‌کردگان مردم هزاره شد. سالگرد و بزرگداشت از مزاری شهید برای این رهبران دروغین نه راه یافتن به جهان پر عدل مزاری است و نه الهام گرفتن از زلال اندیشه‌های او، بلکه بزرگداشت از خود و سو استفاده از حضور مردم به سود قمار سیاست و بازار رقابت خودند. این ابلهان روزگار نه به دین باور دارند و نه به مردم احترام و عزت قایلند.»

سالگرد و بزرگداشت، تجلیل و اکرام برای شخصیتی، به معنای نزدیک شدن به  دنیای او و شریک شدن به عالم اوست تا حضور بر سرچشمه زلال اندیشه او سیراب شود  و با شُرب شراب از کاسه سفره او طراوت و تازگی به خود گیرد. مزاری آن یگانه عصر و آن دردانه دوران که در عالم تنگ قومی، حزبی و در جهان پررنگ نژادی و تباری می‌‌زیست اما به فراسوی پاک‌تر، به جهان زیباتر و به افق بلند عدالت چشم دوخته بود و به روشنایی جهان پر از عدل فردا دل داده بود. در این کافرستان افغانستان برای برابری و برادری باصداقت و سرسختی جنگید و  برای تحقق آن رزمید تا افق نو بگشاید.

او در جهانی که انصاف و رواداری بیگانه بود و در کنج دل‌های مردمان آن انحصار و اقتدار قومی خانه کرده بود به کرامت انسانی، عدالت همگانی دل‌بسته بود. در ظلمت‌کده‌ نژادپرستی، فرقه‌گرایی و تعلقات قومی، به آرمان بلند آزادی و برابری و تعاملات انسانی و عدالت اجتماعی دل‌سپرده بود؛ اما آنانی که با انجماد فکری و تعلقات حزبی و عشیره‌ی، مدعی رهرو راه مزاری و خلف و جانشین میراث مزاری است دروغ می‌گویند. آنانی که در سالگرد مزاری به‌جای تقرب جستن به بلندای اندیشه آن پیر فرزانه به قماربازی سیاسی روی آورده‌اند با او سنخیتی ندارند. چه طور می‌شود پارادوکس بی‌ریخت رهروی مزاری بودن را باخیانت به مردم کردن جمع کرد؟ چطور می‌شود بر سر پوچاق خربزه سیاست کرامت انسانی هزاران انسان فرهیخته را به سخره گرفت و شهدای آن را گوشت قصابی و فرهیختگان آن را بی‌بوریان کوچه‌بازاری خطاب کرد؟

مزاری برای بازیابی هویت تاراج رفته هزاره جان داد تا شرافت هزاره و حیثیت هزاره باقی بماند ولی رهبران دروغین بعد از مزاری در برابر مردم ایستادند و  به پارادوکس رفتاری و گفتاری گرفتار شدند تا چوکی چوکرگی دولت را نگهدارند. مزاری رزمید و مردانه جنگید تا کسی به هزاره توهین نکند ولی رهبر خردمند بعد از مزاری غیرت مردم را از آنان گرفت تا کسی دیگر جرات ایستادگی نداشته باشد. مزاری زن را به‌مثابه بخش جدای ناپذیر، بنیادین و تاثیرگذار در جامعه هزاره برای اولین بار در ساختار حزبی و تشکیلات سیاسی هزاره جای داد تا از نو به وجود زن در جامعه مردسالار افغانستان عادت کنند ولی رهبران نفاق پیشه بعدازآن، دختر نه‌ساله و پیرزن هفتادساله‌ی که از گوش تا گوش به خاطر تعلقات قومی گلویش بریده‌شده بودند، گوشت قصابی خطاب کرد و به هزاران فرهیخته‌ی که جسم رنجور آنان را در سرما و تاریکی شب به دوش کشیده بودند کوچه‌بازاریان بی بوریا و بی‌ستاره خطاب کرد.

مزاری تا آخرین قطره خون در برابر توپ و تانک، خون و آتش که بر سر مردم او می‌بارید ایستاد ولی رهبر نا خردمند بعد از او، در شب بیست و دوم اسد برای حفظ سمتِ سفارت فرزندش مردم را در میدان شهدای روشنایی تنها گذاشت و با خونسردی تمام تماشاگر تکه‌تکه شدن جوانان و تحصیل‌کردگان مردم هزاره شد. سالگرد و بزرگداشت از مزاری شهید برای این رهبران دروغین نه راه یافتن به جهان پر عدل مزاری است و نه الهام گرفتن از زلال اندیشه‌های او، بلکه بزرگداشت از خود و سو استفاده از حضور مردم به سود قمار سیاست و بازار رقابت خودند. این ابلهان روزگار نه به دین باور دارند و نه به مردم احترام و عزت قایلند. دین‌داری و عزاداری آنان از روی فریب و دغل و بزرگداشت آنان برای داغ نگه‌داشتن بازار سیاست و زنده نگه‌داشتن تجارت و خیانت‌اند.

اگر این‌ها به عزت و وحدت مردم باور دارند چرا وحدت مردم را در سالگرد بنیان‌گذار وحدت هزاره حفظ نمی‌کنند و برای برگزاری آن دعوا و مرافعه می‌کنند؟ اگر بزرگداشت از مزاری بزرگداشت از خود ذلیل، حقیر و بی‌شخصیتشان نیست چرا عکس آنان را پررنگ‌تر از مزاری بر درب و دیوار مردم نصب می‌کنند و برای گرم کردن نمایش مضحک و مسخره خود دست به حقه‌های کثیف زده و چند ملای نادان را با زر و تزویر به تماشاخانه خود می‌خوانند؟

مردم هوشیار و آگاه امروز دیگر نه قسم ابوالفضلی این خیانت‌پیشگان را  باور دارند و نه دیگر با شعار قشنگِ وحدت، فریب می‌خورند. شعور و درک سیاسی و اجتماعی نسل امروز تعیین‌کننده راه آینده و ترسیم‌کننده فضای آینده است. به‌خوبی می‌فهمند که حضور در جای که بانام مزاری نزاع و رقابت‌های تازه درون قومی تازه کند و یا ابزار تبلیغ آنان قرار گیرند حاضر نمی‌شوند و برای رسیدن به حقوق شهروندی و بازگرداندن حیثیت و عزت خود همیشه پرقدرت و جسورانه همگام و همراه با جنبش روشنایی که از دل مردم و هم‌سو با مطالبات مردم است خواهند ایستاد و از آن حمایت خواهند کرد.

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما