کد مطلب : 168
یکشنبه ۱۴ ثور ۱۳۹۳ - ۶:۵۹
2074
فاقددیدگاه
عارف وفا

مشق دموكراسي در فضاي بي‌اعتمادي

chvphsfwju_5
«در افغانستان همه نيروهاي اجتماعي اعم از نيروهاي امنيتي و غير امنيتي، بسيج شده بودند؛ تا به وضعيت موجود، چه در نهادهاي قدرت و روش‌هاي حكومتي و چه در تهديدات دشمنان بشريت به نام و عنوان پاسداران شريعت؛ نه، بگويند و وضعيت موجود را به شكل مطلقش نفي نمايند. از همين‌رو آمدند تا از طريق ريختن آراي خود به صندوقهاي راي، خواست‌ها و آمال خود را براي همگان (حكومت، مخالفان مسلح، جهانيان) به نمايش گذارند و خوابهاي كساني كه هر شب خوابهاي براي اين مردم و اين كشور مي‌ديدند را پريشان نمايند».

«به هر حال مردم افغانستان رسالت و مسووليت خويش را در چنين شرايط حساس تاريخي خوب به انجام رساندند و اينك نوبت و وظيفه كنشگران و فعالان سياسي (اعم از دولتي‌ها و كانديداها) است كه براي اولين‌بار در تاريخ درست تصميم گرفته و منطقي بيانديشند و مسوولانه رفتار نموده و دقت نظر نسبت شمارش آرا و نتيجه حاصله آن، برخود داشته باشند و سعي و تلاش وافر به عمل آورند كه بستر اعتماد ملي فراهم گردد، تا مشق دموكراسي مردم افغانستان منجر به ناكامي و واماندگي نگردد و مردم ديگر طعم تلخ شكست را درين مشق خويش نچشند».

در افغانستان به خاطر جنگهاي ممتد داخلي و كشمكشهاي سياسي بي‌اعتمادي و بي‌اخلاقي مزمن در مناسبات اجتماعي و فضاي ذهني مردم آن حاكم است. طوري كه كسي بر كسي، گروهي بر گروهي ديگر نمي‌توانند اعتماد بكنند و بي‌اعتمادي مطلق بر فضاي كشور حكم مي‌راند. مردم افغانستان در چنين فضا و هوايي مشق دموكراسي مي‌كنند.

انتخابات رياست جمهوري افغانستان، علي‌رغم اين بدبيني‌ها و بدگماني‌هاي اوليه كه وجود داشت در تاريخ 16 حمل 1393 برگذار شد و حضور پرشور مردم، دولت‌مردان، اهالي مطبوعات و رسانه‌هاي جمعي و جامعه مدني كشور و افكار جهانيان را به تعجب و شگفتي واداشت. شگفتي آن از اينجا ناشي مي‌شود كه علي‌رغم تهديد‌هاي طالبان مبني بر حمله مستقيم بر شركت كنندگان در انتخابات، حضور مردم بسيار پرشور بي‌باكانه و جسورانه بود؛ گو اينكه مردم با عزم و اراده آگانه و حضور خويش در صحنه انتخابات در جنگ مستقيم و صريح با طالبان حاضر شدند. از همين‌رو اين حضور؛ يك حضور پرشور معمولي رايج در دنيا كه در يك فضاي امن به خاطر جذبه‌هاي حزبي و يا شخصي كانديدا، در پاي صندوق‌هاي راي حاضر مي‌شوند، نيست؛ بلكه اين حضور يك حضور استثنايي و معنادار در تاريخ افغانستان است كه مي‌شود آن را يك انقلاب نرم عليه وحشت‌افكني تروريزم و خشونت و منطق طالباني ناميد. رفتن به پاي صندوق‌هاي راي و حاضر شدن در صحنه‌ي كه احتمال خطر و كشته شدن در آن زياد است و نترسيدن از تهديدات دشمن به معناي عصيان و شورش مدني و از خودگذري انقلابي در راه تحقق و گسترش و نهادينه شدن دموكراسي است.

در افغانستان همه نيروهاي اجتماعي اعم از نيروهاي امنيتي و غير امنيتي، بسيج شده بودند؛ تا به وضعيت موجود، چه در نهادهاي قدرت و روش‌هاي حكومتي و چه در تهديدات دشمنان بشريت به نام و عنوان پاسداران شريعت؛ نه، بگويند و وضعيت موجود را به شكل مطلقش نفي نمايند. از همين‌رو آمدند تا از طريق ريختن آراي خود به صندوقهاي راي، خواست‌ها و آمال خود را براي همگان (حكومت، مخالفان مسلح، جهانيان) به نمايش گذارند و خوابهاي كساني كه هر شب خوابهاي براي اين مردم و اين كشور مي‌ديدند را پريشان نمايند.

حركت مردم در 16 حمل يك مانور بسيار زيبا و شكوهمند بود كه در طول تاريخ سياسي كشور سابقه نداشته و حافظه تاريخي مردم افغانستان چنين كنشي زيبا و معقول را در خاطره جمعي خود به يادگار ندارد؛ اما اين حركت پر شكوه و حماسي با چالش‌هاي جدي مواجه مي‌باشد كه اگر مسوولان امور توجه نكنند و مسوولانه با آن برخورد نكنند؛ شيريني اين كنش جمعي بي‌سابقه به شرنگ تلخي مبدل خواهد شد كه كام همه را تلخ و موجب بروز مشكلاتي خواهد گرديد و آن فضاي بي‌اعتماديي است كه ميان كانديداها و مردم نسبت به نهادهاي قدرت و مجريان امور انتخابات وجود دارد. هرچند اين بي‌اعتمادي ريشه در تاريخ و حوادث سه دهه جنگ‌هاي داخلي دارد ولي متاسفانه نه تنها گام‌هاي در راستاي زدودن آن، برداشته نشده كه اتفاقاتي نظير كمبود برگه‌ راي‌دهي در حوزه‌هاي مختلف و تخلفاتي ديگري از سوي نيروهاي دولتي و . . . سبب تشديد آن گرديده است.

در چنين شرايطي همه‌ي كانديدا از بروز مشكلات و حركات مشكوك در جاهاي مختلف، از سوي افراد گوناگون شكوه داشته و مدعي‌اند كه حقوق‌شان پايمال گرديده‌اند. اين جنجال‌ها از طرف عده‌ي از كانديداها به انگيزه استتار شكست خود‌شان ابراز مي‌گردد؛ زيرا از پيش مي‌دانند كه راي كافي از مردم نگرفته‌اند به جاي اينكه بيايند شكست خود را قبول كنند اقدام به فرافگني مي‌كنند كه چنان شده و چنين شده و … . در نتيجه دامن مي‌زنند به بي‌اعتمادي در سطح ملي و ادامه بحران و شقاق و شكاف‌هاي اجتماعي و …

به هر حال مردم افغانستان رسالت و مسووليت خويش را در چنين شرايط حساس تاريخي خوب به انجام رساندند و اينك نوبت و وظيفه كنشگران و فعالان سياسي (اعم از دولتي‌ها و كانديداها) است كه براي اولين‌بار در تاريخ درست تصميم گرفته و منطقي بيانديشند و مسوولانه رفتار نموده و دقت نظر نسبت شمارش آرا و نتيجه حاصله آن، برخود داشته باشند و سعي و تلاش وافر به عمل آورند كه بستر اعتماد ملي فراهم گردد، تا مشق دموكراسي مردم افغانستان منجر به ناكامي و واماندگي نگردد و مردم ديگر طعم تلخ شكست را درين مشق خويش نچشند.

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
برچسب ها :
مطالب مرتبط
دیدگاه شما