کد مطلب : 154
جمعه ۱۰ اسد ۱۳۹۳ - ۵:۴۵
6818
فاقددیدگاه
امان الله روشنا

اعضاي پارلمان، درد ملت يا درد معيشت؟

1258d9d0d903fe525c419611148d19f8_M
«داستایوفسکی نویسنده جنایت و مکافات می­‌گفت: اگر خدای نباشد همه چیز مجاز می­‌شود، ولی در فراخنای زندگی سردمداران افغانستان خدای نیست؛ لذا هر کسی برای هر جنایتی مجاز است. قانون‌گذارانی که برای صیانت از حقوق و عزت مردم به مجلس می­‌روند، مجازند قانونی برای صیانت از روز مبادای خود و خانواده‌های خود تصویب کنند. مجازند رييس جمهورش بعد از سیزده سال خیانت، ترورييست­های قومش را آزاد کند تا دسته دسته مظلوم­ترین، صادق­ترین و زحمت‌کش‌ترین انسان­های این سرزمین را به خاک و خون بکشند».

مهم‌ترین سوال مردم افغانستان، معطوف به درد معیشت است و درد گذران زندگی؛ لذا پرسش‌هایشان همیشه این است که به درد چه می­خورد؟ تمام علوم، هنر، فنون و… و حتی تفکر را برای درمان دردی می­‌خواهند و برای التیام زخمی می­‌طلبند. اگر کاری که دردی از دردهای زندگی آنان را درمان نکند یا مشکلی از مشکلات زندگی‌شان را برطرف نکند بی‌­فایده و عبث دانسته و دانش‌پژوهان و دانش آموختگان آن را ابلهِ یاوه­‌گو می‌­پندارند.

اما بگذار قدری تامل کنیم که چرا این پرسش بر سر زبان­ها افتاده است؟ چرا پرسش یا پرسش­های دیگری جای این پرسش را نگرفته است؟ ­چرا چراهای مردم معطوف به  این نوع درد است؟ ولی تامل در این سوال به این فراسوی ما را می­‌کشاند که روح حاکم بر فضای جامعه، روح  سرمایه و ثروت پرستی است. در جامعه­‌ی که سرمایه و سرمایه­‌دار ارزش دارد پرسش نیز از همان نوع سر بر خواهد آورد.

در جامعه­ فقیری که روح  ثروت پرستی حاکم شود و سرمایه مهم‌ترین دغدغه مردم باشد گفتمان غالب در آن نیز گفتمان معطوف به درد دارایی و توانگری خواهد بود و انسان آن نیز خواهند پرسید چگونه از این علم برای بهبود زندگی یا بالاتر بردن کیفیت زندگی می­‌توان بهره جست؟ یا چگونه می­شود درآمدهای ماهیانه را افزایش داد؟

دانش و خردورزی منزلت خود را به مثابه یک امر ذاتا مطلوب از دست خواهد داد و موقعیت اجتماعی با سرمایه و کیفیت زندگی تعیین خواهد شد. هر فردی که منزل و ماوای بزرگ داشته و  با ابزار  مدرن دکوراسیون شده باشد که تازه بیننده­­‌ی را به شگفتی و حیرت بیندازد، توده مردم را بیشتر به احترام  واخواهد داشت.

جالب این‌جاست که این طیف مرفه اجتماعی بیشتر از همه در تلاش بيشتر کردن سرمایه و حریص‌­تر از همه در پی ازدیاد بنگاه و بقال‌های خویشند. اگر در سفره حکومت شریک باشند که بهتر از همه راه­‌های مشروع و نا مشروع ازدیاد سرمایه خود را فراگرفته و هیچ شرم و ابایی از قانونی کردن آن را هم ندارند.

داستایوفسکی نویسنده جنایت و مکافات می­‌گفت: اگر خدای نباشد همه چیز مجاز می­‌شود، ولی در فراخنای زندگی سردمداران افغانستان خدای نیست؛ لذا هر کسی برای هر جنایتی مجاز است. قانون‌گذارانی که برای صیانت از حقوق و عزت مردم به مجلس می­‌روند، مجازند قانونی برای  صیانت از روز مبادای خود و خانواده‌های خود تصویب کنند. مجازند رييس جمهورش بعد از سیزده سال خیانت، ترورييست­های قومش را آزاد کند تا دسته دسته مظلوم­ترین، صادق­ترین و زحمت‌کش‌ترین انسان­های این سرزمین را به خاک و خون بکشند.

در این فضای تهوع آوري از خیانت و خباثت و در این سرزمیني که خدا، قیامت و… یک مشت مفاهیم پوچ و توخالی است و هیچ نقش بازدارندگی ندارد طغیان و تمرد از هر قانونی عین فضیلت و به باور آورنده بهترین خوشبختی است. معادلات اجتماعی را پول و سرمایه­های کثیفی رقم می­زند که از مردم به تاراج برده می­شود. به وضوح خواهید دید جنایتکارانی که هزاره‌های مسافر را به رگبار بستند، با خوش اقبالی تمام، هم‌سفره رييس جمهورند. جان و ناموس و امنیتشان با سرمایه­های هنگفت خریداری می­‌شوند.

تنها قربانیان این سرزمین فقیران نگون بختی­‌اند که به جرم نداشتن می‌­میرند و به جرم  درویشی کالای مورد معامله زَبردستان قرار می­‌گیرند. پس روشن است که سخن از تفکر گفتن خام اندیشی و گفته‌های اهل خرد بی­‌خردی تلقی می­‌شود. بدیهی‌ترین استدلال این خواهد بود اگر گفته‌های خردمندانه‌تان کار ساز ­بود، اول خانه خود آباد کرده بودی. اگر راه خوشبختی مردم این است که شما  ما را به سوی آن می­‌خوانید ابتدا خود از نگون بختی نجات می­‌یافتید. غافل از آنکه برای اهل خرد، خرد و خردورزی و انسانی زیستن مهم‌ترین ارزش و هدایت جامعه اساسی­‌ترین رسالت آنانند؛ اما زندگی مرّفه ولی فاقد تفکر و اندیشه زندگی بربریت و توحّشی است که افغانستان بهترین نمونهِ بروز و ظهور چنین روحیه و گرایشی است. پس درد سرمایه و ثروت پرستی زمامداران افغانستان مهم‌ترین عاملی ایستای و نا پویای افغانستان و ظهور و بروز  چنین بربریتي است که هر روز می‌­بینیم و می­‌شنویم. و تا این نگاه سرمایه پرستی و ثروت پرستی است خوی بربریت و فاجعه آفرینی نيز هست و خواهد بود.

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
برچسب ها :
مطالب مرتبط
دیدگاه شما