قانون شرمآور پارلمان افغانستان
افغانستان در شرایط حساس و بحرانی قرار دارد. شرایطی که آنرا به سوی سقوط و پرتگاه سوق میدهد و کشوری خسته از جنگ سیساله داخلی و خارجی که زخمهای عمیق و خونآلودی را بر تن دارد. در آخرین وانفسای خود که در حالت احتضار قرار داشت، و چون کشتی شکسته و در گل نشسته در اعماق دریای خروشان جنگ و بیثباتی فرو میرفت؛ ناگهان جامعه جهانی و کشورهای بزرگ به دادشان رسيد و از طوفان سهمگین جنگ ویرانگر داخلی رهایی و نجات داد.
کشوری كه از چنبره ستم دکماندیشان طالبانی به تازگی نجات یافته و در پرتو همکاری جامعه جهانی نظم سیاسی را به تجربه گرفته است. کشوری كه در طول سیزده سال سومین انتخاب سیاسی ریاست جمهوری را میآزماید و انتخاباتی که به دلیل نگرشهای قومگرایانه به بنبست خطرناکی مواجه و شعلههای ناامنی در هر گوشه و کنار کشور سوسو مینماید. هر افغانی با چشمان خسته برای یک منجی دیگر که کشورش را نجات دهد به نظاره نشسته و آرزوی آسایش، امنیت و رفاه را در جان و دل خویش میپروراند. آه لقمه نان و خوراکی را به اميد دور بودن از سایه شوم جنگ قومی از دل برمیکشد. چکامهی افغانستان با ثبات و آباد را در صبح و شام میسراید.
کشوری که زنان و کودکانش آرزوي دیدار شوهران و پدرانی را در سر میپرورانند،که برای تامین نان و خوراکی سر در امواج خطرات سپرده راهی ديار غربت و مرزهای رعب انگیز( امواج دریای خروشان استرالیا و یونان) کشورهای خارج میگردند تا مایحتاج زندگی زن و فرزندشان را فراهم سازند. هر افغانی مظلوم زندگی را بر مفارقت جبری خانوادگی گذاشته و آرزوی در کنار هم بودن با اهل و عیالشان را در سر میپرورانند، تا روزگاری سیاستمداران کشور سرزمینش را آباد سازند و امنیت، آسایش و لقمه نانی در آن یافت گردد. افغانی مظلوم و محکوم تاریخ آرزو دارند روزي بتوانند کنار خانوادهاش زیست توام با آرامش داشته باشند.
اما تفاوت ره از کجاست تا به کجا؟ شهروند عادی افغانی به تصمیمات و رفتار سیاستمدارانش چشم میدوزد، تا در زندگی اجتماعی و سیاسیشان تغییر آبرومندانه و عزتمندانه ایجاد سازد، اما غافل از اینکه سیاستمداران بیدرد و بی احساس کشور در اندیشه چور و چپاول منابع مادی و معنوی مردم خویشند تا برای نسلهای بعدشان از جیب این ملت محکوم تاریخ پرکرده و سرمایهاندوزی نمایند و از بیتالمال این مردم غارت نمایند.
سیاستمداران ما مردم را فراموش و وجهالمصالحه خویش قرار دادند تا اینکه خودشان را چاق و چله و مردم را به فروش رسانده و بیآبرو و بیعزت نمایند تا به حیات حیوانیشان تداوم بخشند. کشوری که به یک بن بست تاریخی گرفتارند و صف آرایهای قومی دوباره در حال شکلگیری است؛ ناگهان نمایندگان پارلمان چون افعیهای گرسنه و گزندهسر از زیر صندلیهای پارلمانیشان سر در میآورند، به جای اينكه برای نجات کشور توام با بحران و جنگ بیندیشند، در فکر و اندیشه خود و خانواده خویشند، قانونی ننگین و شرم آوری را طرح و تصویب مینمایند که با هیچ ملاک قانونی و حقوق انسانی تناسب ندارند.
آنان برای آسایشطلبی و عافیت خواهی خویش طرح نو در میآمیزند که از جیب این مردم فقیر و زمینگیر جوالهای پر نمایند و به فکر سرقت قانونمندانه میافتند که خود و فرزندان خویش را برای همیشه تاریخ سیاسی کشور بیمه مادی و اقتصادی سازند که درد آب و نانی نداشته باشند. مگر اینان نسبت به سایر شهروندان از نظر انسانی و ملی چه شرف و امتیازی دارند که از بیتالمال بعد از دوره تصدی مسوولیت تامین شوند؟
کشوری که صدها هزار شهید داده و صدها هزار مجروح و میلیونها نفر فقیر و ناتوان مالی دارد، شهرهای ویران شده از جنگ و میلیونها طفل و کودک بیسواد و هزاران زن بیوه و تکدیگر درگوشه گوشه شهر و روستاهای کشور نفس آخر خويش را میکشند؛ چطور این وکلای محترم این همه دردها و رنجهای بیشمار مردم را نادیده انگاشته و به راحت طلبی و عافیت طلبی خودشان میاندیشند و طرح نو میافكنند؟
نمایندگان در واقع باید آینه تمامنمایی مردم خودشان باشند، در اندیشه و فکر رهایی و نجات مردم از آماج حملات رنجههای مادی، مالی، فقر و بیچارگی باشند. نمایندگان باید برای پیگیری مطالبات موکلانشان بیندیشند، با رنج و محنت مردم همآغوش باشند، برای رفاه، امنیت و آسایش ملت تلاش نمایند دریغا! همه اینها را نادیده انگاشته بعد از یک دوره پنج ساله که از بیتالمال این ملت ارتزاق شدند، باز در یک فکر غارتگری نوینی بعد از دوره تصدی مسوولیت برآمدند.
نمایندگان افغانی چون زالوهای میمانند که خون مردم را مکیدند و ازين طريق به حیات ننگين خویش ادامه داده و با اين شيوه تغذیه کردهاند، اینبار در اندیشه خوردن تنه، اسکلت، گوشت و پوست این ملت گرسنه افتاده و قانونی شرمآوري را تصویب نمودند که در واکنش به آن هزاران نفر جوان بیدار و هوشمند در خیابانها، شهرها و روستاهای این کشور چون سیل خروشان سرازیر و تنفر، انزجار، خشم و خروش خویش اعلام نمودند.
پارلمانیستها یا عافیت طلبانی کارته سه چشم از دیدن گرسنگان و اطفال بیآب و نان کشور بسته و طرح نوی را برای تداوم عیاشی و کیافی خویش درآمیختند که مسیر کشور فروشی و نوکری برای کشورهای بیگانه و گشایش راه برای ورود خارجیها را فراهم سازد تا بعد از اتمام دوره نمایندگی خویش بتوانند به خورد و خوراک حیوانیشان تداوم دهند.
بر مردم آگاه و خردمند افغانی، نخبگانی دلسوز و دردمند، قلمبدستان تیزبین و جامعه مدنی همیشه در صحنه است که جلوی توشیح این قانون شرمآور را بگیرند و در برابر عافیت طلبانی بیدرد پارلمانیستها ايستاده و در برابر نابرابریهای اجتماعی، اقتصادی و مالی استقامت به خرج دهند و در برابر نمایندگاني که جوال و توبره برای سرقت بیتالمال آماده کردهاند فریاد کشديده و نیت پلید آنها را برملا ساخته و نقش بر آب سازند. تا زمانی که مردم در صحنه باشند، کس یا کسانی نمیتوانند با حقوق آنان بازی نمایند، مردم همیشه فعال و بیدار افغانی آرزوی نابخردانه تشنگان قدرت و ثروت را به یاس مبدل سازند و مانعی برای توشیح آن قانون شرمآور پدید آورند و نگذارند که دوباره این تشنگان ثروت و قدرت بر منابع اقتصادی و مالیشان مسلط گردند.

(
(