تسلیت نمیگوییم اما پیمان میبندیم!
حرامیان شبپرست و جلادان دیو سیرت در دوم اسد ستارههای درخشان روشنایی و مهتابهای شبهای تاریکی کشور و سرزمین ما را بیرحمانه به شهادت رسانده و تمام روشنایی خواهان و روشناندیشان را به سوگ فرو برده و به ماتم نشاندند. اکنون چندین روز است که دلهای مردم از فراق از دست دادن این ستارههای سرخ خیابانی و مهتابهای درخشان آگاهی و آزادی و سفیران مصمم عزت و عدالت اجتماعی داغدار و عزادارند. سلام و درود میفرستم بر این ستارگان سرخ شهادت که با اهدای جان شیرین خود صفحه جدیدی در تقدیر تاریخی کشور رقم زدند و مسیر تحولات اجتماعی و بستر فرهنگ سیاسی را در مسیر دیگری رهنمون گشتند و بنای نو برای یک آغاز نو را بنیاد گذاشتند و راهی را به سوی فردای دیگر هموار نمودند و افقی برای بالش عدالت گشودند و فضایی را برای زدودن تعصب و تبعیض ایجاد کردند و بدین جهت تاریخساز و سرنوشتآفرین گردیدند.
در این ایام دلهای همه روشن اندیشان خون و قلبهای همه روشناییخواهان محزون و وجدانهای همه انسانهای بیدار مجروحاند. این فاجعه دلخراش چنان دردناک و استخوانسوز بود که قلم توان بیان و خامه ظرفیت نگارش آن را ندارد و زبان از بازی باز مانده و اندیشه سرگشته و به بنبست خورده و فریاد، قد خمیده و سکوت، اندوه را روایت میکند. از درد این حادثه جانکاه، بغضها متورم، عقدهها متراکم، اشکها بیاختیار و آهها سوگوار، گریهها سوزناک و نالهها خشمناکاند که از درون عدالتخواهان فواره میکنند. فواره خشم و توفان عصیان در وجدانهای مردم و ضمیر خوداگاه و ناخود آگاه آنان موج میزنند. آه! که چه سنگین این بغض و این رنج فرو خورده میشوند و چه با وقار صبر و شکیبایی را مهمان عزم و ارادههای خویش مینمایند.!!!
ستارههای سرخ زمینی ما! شما با عروج خونین و رفتن به اوج قله شهادت، شهادت دادید که در این دوره و زمانه چه سیاهیها دامن گسترده و چه تباهیها حکومت میکنند و چه حیلههای رنگارنگ و چه خیانتهای هماهنگ از سوی خاینان و قدرتطلبان و زراندوزان روا داشته میشوند!! ستارههای درخشان روشنایی ما!! شما جامه خونین بر تن کردید تا ریشه تبعیض و بیعدالتی را بخشکانید و بستر زندگی شرافتمندانه و عاری از تحقیر را برای نسل فردای خویش فراهم کرده و عزت و حرمت را به انسان هزاره باز گردانید. شما در راستای تحقق چنین آرمانی در روی جاده پرپر شده و قطعه قطعه شدهاید. اگر این آرمان محقق شود شما پیروز بوده و خون شما هرگز هدر نرفته است.
شهدای عزیز جنبش روشنایی! شهادت شما را به خانواده و مردمتان تسلیت نمیگوییم زیرا اشرف غنی غدار (که در شهادت شما مستقیم و یا غیر مستقیم نقش دارد) نیز تسلیت گفته و با خانواده شما غمشریکی نموده است. شهادت شما را تسلیت نمیگوییم زیرا این کار را خلیلی مکار (که در اثر معامله مردم را تنها گذاشت) نیز این کار را انجام داده است. شهادت شما را تسلیت نمیگوییم زیرا که معاملهگران و مسافران ارگ و سپیدار نیز (که هم کاسه قاتلان شما هستند) نیز چنین کاری را انجام دادهاند. تسلیتنامهها، امروز نه تنها حاوی پیام درونی با بار معنایی همدردی و حاوی احساس انسانی نیستند که فریب و نیرنگی است که از طرف خاینان و جانیان به منظور استتار ماهیت ضد انسانی خویش صادر میگردند. این نوع ابراز همدردی ماهیت انسانی و ارزش اخلاقی و نقش احساسی خویش را از دست داده و تبدیل به ضد خود گردیده است.
ما شهادت شما ستارگان درخشان روشنایی را تسلیت نمیگوییم برای اینکه نمیخواهیم چون اشرف غنی و سایر شیادان و خاینان تاریخ باشیم. ما در سوگ شما اشک نمیریزیم تا دشمن شاد نگردد و احساس پیروزی و سرمستی نکند و نشانهای از ضعف و به زانو درآمدن ما نباشد؛ اما با تمام وجود و با همه شعور و شرف خویش با شما پیمان میبندیم که راه شما، آرمان شما را ادامه داده و پاسدار خون شما باشیم تا همچون تمام شهدای تاریخ، وجه المصالحه خاینان تاریخ و وجه المعامله اربابان زور و زر و وسیله سو استفاده شیادان و مکاران قرار نگرفته و همچنانکه پاک، پر شکوه، و آرمانی بال گشودید همچنان پاک و پر شکوه و با عظمت باقی مانده و نهال نورس عدالت را با یاد و خاطره زیبا و جاویدانهتان آبیاری نمایید.
ما شهادت شما ستارگان سرخ و خونین را تسلیت نمیگوییم چون از تسلیت گفتن کاری ساخته نیست و تسلیت و تعزیت گفتن دردی را که شما ستارگان درخشان به خاطر آن درد و به خاطر آن هدف خود را فدا کردید دوا نمیکند. خوب میدانیم آنچه تسلیبخش روح شما عزیزان میباشد و آنچه روح شما را از ما شاد میکند نه تسلیت گفتن که ادامه دادن و زنده نگهداشتن راه و آرمان شما و محقق ساختن ایدهها و ارزشها و زنده نگهداشتن شخصیت شماست. ما تمام دردها، بغضها، کینهها، نالهها و همه نفرتهایمان را تبدیل به نفیر گلوله کرده و به سوی استبداد شلیک میکنیم تا مغز و ریشهی استبداد را برای همیشه متلاشی نماییم.
قسم به خون پاک تو برادری که مظلومانه در خون غلطیدی و قسم به خون سرخ تو خواهری که چه بیباکانه به میدان مبارزه و دادخواهی آمدی و عدالت را فریاد کردی و قسم به خون آن کودکانی که به عشق عدالت و رفع تبعیض چه معصومانه آن گونه پرپر شدند و قسم به همهای آن دردها و رنجها و قسم به آه و نالههای صحنه انتحار و قسم به آن اجساد خونین و بیدست و پای باقی مانده بعد از انفجار و قسم به اشک همهای مادران داغدار و قسم به تمام دلهای عزادار که ذرهای از خواستها و آرمانهای بلند و انسانی و عدالخواهانهتان عقب نشینی نکرده و خواستها و مطالبات برحق تان را تا رسیدن به آن نقطهای که شما میخواستید، را پیگیری نماییم.
و بالاخره قسم به آن همه شور و شعور، و قسم به آن همه ایمان و حضور، و قسم به آن همه عشق و اخلاصی به نور، که معاملهگران حرفوی و دلالان سیاسی و خاینان تاریخی را هرگز نبخشیده و انتقام آن همه خیانت و سزای آن همه ترفندها و دسیسهها و جواب آن همه بیمهری و جنایتها و تنها در میدان رها کردنها را داده و تمام آن خاینان و معاملهگران را به زبالهدان تاریخ سپرده و مردم خویش را از شر آنان راحت کرده و عدالت را برای مردم و همهای سرزمین خویش به ارمغان آوریم. انشاالله

(
(