لذتهای کوچک و شادیهای بزرگ!
(به بهانه بهار)
«اجازه دهید نخست سال نو ۱۳۹۵ را به همه هم وطنان عزیز تبریک گفته و آرزوی سال پر میمنت و پر برکت را برایشان داشته باشم»
میدانم از جنگ و تفنگ، ترور و خشونت خستهاید. دور باطل فسادِ مقامات ناامیدتان کرده و قانونشکنی و حرمتشکنی خود، قانون شده است. سالهای طولانیِ ناامنی امان از کهنسالان وطن بریده، جوانان احساس خستگی و افسردگی میکنند و افق تاریک آینده روزنه امید را برای نوجوانان بسته و نیروی تحرک را از آنان گرفته است. خشونتهای لجامگسیخته امروزهیِ به نام دین و مذهب، هم ترس و وحشت را همگانی کرده است و هم آرامش را از زندگی مردم گرفته است. گزینه انتخاب مردم از میان شادیها و خوشیها کمتر شده و بهجای آن سایه سنگین نابسامانی و ناامیدی نشسته است.
اگر خبرهای خوشِ ورزشیِ تکواندوکاران و کرکت بازان و فوتبالیستان وطن در مسابقات جنوب شرق آسیا نبود و اگر افتخار اختراع «سانتریفیوژ» چندمنظوره را مصطفی رضایی نمیآفرید و اگرچند خبر دیگر که از انگشتان دست هم تجاوز نمیکنند، نبود، سهم ما از شادیها و خبرهای مسرتبخش زندگی بسیار کمتر از اینها بود. سهم ما تاکنون از زندگی بیشتر تلخی و تلخکامی بوده است و خبرهایِ تجاوز و خشونتهای گروهی به نام اجرایی اسلام زجرمان داده و اختلاسهای بزرگ مالی مقامات دولتی افقهای آینده را برایمان تیره کرده است؛ ولی بگذار با توجه و التفات به بهانه بهار و طراوت طبیعت، از لذتهای کوچک، شادیهای بزرگ برای خود خلق کنیم.
بگذار سهم لذتهای کوچک را در زندگی بزرگ کنیم تا غمهای بزرگ در برابر آن کوچک شود. حتما میپرسید چطور در این آشفتگی و پریشان احوالی میشود از لذتهای کوچک خوشیهای بزرگ آفرید؟ چطور میشود در میان اینهمه تلخکامیهای زندگی، شیرینکام بود و دردهای نا سور خود را التیام بخشید؟
به باورم میشود جای بیشتری برای چیزهای کوچک و فرحبخش زندگی باز کرد و بهجای گذشتن از روی عادت، با التفات و توجه از آن، شادیهای بزرگ برای خود و دیگران آفرید. آیا برایتان اتفاق افتاده که روبروی دریا بایستید موج کوچک و آرام دریا به پاهایتان برسد و احساس نوازش کنید؟ آیا زیر نمنم باران رفتهای که احساس آرامش و رهایی کنید؟ آیا با پاهای برهنه روی شنهای کنار دریا، یا روی چمنهای خِس راهرفتهاید که احساس خوش و تازگی کنید؟ فکر میکنم بشود به بهانه بهار، و جشن رویشِ طبیعت، از تکرار ذرهذرهی لذتهای کوچک، پیمانههای بزرگ خوشی را برداشت و در میان مردم تقسیم کرد و احساس مسرتبخش خود را به دیگران سرایت داد.
من از گشتوگذار زیر شُرشُر باران و سبزهزارهای دشت و دمن، چنان سرشار میشوم که حس سبکی و پاکی آن غیرقابلتوصیف است. من از نسیم خنک بهار و رفتن به قلههای کوه چنان شور و شعف برایم دست میدهد که آرزوی پرواز میکنم. شما چطور؟ شما هم میتوانید تجربه کنید، اوج بگیرید و روحتان را تلطیف کنید. آیا شده است وقتی صبح زود از منزل بیایید بیرون و از خِس بودن زمین و بوی گِلهای بارانخورده دیشب لذت ببرید؟ یا شده است از بوی گُل در گلفروشی لذت ببرید؟ یا بوی نارنگی نَوبَرانه، برای یکلحظه هم احساس تازگی کنید؟
آیا اصلا تجربه کردهاید که یک خواب راحت بعد از آخرین امتحان چقدر احساس سبکی میآورد و توفان نگرانی را بعد از چند لحظه استراحت از بین ببرد؟ یا شده است چند ساعت خواب بدون دغدغه بعدازظهر روحت را شاد و خاطرتان را تازه کند؟ چقدر به رفتارهای بهظاهر کوچک و اما پر از احساس ِمهربانی توجه کردهاید؟ آیا تجربه کردهاید که خواب باشی و کسی پتو رویت بکشد و از مهربانی او لذت ببری و باز به خواب راحت بروی؟ میشود از تمام این احساس خوش و رفتار آرامبخش زندگی، شادیهای فراوانی را آفرید و تکرار و تکثیر کرد. شما هم میتوانید چون کودکی از چیزهای پیشپاافتاده خوشحال شوی و به خاطر کارهای کوچک، قهقهههای مستانه سر دهی و بیخیال هرچه بدبختی و سختی زندگی شوی. شما هم میتوانید با یک لبخند زیبا و رفتار جوانمردانه خاطره خلق کنی.
شما میتوانید آن غریبهی توی جاده و خیابان باشی که با لبخند و حوصله به کسی آدرس بدهی و تاکمی دورتر همراهی کنی تا مسیرشان را اشتباه نرود. یا آن رانندهی باشید که حق تقدم با شما است ولی میایستید و با خوشرویی اشاره میکنید که رد شود. یا با وسیلهتان راه ماندهی را به مقصد برسانید و دعایی خیرش را بدرقه زندگیات کنید یا کارمندی صبوری باشید که باحوصله و خوشی به مشکل کسی رسیدگی کنید. شما هم میتوانید بارها این رفتارهای کوچک و خوشایند را تکرار کنید و برای خرسندی کسی سهم بگیرید و خستگیهای روزگارش را باکار کوچکت برطرف کنید. شما همانطوری که از تحسین دیگران انرژی مثبت میگیرید میتوانید نسیم ملایم و لطیف باشید که هر انسان دیگر از ارتباط با شما لذت ببرد و از با تو بودن احساس سرافرازی کند. گاهی لازم نیست برای تکثیر شادی هزینه کنید، کافی است ویژگیهای مثبت کسی را صادقانه توصیف کنید. گاهی اتکای روحی بودن برای کسی بیشتر از هر کمک مالی میتواند شادی و شادابی بیافریند.
پس به بهانه بهار میتوان با توجه و التفات و با نگاه پاک و متفاوت، شادی آفرید و سهم مان را از خوشیهای خود و دیگران را بیشتر کرد تا غمهای بزرگ زندگی، در برابر این خوشیهای کوچک زانو بزند و ما در برابر تلخیهای آن زانو نزنیم. میشود به بزرگی جشن عروسی و تولد، از نسیم خُنکِ سحر که از باز کردن پنجره اتاق، صورتتان را نوازش میدهد لذت ببرید. میشود نهتنها از مقصد سفر که از مسیر و خاطرات مسیر سفر هم دلخوش شوی. فقط کافی است لذتهای کوچک را توجه کنیم و از چیزهای پیشپاافتاده و کوچک، شادیهای بزرگ خلق کنیم و آن را برای دیگران تکثیر و تکرار کنیم.

(
(