کد مطلب : 1017
دوشنبه ۲ قوس ۱۳۹۴ - ۱۹:۱۹
5925
فاقددیدگاه
علی‌زاده غزنوی

افسانه امنیت وعده دولت!

unnamed-14-f5cd3
«آری امنیت افسانه است و دست‌نیافتنی. دست‌نیافتنی بودن این افسانه رویایی تنها برای شهروندانی است که در زمین بوریا و در آسمان ستاره ندارند و لذا هرروز بدتر از دیروز نیافتنی‌تر شده و نایاب‌تر شده است. همین افسانه است که باعث شده است 146 هزار شهروند بی‌بوریا و بی‌ستاره به دیار کفر سفر کنند و ماه‌ها به امید لطف و مرحمت کفار، دلواپس و منتظر لطف و رحمتشان بنشیند تا در زیر چتر امنیتشان پناه بگیرند. همین مردمی بی‌ستاره‌اند که جوانان و محصلانی که روزی تجسم آرزوهای یک‌عمر تحمل رنج و زحمت پدران و مادران بودند، اکنون دل به دریای غربت و مهاجرت زده‌اند که گاهی طعمه گرگان همسایه شدند و گاهی طعمه ماهی‌های دریا.»

امنیت و آرامش جذاب‌ترین شعار شیک اشرف غنی و مهم‌ترین وعده عبدالله در انتخابات و در مراسم تحلیف بود. تعهد به تشکیل قوماندانی قوای مسلح برای ایجاد امنیت در اولین روز دولت از طرف شخص اشرف غنی به مردم سپرده‌شده بود که محقق، دانش و دیگر ارگ نشینان بر وعده و تعهد دولت تاکید کرده‌اند و بارها از تحقق آن در میان مردم سخن گفته‌اند؛ اما این آرزوی ملت همچنان افسانه باقی‌مانده و از سطح شعار و سخن به واقعیت عینی جامعه تنزل نکرد؛ چون هرروز ولایت‌ها و ولسوالی‌ها در سایه این حکومت بیکاره و مکاره سقوط کرد، زندانیان و طراران آزاد شدند، مردم بدتر از دیروز به گروگان گرفته می‌شوند.

برادران ناراضی و مخالفان سیاسی کرزی و اشرف غنی مقتدرتر از دیروز به قتل و غارت در مسیر راه‌ها می‌پردازند. امنیت که از هوا برای تنفس ضروری‌تر و از آب خوردن برای تشنه‌ی مهم‌تر شده است، اکنون در این جزیره آدم‌خوار یافت نمی‌شود و آن‌قدر نایاب است که بربرها و موجودات موزی و ضد انسانی در فقدان آن از مغاره‌های خود بیرون شده حلق و حنجره انسان می‌برند و به مغاره‌های توحش برده هفته‌ها و ماه‌ها به اسارت می‌گیرند. این موجودات ضد انسانی مسلمانانی است که برای ساخت آشیانه‌ی بهشتی خود حریصانه‌تر از دیروز در کمین جمع‌کردن ثواب می‌نشینند و درنده‌تر از دیروز برای خدا و به خاطر خدا قربانی می‌گیرند. غافل از اینکه آن خدای بی‌نیاز، غنی‌تر از ریختن خون و خون‌آشامی و حتی نماز و نیازهای کذایی این مسلمانان است. خدای این موجودات برای تشفی خود از مسلمانان قربانی انسانی می‌خواهد و برای رضایت خود سلاخی آدمی طلب می‌کند؛ ولی این مسلمانان کذایی مجریان خدای خون‌خواری و خون‌باری‌اند با نیت خالصانه و جاهلانه‌شان کارت بر گلوی طفل نه‌ساله می‌گذارند و به نام او از گوش تا گوش می‌برند. این مهم در این ویرانه سرایی به نام افغانستان هرروز تحقق‌یافته و در سایه دولت وحدت ملی و فقدان امنیت رخ می‌دهد و تکرار می‌شود.

آری امنیت افسانه است و دست‌نیافتنی. دست‌نیافتنی بودن این افسانه رویایی تنها برای شهروندانی است که در زمین بوریا و در آسمان ستاره ندارند و لذا هرروز بدتر از دیروز نیافتنی‌تر شده و نایاب‌تر شده است. همین افسانه است که باعث شده است ۱۴۶ هزار شهروند بی‌بوریا و بی‌ستاره به دیار کفر سفر کنند و ماه‌ها به امید لطف و مرحمت کفار، دلواپس و منتظر لطف و رحمتشان بنشیند تا در زیر چتر امنیتشان پناه بگیرند. همین مردمی بی‌ستاره‌اند که جوانان و محصلانی که روزی تجسم آرزوهای یک‌عمر تحمل رنج و زحمت پدران و مادران بودند، اکنون دل به دریای غربت و مهاجرت زده‌اند که گاهی طعمه گرگان همسایه شدند و گاهی طعمه ماهی‌های دریا.

این مردم بی‌بوریاست که دختران معصوم و بی‌گناهشان در پیش چشمان خانواده‌شان سربریده می‌شود و یا وحشیانه و قربت الی الله سنگسار و یا زیردست و پای مجریان وحشی قانون الهی نفله می‌شوند. بدون اینکه هیچ انسانی به فریادهای ملتمسانه و تضرع آمیزش پاسخ دهد و یا کسی به نگاه معصومانه‌اش ترحمی کند. هرروز باخبر تلخ صبحمان را آغاز و تا پاس شب بادل پرخون و روح آزرده و پریشان سر می‌کنیم. دیگر عادت شده است وقتی کامپیوترم را باز می‌کنم خدا خدا می‌کنم امروز خبر وحشتناکی نباشد. در این جنگل انسانی دختری را گرگی ندریده و فرخنده و شکریه‌ی را نخورده باشد. همه این مهم در فقدان افسانه امنیت است.

دادخواهی هزاران انسان فهیم، دردمند و باشعور این جامعه در حد عقده‌گشایی بر سر چوکی و رقابت‌های کثیف سیاسی فرو کاسته می‌شود. اما توفان نفرت و انزجار از بدمستی و بدنفسی دولتمردان و بی‌پروایی در قبال جان، ناموس و حیثیت شهروندان به پا خاست و دیوار افکار فاشیستی و قوم‌گرایی را ترک داد و کهنگی و فرسودگی آن را برملا کرد و پستوهای ذهنی رهبران را عریان ساخته و به مردم نشان داد؛ اما تغافل و تداوم بی‌مبالاتی دولت نا کاره و بدکاره در فراهم کردن امنیت، ممکن است توفان دیگری به راه بیندازد که همه دولت‌مردان و نژادپرستان را درهم بکوبد که دیگر هیچ پناهگاهی برای ماوا گرفتن پیدا نتوانند.

شاید این آخرین فرصت برای کنار گذاشتن نگاه فاشیستی و قومی و آخرین‌مهلت برای به دست گرفتن یک نگاه انسانی به تمام شهروندان افغانستان باشد. تاخیر و تعلل در سامان دادن کشور و آوردن امنیت ممکن است خشم و نفرت همگانی را به همراه بیاورد که به هر دلیلی خواه از سر ناکارآمدی و یا تغافل و یا هر دلیل دیگر، به زیان دولت و دولتمردان ختم شده و سرنوشت بن علی و قذافی و یا صدام و امثال آن را برایتان رقم خواهد زد. پس عاقلانه و خردمندانه است که دولت اقدام عاجل و فوری، برای تامین امنیت و اصلاحات بکند و این کشتی توفان‌زده افغانستان را به ساحل امن هدایتشان دهد، ورنه صدور اطلاعیه‌های تاسف و تاثر از هرکسی و با هر شکلی دیگر قابل‌قبول و تحمل نبوده و نسل آگاه و فهیم امروز خود می‌توانند سرنوشت خود را تعیین کرده و برای فردای خود نقشه راه ترسیم کنند.

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما