کد مطلب : 2613
یکشنبه ۱ حمل ۱۴۰۰ - ۰:۱۴
3722
فاقددیدگاه
عبدالخالق فصیحی

قرن نا تمام من

مهر-پایان-و-مهر-ابطال-را-بزن-تا-وقت-داری
«به همین دلیل، قرن تبعیض دست‌کم سه صدسال است که در عین تغییر زمانی یا کمی، کیفیت گذشته را در آینده و آینده را درگذشته شدیدتر از دیگری به همراه دارد. هرچه زمان می‌گذرد و اعداد تغییر می‌کند، قرن ستم تازه‌تر و جوان‌تر می‌شود؛ به قسمی که گاهی فکر می‌کنی این قرن تازه متولدشده و آغاز عمر آن است. از‌این‌رو، آغاز سال 1400 برای من اصلا سرور و تبریکی ندارد و حامل هیچ پیامی برای یک‌فصل تازه نیست،»

 اولین نا قراری ذهن این است که یکسره می‌پرسد قرن چیست؟ کمیت یا کیفیت دو رهیافت مهم و اساسی است که می‌شود با آن قرن را تعریف کرد. اما رهیافت عددی که نمایانگر اصلی نگاه کمی به موضوع موردبحث است، نمی‌تواند نگاه همه‌جانبه به قرن بیندازد و تعریف جامع از آن به دست دهد؛ چون قرن در نگاه کمی عمر معینی از قبیل صدسال دارد، درحالی‌که ممکن است عمر یک قرن از جهت دیگر بیش‌تر یا کم‌تر این باشد.

رهیافت کمی فقط می‌تواند تحول زمانی را به‌صورت طبیعی به نمایش بگذارد، اما هرگز قادر نیست جهان‌بینی‌ها، آسیب‌ها، آثار و در یک‌کلام کیفیت آنچه در طول زمان گذشته است را منعکس نماید. اما رهیافت کیفی، قرن را به صدسال یا کم‌تر از آن محدود نمی‌کند، بلکه دربرگیرنده اصل حوادث و رخ‌دادهای تلخ زمانه است که با تمام اندوه‌ها و ناهنجاری‌هایش طولانی یا اندک باشد و باقی بماند.

اما قرن در رهیافت کیفی، فقط با رخدادها سنجیده می‌شود و باوجود اصل کیفیت، نه عدد بر آن می‌گذرد و نه تحول‌پذیر است. بنابراین، می‌توان گفت که قرن «من»، قرن ستم، تبعیض، تعصب، حذف قومی، کشتار و قتل‌عام است. این قرن باکیفیت حاکم بر آن، عمر مشخصی ندارد و تبدیل اعداد چهاررقمی۱۳ و ۹۹ به ۱۴ دو تا صفر هیچ تحولی را در آن موجب نمی‌شود.

به همین دلیل، قرن تبعیض دست‌کم سه صدسال است که در عین تغییر زمانی یا کمی، کیفیت گذشته را در آینده و آینده را درگذشته شدیدتر از دیگری به همراه دارد. هرچه زمان می‌گذرد و اعداد تغییر می‌کند، قرن ستم تازه‌تر و جوان‌تر می‌شود؛ به قسمی که گاهی فکر می‌کنی این قرن تازه متولدشده و آغاز عمر آن است. از‌این‌رو، آغاز سال ۱۴۰۰ برای من اصلا سرور و تبریکی ندارد و حامل هیچ پیامی برای یک‌فصل تازه نیست، چون هیچ آثاری از نوشتگی و نوخواهی کیفی در آن دیده نمی‌شود‌. تنها تغییراتی که مثل گذشته و بلکه هر آغازی برای افغانستانی‌ها دیده می‌شود این است که مردم زمان بسیار کوتاه و فرصت نیمه‌وقت برای خندیدن دارند.

اما پس‌ازآن، دوباره این اشک‌ها، خون‌های به‌ناحق ریخته شده، توطیه‌ها حکومتی، خون‌خواری‌ها، تبعیض و بی‌عدالتی‌ها، نا انسانی، درنده‌خویی‌ها، دروغ‌ها و شیشه‌های شکسته خانه‌های مردم مبغوض‌اند که قرن «من» را به معنای واقعی کلمه تعریف می‌کند. بیداری این کیفیت، تنها نشان‌دهنده این واقعیت است که عمر این قرن به‌سادگی سر نمی‌رسد. پس قرن «من»، قرن ناتمام است و رخ‌نمایی رقم جدید ۱۴۰۰ پایان کیفیت اندوه‌بار گذشته نخواهد بود.

ایده: از آلن بدیو

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
برچسب ها :
مطالب مرتبط
دیدگاه شما