حساسیت جمعی چاره‌ی اختگی هزارگی!

کدخبر : 805
شنبه ۲۳ جوزا ۱۳۹۴ - ۲۰:۴۲

حضور هزاره‌ها نه‌تنها در حوزه سیاست و ساختار دولت، بلکه در تمام حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی، علمی و ورزشی با حساسیت و تعصب همراه بوده و اکنون نیز هدفمندانه بر این نگاه تعصب‌آلود افزوده می­شود. خاستگاه این طرد و تعصب در چهارده سالِ دولت و دموکراسی، هم فقدان حساسیت رهبران، تحلیل گران، سیاستمداران و نخبگان علمی و فرهنگی در سرنوشت هزاره‌ها بوده است و هم ناشی از نبود حساسیت و واکنش جمعی توده‌های مردم در قبال تنگ‌نظری‌ها و تعصبات دولتمردان مغرض؛ چون خاصیت سیاست دینی این است که مردم به رهبر با نگاه دینی و قُدسی می­نگرند که این خود زمینه سو استفاده را برای ارضای «شهوت و قدرت» رهبران هموار می­کند.

در چهارده سالِ دولت و دموکراسی ما هرروز نه‌تنها از حضور بیست‌درصدی مصوب در اجلاس بن فاصله گرفتیم؛ بلکه کم‌کم از نو حضور ما در اجتماع به‌مثابه جرم و گناه ترویج می­شود؛ اگرنه جرم یک نوعروس و داماد در شاه‌راه‌های کشور چه می­تواند باشد؟ اسارت سی‌ویک مسافر هزاره، تحقیر و توهین، شکنجه و کشتن تعدادی و مفقود بودن تعداد دیگر چه معنای می­تواند داشته باشد؟ تغافل رهبران و کنشگران سیاسی و سکوت مرگبار آنان بزرگ‌ترین کمک در اشاعه این نگاه تعصب‌آلود و گناه‌آلود اجتماعی است.

جفای این رهبران در اخته کردن مردم و گرفتن روحیه حساسیت جمعی از گناه جانیان این قوم نه‌تنها کمتر؛بلکه بزرگ‌تر و فجیع‌تر است؛ چون دشمنان این قوم گردنه را می­گیرند، شکنجه می­کنند و جنایت مرتکب می­شوند ولی این رهبران چون اخته «قدرت» «شهوت» و «ثروت»اند روحیه کرختی، اختگی در میان مردم را رواج داده‌اند تا خود به «قدرت، ثروت و زن‌بارگی» برسند. چون رهبران مردم تابع و سربه‌راه می­خواهند که برای آنان گوسفندوار در برابر جنایت و خیانت تسلیم شوند. این‌ها بودند که روحیه مقاومت و ایستادگی و غیرت را از مردم گرفتند.

این رهبران کذایی هستند که با بی‌شرمی و وقاحت تمام در سخنرانی‌ها و کنفرانس‌های عمومی مردم را که هرروز در سراسر کشور به خاطر نژاد قربانی می­­شوند، دعوت به خونسردی می­کنند تا با بی­غیرتی به ربوده شدن جوانان و ناموسشان نگاه کنند.آن‌قدر این رهبران« َنمَدِ دَمِ تَبَر شدند» که دیگر ناموس مردم در «ده‌مرده جاغوری» ربوده می­شود، حتی یک مرد نیست که در برابر حیثیت خود ایستادگی کند. آن‌قدر مردم اخته شده‌اند که به‌جای حساسیت و واکنش جمعی، با نگاه التماس و تضرع به پیشگاه ریش‌سفیدان می­روند تا ناموسشان را از چنگ طراران نژادپرست نجات دهند.

تف بر این غیرت و مردانگی که ما مردم هزاره در این برهه‌ی از تاریخ گرفتارشان شده‌ایم. نفرین بر این غیرت دینی، ملی و ناموسی که داریم. لعنت بر این زندگی که دانشجویان دختر ما در مسیر راه «شلوار لی‌یی‌شان» به نام حجاب غیر اسلامی توسط گردنه گیران نژادپرست درآورده می­شوند ولی مردان ما باوقار و متانت بعدازاین جنایت «شال‌گردن» خود را به آنان می­دهند، تا عفت و حرمت ناموس خود را حفظ کرده باشند. لعنت به این مردانگی که دین‌دار و بی‌دین ما به آن مبتلا شده‌ایم. چه خفتی بدتر از این‌که بدترین توهین و تحقیر را می­بینیم ولی ساکت و بی‌خاصیت از کنارش می­گذریم.

چه راه چاره‌ی برای بیرون رفت از این وضعیت المناک و تحقیرآمیزی که رهبران ما اخته­گری را در پیش‌گرفته‌اند و نژادپرستان، کینه‌توزی و تعصب را وجود دارد؟ چرا مردم برای این زندگی خفت‌بارشان هر نکبتی را تحمل می­کنند ولی برای حرمت و امنیت خود هزینه نمی­کنند؟ چرا این مردگان متحرک برای این زندگی لجنبار و شرم‌آور خود راضی‌اند ولی برای کرامت، عزت، ناموس و شرف خودسر در لاک بی­مبالاتی می­برند؟

باورم این است حساسیت جمعی و واکنش جمعی تنها راه چاره در این آشفته‌بازار سیاست است. حساسیت جمعی و حضور فعال هزاره‌ها درروند انتخابات، فارغ از اینکه دخالت و تقلب به شفافیت آن لطمه زد، نقش تعیین‌کننده داشت. واکنش جمعی هزاره‌ها در نام‌گذاری سرک چوک شهید مزاری – دارالامان جواب داد و حضور فراگیر مردم بامیان برای استقرار والی نیز تعیین‌کننده خواهد بود. اگر حساسیت جمعی مردم از بدو حکومت موقت و چهارده سال دولت کرزی بیشتر بود و لجام سیاست را با نگاه قدسی و مذهبی به دست رهبران اخته­ی « قدرت، «ثروت» و «زن‌باره» نمی­دادند اکنون سرنوشت ما این نبود که رهبران برای منافع و حواریون خود با بی­شرمی دست به هر خفتی می­زنند ولی برای اسیر شدن، کشته شدن و شلاق خوردن صدها هزاره بی­دفاع زبان به اعتراض نمی­گشایند.

زن و ناموس هزاره در شاه‌راه‌های کشور بی‌حیثیت می­شوند ولی آنان برای حفظ منافعشان توجیه و تفسیر می­تراشند. در چهارده سال دولت و دموکراسی معلوم شد نه «پهلوان‌پنبه(محقق)» و « شیخ خمپه(خلیلی)» توانستند از حقوق مردم دفاع کنند و نه «شیخ آصف و شیخ اکبری» بلکه صرفا با لفافه دین به تحمیق و اخته‌گری مردم پرداختند تا به این وضعیت فلاکت‌بار رسیدیم. راه چاره تنها یک‌چیز است مردم خود از تمام مهاجرین دنیا برای تمویل و تجهیز جوانان خود کمک بگیرند و برای دفاع از ناموس عزت و شرف خود حلقه‌های امنیتی در سراسر هزارجات تشکیل دهند. به امید این دولت فاسد و رهبران فاسدتر از آن ننشینند.

شما همان‌های هستید که در «ده‌مزنگ» کابل تحلیل­گران نظامی را در مقاومت خود متحیر کرده بودید اکنون نیز می‌توانید با حساسیت جمعی و واکنش جمعی، با درایت و تدبیر، کیاست و فراست، اقتدار و حیثیت خود، امنیت جان و ناموس خود را در دست بگیرید. مطمین باشید این شعور جمعی و حساسیت جمعی تنها راه بیرون رفت از این روحیه اختگی و خواجگی و به دست آوردن عزت و حیثیت است.

چرا فکر می­کنید طراران و گردنه‌گیران نژادپرست جان و ناموس ندارند.چرا مقابله‌به‌مثل نمی­شود؟ چرا ما همواره باید کوتاه بیایم تا فرصت نفس کشیدن داشته باشیم؟یا فکر می‌کنید زنان هزاره دیگر عقیم‌اند تا امثال اسحاق بیرگیت و ابوذر غزنوی به دنیا بیاورند که با اسمشان لرزه بر اندام این نژادپرستان متعصب می­افتاد؟ تا حساسیت ما به حساسیت جمعی و واکنش ما به واکنش جمعی منتهی نشود ما هرروز تحقیر و توهین می­شویم. راه عزت و حیثیت ما هزاره‌ها از این مسیر حساسیت جمعی و واکنش جمعی می‌گذرد. منطقه‌گرایی قبرستان عزت و حیثیت ماست باید کنار گذاشته شود.


Copyright © 2015 طرح نو. All rights reserved.