
حوادث احتمالی پسا انتخابات
انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان در یک فضای مملو از رعب و وحشت برگذار گردید. فضای که گروه دهشت افگن طالب انتحار و انفجار و کشتار را سرلوحه شعارش را قرارداده بود ترس و وحشت در آن موج میزد؛ مردم با تمام شور و عشق برای تعیین سرنوشت سیاسی کشورشان حماسه آفریدند متاسفانه انتخابات با تقلب و تخلف گسترده همراه و عجین گشت که امروز به نظر میرسد آبستن حوادث است که تحولات چندی را به همراه دارد.
هرچند تلاشهاي فراوان صورت گرفت كه انتخابات از بن بست خارج گشته و مشروعيتت از دست رفته آن به آن برگردد اما به نظر ميرسد كه به اين آساني و به اين سادگيها گره كور اين بنبست شكستني نيست و بنبست در پي بنبست و گره در پي گره ميآيد و ايجاد مشكل مينمايد. اگر اين بنبستها شكسته نشود و انتخابات مشروعيت خود را باز نيابد احتمالات پسا انتخابات را ميتوان چنين برشمرد.
1- حکومت ایتلافی
احتمال اینکه حکومت ایتلافی شکل گیرد که تمامی گروههاي سیاسی قومی در آن نقشی داشته باشد وجود دارد چونکه همواره در قدرت سیاسی افغانستان سویههای اتنیکی نهفته است و برای رام ساختن و ایجاد آرامش و ثبات سیاسی حضور و مشارکت اقوام ضرورت دارد و بدون توزیع سهم سیاسی برای گروهها افغانستان را به سوی یک بحران و ناامنی فراگیر هدایت خواهد کرد لذا عدهی صاحبنظران برای اجتناب و جلوگیری از جنگ و خشونت قومی باید راهکار توزیع قدرت میان گروههای قومی در نظر گرفت
2- تجزیه افغانستان
درين روزها برخی سران گروهها شعارهای تند و افراطی را سر دادند که مانند تشکیل حکومت موازی و حکومت در سایه که بیانگری تجزیه حکومتی افغانستان یا چند حاکمیتی را نوید میدهد زیرا گروههای تندرو برای اقناع خود و حامیانشان از هیچ ابزار و عملی دریغ نمیکنند و ریشه این شعار و گفتار نیز به قول ابن خلدون در عصبیت قومی نهفته است. محرومیت برخی اقوام از دایره قدرت در افغانستان انباشتي از عقدهها و کینههای قومی به جا گذاشته است و سایر اقوام محروم ممکن است برای شکستن انحصار سیاسی ابزارهای مانند خشونت و جنگ و تجزیه را برای تحقق خواستههایشان به کار گیرند و تا تجزیه کشور پیش خواهند رفت و این خطر وجود دارد که افغانستان را به سوی حکومت چند قومی و ملوک طوایفی هدایت نماید.
3- جنگ فراگیر
برخی شعارهای تند و افراطی از زبان حامیان و سران به گوش میرسد که رگههای از یک جنگ فراگیر قومی در آن مشاهده میشود. اين شعارها اگر واکاوی و کالبد شکافی شود جز جنگ خانمانسوز قومی چیزی دیگری را در ذهن تداعی نمیکند مانند شعار «يا ارگ یا مرگ» که حامیان تیم اصلاحات وهمگرایی در یک اعتراض مدنی سردادند. در این شعار راه رسیدن به یک توافق جامع و منطقی را مورد بن بست میداند تنها راه نیل به قدرت از خشونت و از طریق جنگ دنبال مینمایندچونکه تمامی راههای مسالمت آمیزی را جلویش مسدود می بیند تنها راهی برای دستیابی به قدرت را ترویج وگسترش خشونت جستجو مینمایند این شعارها تند و افراطی ناشی از شعور سیاسی است که به حد انفجار رسیده است و جنگ را تنها راهی نیل به یک عدالت سیاسی پیشه مینمایند.
بنابر این از نقد و بررسی مجموع این گمانه زنیهای فوق بهترین راه حل توزیع قدرت سیاسی میان گروههای قومی و سیاسی است زیرا بدون همراهی سران اقوام در افغانستان نمیتوان به یک چشم انداز ثبات سیاسی و امنیت و آرامش چشم دوخت و هردم افغانستان را توام با بحران و بیثبات را مجسم می سازد. برای تامین امنیت و آرامش و آسایش همدلی و همکاری تمامی گروههای قومی و سیاسی ضروری به نظر میرسد در جوامع چندقومی باید بر اساس قومیتها حکومت ایتلافی و مشارکتی صورت گیرد تا زمینه درگیری و بحران و ناامنی را از بین برده شود و بستری دلگرمی و همسویی میان تمامی جریانهای قدرتمند قومی فراهم شود از بروز عقده های فروخورده سیاسی اقوام محروم جلوگیری شود و قدرت نیز از انحصار یک قوم خارج و به یک منبع تعامل و همکاری اقوام تبدیل گردد.
Copyright © 2015 طرح نو. All rights reserved.