رد پای اشرف غنی در نابسامانی‌های امنیتی

کدخبر : 741
یکشنبه ۳ جوزا ۱۳۹۴ - ۰:۰۲

افغانستانِ اکنون، بسان پیکر نحیف، شلاق‌خورده و رنجوریِ است که از گذرگاه تاریک و پر درنده­ی، خود را به این وضع موجود رسانده است، تا شاید کسی از روی لطف مرهمی برای زخم و التیامی برای جراحت‌های کهنه و عمیقش پیدا کند؛ اما صاحبش به‌جای تیماری و پرستاری جسد رنجورش، وی را به خیال خامش در جنگل امنی رها کرده تا دمی بیاساید؛ ولی خود در جستجوی داروی در بیشه‌های دیگر می­گردد، غافل از اینکه ممکن است در این جنگل مخوف هر دم درنده­ی سر رسد و این پیکر رنجور را از پای درآورد. حال پرسش این است کشوری تا این مرحله خسته و مفلوک و پر از زخم‌های ناسور و کهنه روزگار، چگونه می­تواند پناه امنی ­پیدا کند؟ چه کسی از پیکر شلاق‌خورده او در برابر تاخت‌وتاز درند­گان دفاع کند؟ امنیت جان او چگونه ممکن خواهد شد؟

اشرف غنی، این تیمارگر خام‌اندیش نیز به‌جایی حمایت و حفاظت از لاشه مفلوک افغانستان آن را در جنگل پر درنده طالب و داعش، رها کرده و هرروز به پاکستان و عربستان، عمارات آمریکا و غیره سفر می­کند تا دوای درد و مرهم زخمی برای این پیکره مفلوک پیدا کند و غافل از اینکه احساس اعتماد به درندگان مانند طالب و بی­التفاتی نسبت به گرگان چون داعش، هیچ‌وقت به این معنا نخواهد بود که آنان نیز از شکارشان دست‌بردارند و نسبت به این پیکره مجروح بی­تفاوت بنشینند؛ بلکه مصمم‌تر در کمین فرصت خواهند نشست. اشرف غنی با سرپرست کردن ولایت‌ها، طمع درندگی را در طالب و داعش بیشتر کرده و با معرفی نکردن وزیر دفاع آنان را در زخم زدن بر این پیکر رنجور مصمم‌تر کرده است.

پرواضح است وقتی غنی در عمل مدافع طالب و در گفتار مخالف طالب باشد، امنیت و رفاه اجتماعی برای این مردم یک خیالی بیش نخواهد بود. غنی با برادران ناراضی و مخالفان سیاسی خواندن تروریستان، نیات تعصب‌آلود قومی و غیرانسانی خود را فاش کرده است؛ چون نمی­توان تفاوت قایل نشدن میان مسایل به این روشنی را به نافهمی و نادانی این دانشمند دوم جهان گذاشت!!!؛ بلکه می‌توان رفتار پوپولیستی و مردم‌فریب این متعصبِ نژادپرست را در چینش وزرا، مشاوران، اعضای دارالانشا، انتخاب والی­ها نشانه‌های از نیات شوم و پلیدشان شمرده و ده‌ها مورد دیگر را موید بر پشتون گرایی وی آورد. به باورم اگر حقوق کارمندان و کارگذاران وی با غرب و جامعه جهانی تامین نمی­شد، هیچ شرم و قباحتی برای وی نبود که تمام ساختار دولت را از اقوام پشتون پرکرده و در ارگ ریاست‌جمهور خیمه برپا کند.

ناامنی‌های داخلی و اختطاف مردم و سربریدن سربازان اردوی ملی از دیگر بازی‌های سخیف و نا انسانی وی است که برای به‌زانو درآوردن و راضی کردن مردم در پیش‌گرفته است تا جنایت تقلب و خیانت به رای مردم را بپوشاند. اگر «نثارحارث» عضو نمایندگان سنا و عبدالرشید دوستم از نفوس جاسوسان داخلی در ساختار حکومت سخن می­گویند، گویای همین رفتار نفاق آلود اشرف غنی در دل دولت است و به‌درستی استدلال می­کنند که اگر همکاری با هراس افکنان از درون دولت نباشد، امکان انتقال محموله‌های انفجاری در داخل شهر ممکن نیست. دکتر عبدالله نیز به‌مثابه رییس اجرایی دولت از سیاست مبهم و نامشخص دولت و رییس‌جمهور انتقاد کرده و فرق قایل نشدن میان دوست و دشمن را علت اساسی نابسامانی‌های اخیر عنوان می­کند.

دستان مسوولین وزارت داخله، امنیت ملی و اشرف غنی در این بازی قومی، نژادی کاملا مشهود است، ورنه امنیت ملی، ریاست جمهوری و وزارت داخله نبایستی در برابر سیلی از افراد ناشناس با گویش‌های مختلف از وزیرستان پاکستان غفلت می­کردند تا با کوتاهی و گذشت ماه‌ها فاجعه شمال رخ می­داد. چرا دولت در برابر گرگانی که شبانه کشت‌وکشتار به راه می­اندازد ترحم می­کند؟ چرا پسته‌های محلی پلیس که در خط اول جنگ و در محاصره دشمن هستند تجهیزات و مواد غذایی فرستاده نمی­شود؟ و چرا سربازان و افسران میان‌پایه واحدهای اردوی ملی توسط چرخ‌بال‌ها به مناطق ناشناخته به نام «خط اول» جنگ انتقال داده‌شده و پس از چندی، در ساعات خواب، دسته‌دسته در برابر پول فروخته‌شده و سربریده می­شوند؟ و چرا قومندان امنیه بدخشان در شب حمله طالب در کابل فراخوانده می­شود و از حضور ۸۰۰ تا ۹۰۰ طالب در محدوده کاری خود بی­خبر می­ماند؟ این سه اقنوم فاسد و نژادپرست به‌جای شنیدن اعتراض عبدالکریم متین والی پکتیکا را، از سمتش برکنار می­کند که فساد دولت آشکار کرده و از۲۰۰ هزار دلار کمک شورای امنیت سخن گفته است که به‌جای توزیع میان پناه‌جویان برمل، به طالبان داده‌شده است. تفاهم‌نامه امنیت ملی با پاکستان تکمیل‌کننده این خیانت و جنایت تاریخی اشرف غنی و تلاش برای حفظ و سیطره توحش طالب و تباهی در افغانستان است که رفتار مردم‌فریبش خلط خدمت و خیانت را برای شهروندان افغانستان به وجود می­آورد.

دریک کلام تیم اشرف غنی نه درصدد تحول است نه اصلاحات اداری، بلکه تیمی است که درصدد تداوم بخشیدن سیاست قرون‌وسطی قبیله گرایانه خودند که با هر جنایت و خیانتی باید حفظ کنند. گسترش ناامنی‌های شمال، اختطاف هزاره‌ها از مسیر شاه‌راه کابل-هرات، معرفی نکردن وزیر دفاع از ترفندهای است که وی و همکارانشان برای درگیر کردن اذهان مردم و حفظ موقعیت پشتون استفاده می­کنند. طالب و پاکستان دو برادر ناراضی و مخالفان سیاسی‌اند که دولت با چشم‌پوشی از هر جنایتشان دست صلح برای آنان دراز می­کند. پیمان امنیت ملی در باب آموزش و تجهیزات نظامی هرچند ظاهر بسیار شیک و شعار بسیار زیبایی مبارزه با هراس‌افکنی دارد اما از بزرگ­ترین خیانت دولت در راستای حمایت پاکستان از طرح پشتون‌سازی و حفظ ساختار پشتون دولت افغانستان صورت گرفته است. امیدوارم تاجیک و ازبک و هزاره و ایماغ و … در برابر این خطر بزرگ هوشیارانه بایستند و نگذارند کشور به سمت‌وسوی وضعیت عبدالرحمانی برگردد.


Copyright © 2015 طرح نو. All rights reserved.