
گستره سیاست و تولد ابتذال
سیاست را به هر مفهوم و معنای که در نظر بگیریم، نمود ظاهری و زنده آن در رخدادهای روزمره زندگی جوامع اسلامی و نحوه زیست ما با آن شرحی مفصلی از ذات سیاست را در بین مسلمانان به دست میدهد. سیاست با تمام ویژگیهای مهیجاش چنان در لایههای پیدا و پنهان نظر و عمل ما، آنهم در ساحتهای مختلف دینی، شخصی، اجتماعی و موضعگیریهای سیاسی جامعه اسلامی خزیده و جابازکرده است که گویا ورای سیاست هیچ اصلی انسانیای وجود ندارد. از نمونههای روشن آن کشتارها، سربریدنها، جهاد النکاحها، گروگانگیریها و غارت اموالها است که مسلمانان نسبت به همدیگر در نقاط مختلف کشورهای منطقه روا داشته و از پایگاه سیاست مجوز میگیرند تا از وجدان انسانی. امروزه سیاست خودش برای خود هم اصالت داده و هم فضیلت، و لذا گستاخانه برای ترغیب دیگران و مخصوصا نسل جوان مسلمان پیام بازرگانی بهشت و جهنم پخش میکند. هرچند از دید ناظران بیطرف، موضعگیریهای وحشیانه امروزی در کشورهای اسلامی، نه فضیلت است و نه باغ رضوان در بهشت، بلکه بهتماممعنا ابتذال است که از چنین سیاستی متولدشده و بر همه ابعاد زندگی مردم مسلط گشته است.
بنابراین، ابتذالی که بازیافته سیاست امروزی است دیگر معنای ضد هنجارها و نفی ارزشها را تداعی نمیکند، بلکه بهتبع سیاست، خودش به ارزش، اصل و هنجار عمومی تبدیلشده است. درواقع، ابتذال بهعنوان اصلیترین اصول و قاعدهمندترین قواعد زندگی، جای دین، اخلاق، عقل و خرد، و وجدان انسانی نشسته و ورای آن چیزی باقی نمانده است تا باارزشها و یا هنجارهای تاکنون پذیرفتهشده دیگر تناقض داشته باشد. گستره سیاست اینجا تاجای المناک و به گونهی وسیع است که حتی گردوغبار آن گاهی از خانههای شیخ و سید(محسنی و مرتضوی) نیز بلند شده و چهره زشت، ولی مسلط خودش را از زیر شال سبز و عمامه نمایان مینماید. هرچند امروزه جزو جزو زندگی مردم منطقه گستره سیاست و تولد ابتذال را بهوضوح نشان میدهد، ولی من به مورد خاص آن، یعنی جنگودعوای دو مدعی رهبری جامعه تشیع را با دو نگرش مجزا بررسی میکنم.
۱- دروننگری (از دید شخص محسنی و مرتضوی)
روشنترین نشانه اینکه ورای ابتذال چیزی وجود ندارد یا باقی نمانده است، همین مشت و لگدزدن دو پیرمرد کارکشته سیاسی و دینی در قلب جامعه فرهنگی کابل است. اگر به خاستگاه اصلی این گردوغبار هنجارشکن نظر اندازیم، حضور همهجانبه سیاست را در فکر و عمل حضرات محسنی و مرتضوی شاهد بوده و حضور تمامقد آن را تعیینکننده هر نوع گفتوگو، جهتگیریهای سیاسی و جناحی و معیار برای اصول اخلاقی و روابط فردی و اجتماعی مییابیم. سیاست روی همهچیز لایه کشیده و هر نوع بحث و تبادلنظر، ولو علمی و دینی هم که باشد باید از فیلتر او رد شده و مجوز بگیرد. وگرنه در صورت برخورد با سقف شیشهی سیاست همه مقولههای وابسته به آن، اعم از دینی، اخلاقی، علمی، وجه شخصیتی و… فروریخته و در هم خواهد شکست. روی همین دلیل است که گفتوگوی علمی در حوزه تخصص علم رجال و تبارشناسی در مورد قبیله خاص، یا برفرض سیاسی بودن این گفتوشنود، به اساسیترین اصل، یعنی سیاست برخورد نموده و دست و پای بزرگان دینی سیاسی شده را رنگین میکند. در اینجا است که هرگونه اقدامی که هتک حرمت و تضادی با وجهه شخصیتی آقایان و الگوهای فرهنگی ما را همراه داشته باشد، از حرمت و قباحت افتاده و خود سیاست بهعنوان معیار و الگوی رفتاری افراد مثل محسنی و مرتضوی تثبیتشده است. لذا از دید این دو نفر، حرمتشکنی در مجلس شورای علما و سپس حمله به دفتر کاری دیگری بهمنظور نشان دادن معیار برتر رفتاری، نه ضد اخلاق بوده و نه خلاف ملاک ارزشهای جامعه. چراکه اینگونه بداخلاقی یا رفتار ضد ارزش خودش ارزش و هنجار بوده و ورای آن اصلی باقی نمانده است تا اینگونه رفتار متناقض جلوه نماید.
۲- بیرون نگری( موضعگیری عمومی)
نشانه دیگر بر فراگیری ابتذال در دنیای ما موضعگیری مردم و بهویژه قلمبهدستان جامعه نسبت به این خروسجنگی محسنی و مرتضوی است. عدهی زیادی از اقشار مختلف مردم در رسانههای مجازی و غیره بهجای محکومیت و تقبیح اصل عمل نادرست محسنی و مرتضوی، طرف دعوا را گرفته و برخی به طرفداری از محسنی و بعضی با حمایت از مرتضوی؛ حرفهای علیه همدیگر و این دو نفر گفتند و نوشتند. این نشان میدهد که سیاست دنیای ما را به گونهی پر نموده است که هیچ افقی برای تجزیهوتحلیلی خارج از فضای غالب سیاست نسبت به هر اتفاقی، حالا ناگوار یا خوش گوار وجود ندارد تا آزادانه اصل واقعه را تحلیل و لایههای پنهان آن را به پرسش بگیریم. درواقع جهانبینی ما همین سیاست شده و همهچیز با او معنا و مفهوم راستین پیداکرده است.
اگر گستره سیاست نیست، چه چیزی دیگری بین محسنی و مرتضوی وجود دارد که این دو پیرمرد را به جان هم انداخته که ازنظر ملت هم پنهان مانده باشد، و چه چیزی اساسیتر و شکستنی از سیاست است که آزادی نظر و فکر را از خود مدعیان آزادی سلب نموده است؟ این منطقه ممنوعه همان سیاست است که در صورت گسترش و سرک کشیدن آن در همه ابعاد زندگی مردم، تولید ابتذال میکند. در حقیقت، گستره سیاست به گونهی فراگیر است که امروزه به تنها جهانبینی دینی، اخلاقی، علمی و اجتماعی ما تبدیلشده است و هیچ افقی بیرون از مرز سیاست برای فکر کردن، عمل نمودن و تنظیم رفتار اجتماعی ما باقی نگذاشته است. اما درعینحال انتظار میرود که مردم و بهخصوص جامعه علمی و فرهنگی ما خود را از نفوذ جهتگیریهای مبتذلانه سیاسی، جناحی، حزبی، نژادی، منطقهی و شخصیت پرستی بر حذر داشته و نگذاریم چنین موضعگیریهای تهی و موهوم، نظر، عمل و رفتار ما را آلوده نماید، بلکه به اصل سوژه پرداخته و هنجارشکنها را، اگرنه تنبیه که تنهایش بگذاریم. چراکه نیازمندیهای امروز جامعه ما حمایت از افراد مثل محسنی و مرتضوی نیست، بلکه فروریختگی انسجام و همدلی ما است که باید درصدد بنیان آن باشیم.
Copyright © 2015 طرح نو. All rights reserved.