
وزیر فرهنگ و انتحار فرهنگ!!؟
از مهمترین وظایف وزیر فرهنگ، تدوین استراتژی فرهنگی، ارایه خدمات فرهنگی، حمایت از هنرمندان، نویسندگان و محققان و در نهایت تولید، ترویج و گسترش فرهنگ سالم در جامعه و نهادینه کردن آن در میان اقشار مختلف جامعه است؛ تا نسل جامعه در فرایند اجتماعی شدن، الگوهای رفتاری در ذهن و ضمیرشان درونی شود و آگاهانه و آزادانه از انحراف و کجرویهای رفتاری دوری گزینند. اما در افغانستان فرهنگ و نهادینه نمودن فرهنگ از مظلومترین پدیدهی است که هیچ مرجع و ملجایی برای آن نیست. فرایند اجتماعی شدن که بهمنظور فراگرفتن مهارتهای زندگی، ارتباط موثر و نهادینه کردن ارزشهای جامعه که یک امر ضروری در حیات اجتماعی است، ناقص و معیوب صورت میگیرد؛ لذاست که دل ما از شنیدن ترور و تجاوز، جنگ و تفنگ هرروز ریشریش شده و روحمان آزرده میشود. حسرت و افسوس امر متداول در زندگی ما شده است؛ چون فرهنگ توحش و بربریت موج میزند و چون فرهنگ بهمثابه تمام رفتارهای اکتسابی بدون نظارت اجتماعی از نسلی به نسلی منتقلشده و نهادینه میشود.
هیچ کنترل اجتماعی رسمی و غیررسمی برای تطبیق رفتارهای ما نیست و افسارگسیخته الگوهای رفتاری در جامعه تثبیتشده و استمرار مییابد. در میان برخی اقوام توحش و تعصب، تفنگ و ترور، قتل و جنگ بهمثابه هنجار و نرم اجتماعی بدل شده و انتحار و انفجار، جهاد و مجاهدت یک ارزش تلقی میشود. این فرهنگ پلشت و پریشان با الگوهای رفتاری مختلف و فقدان نظارتهای اجتماعی خود را در توحش غریان چون قتل فرخنده، تجاوز به دختران خردسال و تازهعروس و سربریدن سربازان ملی ظهور و بروز میدهد. اساسا شیرازه فرهنگ و الگوهای رفتاری در این جامعه ازهمپاشیده است که افرادی چون زاخیلوال و موسی اکبر زاده در جامعه پدید میآید و افرادی، فسادی به بزرگی «کابل بانک» را در جامعه خلق میکنند. ابتذال و پلیدی فرهنگی جامعه تا کجا رسیده است که رییسجمهور آن از دزدان و تبهکاران در برابر گروگانگیری، کشتن، سربریدن و مصیبت آفریدن، به جای انتقاد و انتقام، عذرخواهی میکند.
وزیر فرهنگ، فرنگرفته، با رای تقلب بر مسند وزارت تکیه زده به جای چاپ و نشر کتاب، ترویج فرهنگ کتابخوانی و گسترش کتابخانهها، حراست از آزادی بیان و مطبوعات که از اساسیترین شرح وظایف اوست و بایستی از بنیادیترین دغدغه او باشد، به تعصب قومی روی آورده است. سابقه رفتار فرهنگستیزی در وزارت فرهنگ کم نیست «عبدالکریم خرم» نیز به جای ترویج کتاب و کتابخوانی کتابها را در «آب» انداخته و از فرهنگ اینگونه پاسبانی کرده بود؛ اما باری جهانی صفحه دیگری برای فرهنگ ستیزی بازکرده است. اتهام باری جهانی این است که «در تاریخ باستانی هزاره، عباس دلجو»، «خرد آواره علی امیری» و «تذکره الانقلاب فیض محمد کاتب»، چیزهای تذکر رفته که «خلاف ارزشهای ملی ماست؛ که امکان دارد منتج به کجفهمیِ مذهبی و یا قومی و زبانی شود. ما با دولت ایران دوست هستیم و نمیخواهیم به خاطر چند کتاب، آنها برداشت غلطی از ما بکنند و یا برداشت بدی نسبت به ما داشته باشند» و لذا حکم سانسور و ممنوعالخروج کردن آنان را صادر میکند.
این جهانی جهاندیده در مسند وزارت، حکم قومی صادر میکند؛ چون این کتابهای را که هزارهها نوشتهاند، نه باارزشهای ملی در تعارض است و نه باعث کجفهمی مذهبی و زبانی میشود. دولت دوست اگر از تریاک، تجاوز، انتحار و انفجار اقوامتان برداشت بد و غلط نکند از خرد آواره که سیر تاریخی خرد را در جهان اسلام به بحث گرفته و درصدد انتقاد از سهلانگاری و سادهانگاری روشنفکران و ترویج فرهنگ تفکر و تعقل است اگر باعث سرافرازی نباشد، هیچگاه سبب سرافکندگی و برداشت بد و غلط نخواهد شد. خرد آواره سرگذشت بیخانمانی خرد امروز را نشان میدهد که چرا و چگونه به این آوارگی و بیخانمانی رسیده است.اگر تاریخ باستانی هزارهها هم به مذاقتان خوش نمیآید و باعث خجلت و شرمساریتان میشود حقدارید؛ چون از توحش پادشاهان اجدادتان سخن میگوید. نیازی نیست تاریخ باستانی هزارهها را باعث کجفهمی مذهبی و زبانی بدانید، صادقانه به توحش اجدادتان اعتراف کنید و عذرخواهی نمایید. حقدارید از کاتب هم عقده در دل داشته باشید؛چون فجایع انسانی را در تاریخ افغانستان برملا کرده است که به دستان پادشاهان پشتون تحققیافته است. حتما خوشایندتان نیست که در دوران وزارتتان با «صدور مجوز آنان» مهر تایید بر تاریخ تاریکتان بزنید.
به باورم علیرغم اینکه جهانی ناخواسته سبب خیری برای خواندن و فهمیدن این آثار شده است، سانسور و ممنوعالخروج کردن کتابهای خرد آواره علی امیری، تاریخ باستانی هزاره عباس دلجو و تذکره الانقلاب فیض محمد کاتب یک انتحار فرهنگی برای بار جهانی وزیر فرهنگ است؛ چون فراخوانی به خردورزی و تامل در تاریخ و انقلاب فریاد مهیبی است که وی و امثال ایشان را به لرزه و تشویش میاندازد و نمایانگر بیزاری از خرد و خردورزی ایشان و اقوام پر تعصبشان است که از آن میهراسند و چون تاریخ باستانی هزارهها توحش و خشونت، را برای پشتون، فقر محرومیت، صبر و صداقت را برای مردم هزاره نشان میدهد و چون کاتب پدر تاریخ افغانستان، تاریخ ننگین و شرمآور پادشاهان پشتون را فاش میکند.
Copyright © 2015 طرح نو. All rights reserved.