
آزادی؛ رویای هر افغانی
گلواژهی آزادی زیباترین و شیرینترین کلمه در وادی سیاست و جامعه است که از نمایش و درخشش خاصی برخوردار است. بشریت در طول تاریخ هزاران انسان آزاده را برای تحقق و نیل به آن مقوله گرانسنک و گرانبها تقدیم نموده است. آزادی گمشدهی هر فرد، مردم و ملت است که برای رفع و دفع موانع و محدودیتهای اجتماعی و طبیعی تلاشهای پیگیر و مداوم را به خرج میدهند تا روزی بتوانند بر سپهر آزادی تکیه زده و شهپر آزادی را در آغوش بگیرند.
افغانستان سالیان متمادی و طولانی است که رویای آزادی و رهایی را در سر پرورانده و رسیدن به آن را انتظار میکشند، برای هر افغانی داشتن جامعهی آزاد بهمثابهی یک آرمانشهر و یوتوپیای سیاسی ـ اجتماعی مبدل گشته و مردم ما طغیانها و بحرانهای دلخراش و طاقتشان فراوانی را پشت سر گذرانده و دردها و رنجهای مشقتبار و طاقتفرسایی را متحمل گردیده و زخمهای نا سور و عمیقی را بر پیکره خویش پذیرفته و دخمههای آکنده از جوانان سلحشور و رزمنده را به چشم سردیده و محرومیتها و تلخکامیهای شرارتباری را با کام جان چشیدهاند تا بتوانند درفش آزادی را بر فراز مرزوبومشان به اهتزاز درآورده و از رنجها و آلام بیشماری رنجدیدگان سرزمینشان کاسته، شاهد آزادی وطن و وطنداران خود باشند و افغانستان آزاد، عاری و خالی از زنجیرهای اسارتبار سیاسی ـ اجتماعی داشته باشند.
آزادی در این نوشتار بهمثابهی استقلال سیاسی کشور نیست. آزادی همان آزادی مثبت و منفی آیزیابرلین یا آزادی به مفهوم رایج و مرسوم مدنی آزادی بیان، عقیده، اجتماعات، احزاب، آزادی تصویری، نوشتاری و گفتاری و همچنین آزادی به معنای لیبرال دموکراسی و کاهش دخالت دولت، اصالت فرد یا رقابت آزاد اقتصادی لیبرالهای کلاسیک نیست، آزادی به معنای آزادی تحرک اجتماعی موسوم به آزادی اجتماعی نیست؛ بلکه آزادی فراتر و عامتر از همه آنها به مفهوم و معنای که «اریک فروم» آن را در قالب «گریز از آزادی» اراده کرده مراد و مرام این دل نوشته است. آزادی به مثابهای رهایی انسان و شهروندان یک جامعه از سیلاب رنجها، گرفتاریها، تعلقات نخستین زندگی، موانع سیاسی ـ اجتماعی، فرهنگی، امنیتی و غیره است. آزادی برای هر افغانی؛ رهایی و نجات از درد و رنج لقمه نان و خوراکی زن و فرزند، فقر و گرسنگی خانواده، فرار از محنت عدم امنیت در جامعه را تشکیل میدهد. آزادی موردنظر، همان آرزوی ریزش مرزهای تصنعی ساختار قومی، نژادی، مذهبی، ایدیولوژیکی، اتنیکی، زبانی و دینی، آزادی خیال و آرزو کردن کشوری مملو و سرشار از آسایش، آرامش، رفاه، امنیت، برادری، برابری، همسویی، همزبانی، خردورزی، اراده جمعی و مدنی، دگراندیشی و دیگران پذیری، انحصارشکنی و مطلقاندیشی است.
کشوری که شکافهای سیاسی ـ اجتماعی و اقتصادی در آن کاهش یابد، روح یکسانی و یکرنگی، برادری و برابری در تمامی سطوح و لایههای پیدا و پنهان جامعه حاکم گردد. تبعیض، تعصب و تحقیر از جامعه رخت بربندند. نگاه و رویکرد انسانی در مناسبات اجتماعی حاکمیت پیدا نماید، یخبندان بیاعتمادی و بی اطمینانی ذوب و مفصلبندیهای سیاسی اجتماعی بزداید.گلهای شادی، نشاط، خرسندی در فضای سیاه، یاسآلود و ناامیدکننده جامعه افغانی برویند. نسیم دلانگیز اخوت و نوعدوستی از افقهای دوردست این زیستبوم بوزد، کشور از رفاه، آسایش، آرامش روحی، روانی و جسمی سرشار و لبریز گردد، این همان آزادی و گمشدهی مردم زجردیده ما است چونکه هر افغانی در میان هزاران دامهای تلخ و مرارتباری زندگی اسیرند.
۱ـ دام سیاسی
اربابان سیاست و قدرت برای به چنگ آوردن ابزار قدرت و اقتدار هزاران انسان مظلوم و بیگناه را برای پاسداشت از کاخهای بلورین قدرت خویش به خاک و خون کشیدند، شادی و طراوت را از صدها هزار فرزندان و زنان این سرزمین ماتمزده گرفتند، دیبای یتیمی و بیوگی را بر آنها گسترانیده و از هیچ مکانیسم اعمال قدرت فرو نکاهیده به رفاه ملت و مردم نیندیشیده، به شوکت و شکوه قدرت سیاسی خویش نگریسته، در بازار مکاره قدرت و ثروت از هیچ حیلهگری و یغماگری دریغ نورزیدهاند. از این کشور خیمهشببازی درست کرده ، بر خرابهها و مغارههای این سرزمین کاخ آسمانخراش طلایی قدرت برافراشتند و عطوفت و مروت را در پیشگاه قدرت و مکنت خویش سر بریدند.
۲ـ دام اجتماعی
در روابط و مناسبات اجتماعی رنگ و صبغهی نژادی، تیره و تبار پررنگ است، انسان بودن در این وادی تنها و غریب به نظر میرسد ارزشهای اجتماعی بر محوریت و مداریت قومیت تشخص و تعین پیدا میکند، فرهنگ اجتماعی مزخرف و خرافی قومسالار در ترجیحات اجتماعی نقش اساسی دارد. این خوی اجتماعی در متن جامعه ما سالیان زیادی نهادینه و از جانب اربابان زور، زر و تزویر درونیسازی گردیده است که مزایای نایاب اجتماعی بر اساس ارزشهای قومبنیاد در منظور میشود. رهایی از این زندان قومی و قبیلهی برای هر افغانی یک آرمان و رویای دستنیافتنی به شمار میآید.
۳ـ دام اقتصادی
از بدو شکلگیری این سرزمین تا اکنون گرسنگی، فقر و فلاکت جان و توان این مردم را به تحلیل برده است این دام آزاردهنده معیشتی از بام تا شام روح و ضمیری هر انسان افغانی را میآزارد رنج نانوآب نداشتن تابوی وحشتناک و ترسناکی است که هر دم جلوی دید ما مجسم و نمودار میشود. برای رهایی از این دام هزاران انسان این وطن در کوهساران، دشتها، دریاها، دریاچههای کشورهای همجوار در مسیرهای صعبالعبور کشورهای اروپا و استرالیا جان میسپارند تا در آن بهشتهای موعود این دنیای برسند تا آبونانی برای زن و فرزندانشان تدارک نمایند این رنج فقر و تنگدستی همیشه انسان هموطن ما را نمیگذارد که به فراغت و استقلال روحی و ذهنی برسد و آزادی را از آنها بازستانده است.
۴ـ دام امنیتی
حوادث تلخ بیثباتی هر دم از این باغ بری میبرد، ناامنی در طول چندین دهه با زیست مردم ما گرهخورده است. آسایش، آرامش روانی و روحی از زندگی فردی ـ اجتماعی رخت بسته و هرروز این سرزمین توسط چپاولگران و غارتگران ملی ـ بینالمللی و منطقهی و خشونتگران انتحاری و انفجاری با خون سرخ فرزندان این زیستبوم ارغوانی میگردد.
لذا مردم ما در طول تاریخ سیاسی خویش در جویای افغانستان آزادند که از دامها و زنجیرهای رنج و تلخ روزیهای بیشمار فقر مادی، معیشتی، سیاسی ـ اجتماعی و امنیتی رهایی یابند. خورشید فروزان آزادی براین سرزمین تاریک زده بتابد، تاریکیهای ضد آزادی و افسردگی را برچیند، مردم از دامهای پیدا و پنهان ضد آزادی و حریت نجات پیدا نمایند و به یک افغانستان آزاد، آباد و سرافراز دست یابند. ازاینرو فریاد و ندای درونی، رویای همیشگی هر افغانی؛ سلام بر آزادی و نیل به آزادی است!!
Copyright © 2015 طرح نو. All rights reserved.