والی غزنی، یا حامی داعش؟!

کدخبر : 660
سه شنبه ۱ ثور ۱۳۹۴ - ۱۵:۳۱

گفته‌های اخیر والی غزنی و اهانت و توهین او به نماینده مردم غزنی در پارلمان جناب آقای اکبر قاسمی، مُهر تاییدی بر شایعاتی مبنی بر داعشی و طالب بودن موسی خان اکبر زاده می‌باشد. پیش‌ازاین، امنیت ملی وسکت‌های انتحاری را از زیر میز آقای والی کشف کرده بودند و بارها ارتباطات پنهانی او با داعش و طالبان در رسانه‌ها نیز کشیده شده و رسانه‌ی شده است. اما او همچنان والی غزنی باقی‌مانده و شاید دلیل این امر، فساد گسترده دولتی و نفوذ وی در نهادهای قدرت بوده باشد که یک داعشی و طالب تمام‌عیار هم به لحاظ عملکرد و هم به لحاظ فکری، در این ولایت به‌عنوان والی باقی بماند. داعش هم‌اکنون در ولایت غزنی به یک تهدید جدی تبدیل‌شده است و این در حالی است که در طول مهروموم‌های که او والی غزنی بوده، گراف خشونت‌ها و بستر شورشگری در این ولایت همواره در حال رشد بوده است و در مواردی زیادی خود والی در رویدادهای تروریستی، دخالت داشته است. با توجه به اینکه غزنی هم‌اکنون به یکی از ولایت‌های ناامن کشور تبدیل‌شده است، به نکاتی چندی در مورد حامیان داعش و دلایل گسترش داعش در این ولایت، به شکل مختصر اشاره می‌کنم.

۱-‌ اهمیت استراتژیک

اهمیت استراتژیک غزنی و پیچیدگی بافت‌های فرهنگی و قومی آن موجب گردیده تا دشمنان افغانستان، آن را به بستر شورشگری تبدیل نماید. تاسف‌بارتر از همه دست‌های پنهان و آشکاری است که از داخل با نیات دشمنان همسو می‌باشند. موسی خان اکبر زاده سرپرست ولایت غزنی بارها متهم به حمایت از داعش و شورشگری در غزنی شده است. حتی بر اساس اسناد و مدارک ریاست امنیت ملی، مشاور والی در امور پروژه‌ها سخنگوی داعش بوده و به همین دلیل، اکنون در زندان است. برای تایید این ادعاها شواهدی موجود است که موسی خان اکبر زاده از طریق گروه‌های مافیایی طرح فراری دادن مشاورش را از زندان امنیت ملی داشته است. اما به‌رغم همه‌ی نابسامانی‌ها و خیانت‌های پنهان و آشکار ملی والی، او همچنان در سمت سرپرستی ولایت تکیه زده است.

۲- تفکیک جزیره‌ی دو بخش ولایت

حضور والی کنونی در غزنی، موجب گردیده است که ولایت غزنی به دو بخش جنوبی و شمالی، بسان دو جزیره‌ی منفک شده تقسیم گردیده و اختلاف و کینه همچنان در بین مردمان این ولایت شعله‌ور شود. یکی از دلایل که دولت وحدت ملی و رییس‌جمهور را در قبال سرنوشت مسافران ربوده‌شده، به سکوت استراتژیک وادار نماید، همین اختلاف‌های دو بخش ولایت است. زیرا همان متنفذان و ریش‌سفیدان که دولت می‌خواهد از طریق آن‌ها با مصالحه و گفتگو مسافران را آزاد نمایند، خود در ارتباط نزدیک با اختطاف‌گران هستند و حتی آقای والی، خود از حامیان سرسخت آن دسته از خارجی‌های است که از پاکستان به داخل ولایت غزنی و زابل جابه‌جاشده‌اند. ازاین‌روی، تداوم ناامنی درراه‌های بخش شمالی که به دلیل شرایط سخت جغرافیایی مجبور هستند از طریق جنوب به مرکز ولایت و پایتخت کشور مسافرت و گشت‌وگذار نمایند، موجب گردیده تا قربانی‌های بی‌شماری برای ساکنان بخش شمالی داشته باشد. متاسفانه اغلب این رویدادهای مصیبت‌بار توسط ساکنان جنوبی صورت گرفته است که گاهی با پناه دادن تروریست‌های خارجی و یا هم با عناوین سارقان مسلح، دزد و ره‌گیر جنایت‌های بی‌شماری را در حق ساکنان شمالی انجام داده‌‌اند. والی به‌جای آن‌که از این درگیری‌ها جلوگیری ‌و برای تامین امنیت راه‌ها برای مردم تلاش نماید، خود در ناامنی راه‌ها دست دارد و به اختلاف دو بخش دامن می‌زند.

۳- طرح غزنی باختری راهی برای توسعه

طرح ولایت شدن جاغوری، شاید برخی از مشکلات و پیچیدگی‌های فرهنگی و اتنیکی این ولایت را کاهش می‌داد. اگر ولایت کنونی غزنی به دو بخش غزنی مرکزی و غزنی باختری تقسیم شود، زمینه‌های همگرایی بیشتری در میان دو بخش فراهم می‌گردد و بودجه‌های انکشافی دو بخش کم یا زیاد جدا می‌گردید و مالیات دو بخش برای سازندگی هرکدام از دو بخش هزینه می‌گردید. در شرایط کنونی، کمر مردمان ساکن در بخش شمالی، از مالیات شکسته است، درحالی‌که ساکنان بخش جنوبی همگی مسلح و یاغی هستند و حکومت را قبول ندارند. مالیات که نمی‌دهند، هیچ؛ تازه بودجه‌های انکشافی و عادی ولایت را هم بازور و عصیانگری خود غارت می‌کنند. ازاین‌روی پیشنهاد می‌گردد، که دولت وحدت ملی، طرح ولایت شدن جاغوری را به نام «غزنی باختری» تسریع نماید، تا شاهد انکشاف و توسعه‌ی این ولایت باستانی کشور باشیم.

۴- توسعه‌ی راه‌های مواصلاتی

توسعه‌ی زیرساخت‌های ارتباطی و سرک‌های مواصلاتی در کشور متاسفانه در طول ۱۳ سال گذشته بر اساس یک طرح و پلان جامع ملی نبود. به همین دلیل شاهراه کابل قندهار که از بخش جنوبی ولایت غزنی می‌گذرد، در طول این سال‌ها بیشترین هزینه‌ها را در برداشته و متاسفانه از سوی ساکنان این بخش نه‌تنها محافظت نگردیده، بلکه با انتحاری‌ها و ماین‌های کنار جاده‌‌ی به تخریب و ویرانی آن اقدام نموده‌اند. اگر در طول همین ۱۳ سال سرک جاغوری آسفالته و قیر کاری می‌شد و سرک مواصلاتی ناهور جاغوری و ازآنجا با بهسود میدان وردک و ولایت جدید دایکندی توسعه‌یافته و ساخته می‌شد، امروز ما شاهد این‌همه فجایع و مصیبت‌ها درراه‌های ولایت غزنی نبودیم. تنگی هوتله همین‌الان در اختیار داعش است که هرلحظه برای ساکنان بخش شمالی ولایت بسته می‌شود و مردم را اختطاف نموده و از مردمان غریب و بیچاره آن صدها هزار افغانی برای آزادی آن‌ها پول مطالبه می‌کنند. خود والی از آن اطلاع دارد و اگر احساس مسوولیت در کار باشد، با گماشتن یک پوسته‌ی امنیتی در تنگه‌ی هوتله امنیت راه‌ها تامین می‌گردد، ولی هرگز مقامات حکومت به آن توجه نمی‌کند. زیرا گروه‌های تروریستی در این بخش در ولایت و در نهادهای دولتی، حامیانی دارد که از آن‌ها باج می‌گیرند. ازاین‌روی یگانه راهکار توسعه عادلانه و همه‌جانبه در این ولایت، گسترش ‌راه‌های مواصلاتی در بخش‌های شمالی است تا از وابستگی رفت‌وآمد بخش شمالی به جنوبی کاسته شود.

۵- خواسته‌های به‌حق مردم غزنی

بنابراین، مردم ولایت غزنی اعم از هردو بخش آن، از حکومت وحدت ملی انتظار دارند که اولاً به حکومت سرپرستی در این ولایت خاتمه دهند و کسی را در این ولایت به‌عنوان والی بگمارد که مردم آن را می‌خواهد. کارنامه‌ی والی کنونی غزنی، سندی قابل تاملی است که او نه‌تنها رضایت مردم این ولایت را حاصل نکرده است، بلکه زمینه‌ی تبدیل این ولایت را به بستر شورشگری و جولانگری تروریست‌های داعشی و طالبانی فراهم نموده است. مردمان بخش جنوبی، از طغیانگری و شورشگری تروریست‌های خارجی به ستوه آمده‌اند که والی خود در به وجود آوردن آن‌ها نقش دارد و مردمان بخش شمالی، که با تبعیض و نابرابری از هرگونه بازسازی و انکشاف محروم بوده‌اند. ازاین‌روی، دولت وحدت ملی باید با بررسی کارنامه‌های والیان این ولایت، فردی را برای تصدی مقام ولایت برگزیند که زمینه‌ی رضایت شهروندان و ساکنان این ولایت را فراهم نماید.

از سوی دیگر، با گماشتن یک فرد فرهنگی، روشنفکر و خدوم زمینه‌ی انکشاف این ولایت باستانی و دهلیز اقتصادی پایتخت را فراهم آورند. سرمایه‌های هنگفتی برای سال ۲۰۱۳ برای بازسازی این ولایت در نظر گرفته‌شده بود. کشورهای مختلفی به شمول ترکیه، هند، چین و ایران و حتی کشورهای عضو اکو هرکدام قول‌های مساعدی برای بازسازی آثار باستانی و تبدیل این شهر به پایتخت فرهنگی جهان اسلام داده بودند و در این زمینه اعلام آمادگی کرده بودند، ولی تمام این کمک‌ها به جیب داعش رفت و دستیار اصلی جناب والی سخنگوی داعش از آب درآمد. حال غزنی نه‌تنها به پایتخت فرهنگی جهان اسلام تبدیل نگردیده است، بلکه به بستری مساعدی برای شورشگری و تروریزم داعشی تبدیل‌شده است و از این ولایت ولایات دیگر را نیز مورد تهدید قرار می‌دهد.


Copyright © 2015 طرح نو. All rights reserved.