بازوی قدرت، یا جادوی سیاست؟

کدخبر : 355
سه شنبه ۱۶ جدی ۱۳۹۳ - ۱۷:۲۶

در مورد دخالت‌های پاکستان در افغانستان، سخن‌ها زیاد و دل‌ها پر از درد و جگرها پر از خون است. اما آقای غنی زمانیکه بر اریکه‌ی قدرت سیاسی تکیه زد، با مسافرت‌های سیاسی خود به عربستان و چین و ایجاد بندر جدید تجاری واخان، با دستاوردهای خوبی به کشور بازگشت. او که یک سیاست‌مدار کارکشته و با تجربه هست، از اعتبار و شهرت بین‌المللی در اروپا و آمریکا نیز برخوردار است که از آن ظرفیت سیاسی خود در چین بهره برد و دستاوردهای مطلوبی از سفرهای خود به ارمغان آورد.

این موفقیت‌ها پاکستان را ناقرار ساخت و با مسافرت‌های دیپلماتیک و حتا سفر رییس ستاد ارتش آن کشور به افغانستان آمد، تا مقامات سیاسی افغانستان را متقاعد سازند که به پاکستان مسافرت نموده و یخ‌های روابط دو کشور را آب نمایند. مقامات نظامی پاکستان با جادوی سیاست، مقامات دیپلماتیک افغان را متقاعد ساختند که پاکستان بازوی قدرت شما هم در داخل و هم در خارج می‌باشد.

سالها قبل ضیاءالحق رییس جمهور فقید پاکستان، در زمان جهاد و مقاومت افغانستان در برابر تجاوز شوروی سابق، از یک اتحادیه‌ی منطقه‌ای به شمول افغانستان، بنگلادش، کشمیر به رهبری پاکستان سخن گفته بود و نظامیان پاکستانی، از آن‌پس، پالیسی ملی خود را بر مبنای آن آرزو عیار ساخته‌اند و از آن پس، استراتژی پاکستان در افغانستان، مبتنی بر ایجاد یک دولت در سایه‌ی پاکستان بوده‌است و حتا بارها مقامات دولتی در پاکستان، آشکارا در امور داخلی و حتا عزل و نصب وزرای دولت دخالت داشته‌اند که نمونه‌های آن برکناری وزیر داخله‌ی وقت آقای حنیف اتمر و رییس استخبارات کشور آقای امرالله صالح در دولت اول آقای کرزی بود.

آقای غنی رییس جمهور جدید افغانستان با هیات ۱۶۰ نفره که اغلب حامیان و طرفداران پاکستان در افغانستان محسوب می‌شوند، در روز جمعه ۲۴ / ۸ / ۱۳۹۳ وارد پاکستان گردیدند. اما استقبال از آقای رییس جمهور غنی، کمی غیر متعارف در روابط بین‌الملل بود و به جای رییس جمهور و نخست وزیر پاکستان، سرتاج عزیز مشاور امنیت ملی و گروهی از نظامیان، به استقبال او شتافته بودند. این استقبال، از جهاتی، اهمیّتی سفر غنی را برای پاکستانی‌ها نشان می‌دهد، زیرا در پاکستان نظامی‌ها حاکم اصلی هستند و دولت‌های مُلکی بیشتر سمبلیک هستند. ولی از جهاتی دیگر، زیرکی و جادوگری سیاسی نظامیان پاکستان را نشان می‌دهد، آنان دیپلمات‌های کارکُشته‌ی هستند که سالها در بازی شطرنج منطقه‌ای مهره‌گردان‌های ماهری بوده‌اند و به راحتی، جوجه دیپلمات‌های بی‌تجربه‌ی افغان را مات می‌کنند چنانچه در گذشته چنین کرده‌اند.

اما اشرف غنی نیز کارشناس بین‌المللی ماهری هست که سالها در نهادهای بین‌المللی، اقتصادی و سیاسی، تجاربی گرانسنگی اندوخته است. او گرچند اطرافش را از افراد مجرّب و کارفهم خالی می‌بیند، ولی با اعتبار و شهرت بین‌المللی که خود دارد، می‌خواهد از پاکستان دست خالی بر نگردد. غنی با انتقاد از گذشته‌ی روابط دو کشور، به فرا راه آینده تاکید ورزید و می‌گوید نباید گذشته‌های یاس‌آور، آینده‌های امیدبخش را از مردم دو کشور دریغ بدارد. دیدارهای او با رییس ستاد ارتش پاکستان در راولپندی، کمی متفاوت‌تر از دیدارهای رایج میان دو کشور ارزیابی می‌گردد و نشان می‌دهد که غنی پاکستان را خوب می‌شناسد. پاکستان کشوری است که سیاست‌های درازمدت خود را بر مبنای رقابت با هند در منطقه استوار نموده است و جایگاه افغانستان در این منظومه‌ی روابط، به عنوان یک دولت تابع سیاست‌های پاکستان در نظر گرفته شده‌است. گرچند برخی سیاست‌مداران موضوع خط دیورند را برجسته می‌سازند، در حالیکه موضوع دیورند برای پاکستان از اهمیتی بسیار پایینی برخوردار است. خط دیورند یک مرز شناخته شده‌ی بین المللی است و همه‌ی جهان آن را به رسمیت می‌شناسند. آنان می‌دانند که دولت افغانستان، هیچگاه قادر نخواهد بود که تغییری در آن مرز ایجاد نمایند.

بنابراین، جدال سیاسی روی مرز از نظر آنان، بی‌اهمیّت است و اشرف غنی، می‌داند که پاکستان به دنبال غیر از آنچه در بازار سیاست رایج است و در افواه عوام جاری است، می‌باشد. از این روی، به مرکز ثقل قدرت، یعنی راولپندی، رفت و با تصمیم‌گیر اصلی در پاکستان گفتگو نمود.

پاکستان کشوری همانند سکه‌ی دو رویی است، یک روی آن در بازوی قدرت عیان می‌گردد و روی دیگر، در جادوی سیاست، خود را نشان می‌دهد. در طول ۱۳ سال در افغانستان گاهی از بازوی قدرت خود بهره جسته‌اند و گاهی از جادوی سیاست، استفاده نموده‌اند. کشوری که بیشترین مرز جغرافیایی را با افغانستان دارد، دروازه‌های تجاری آن را نیز در انحصار خویش دارند، هرگاه روزنه‌ی برای رهایی از این سلطه‌ی تجاری و اقتصادی در افغانستان، ایجاد شود، جادوی سیاست فعال می‌شود و هرگاه بندری جدیدی در مرزهای دیگری افغانستان به وجود آید تا با بنادر جنوبی و شرقی، رقابت نماید، بازوی قدرت به کار می‌افتد. از این روی، هیچگاه افغانستان در بازی سیاست با پاکستان برنده نبوده‌است و دولت‌مردان آن مهره‌گردانان ماهری نبوده‌اند.

داستان آب‌های افغانستان، رنج سیاسی افغانهاست. در شرایطی که فرزندان این وطن، آب خوردن ندارند و از آشامیدن آب آلوده به بیماری‌های مزمنی گرفتارند، دریاچه‌های خروشان آب شیرین آن کشور به کشورهای همسایه می‌ریزند و هرگاه بندی آبی در این کشور طرح ریزی گردید، با بازوی قدرت طرف هستند و یک پروژه‌ی ساختن بند برق، در کشور به دلایل نامعلومی، پنجاه سال به طول می‌انجامد. زیرا که پاکستان نمی‌خواهد، تا زیرساخت‌های اقتصادی در این کشور آباد گردد.

آقای کرزی ۲۰ بار به پاکستان سفر نمود و به دلیلی که ادای رییس جمهورهای مستقل را در خود بروز می‌داد و از بیخ گوش خود در کاخ ریاست جمهوری خبر نداشت که جاسوسان پاکستان منزل گزیده بودند، هربار دست خالی به کشور بازگشت و همواره اسیر جادوی سیاست در پاکستان بود. کرزی، سیاست‌مدار کارکشته‌ی نبود، بلکه سیاست‌باز ماهری بود، او ارباب چابُکی بود که می‌توانست، طمّاعان سیاسی قدرت را با اعطای بخشش‌های مادی ومنزلتی، مطیع سازد. او تجربه‌ی بازی شطرنج سیاست را در منطقه نداشت و مقامات پاکستانی، نیز قومندانان طمّاعی نبودند که به بخشش‌های کرزی، دُم به تله بدهند و به نفع او از دور خارج شوند. یکبار شانس سیاست به کرزی اقبال نشان داد و امریکا و اروپا هردو یک صدا به پاکستان فشار آوردند که پناهگاه تروریزم آنجاست، اما کرزی ناشیانه به سیاست‌بازی خود ادامه داد و صفحه‌ی شطرنج را به رقیب خود وانهاد و اعلام نمود که اگر غرب به پاکستان فشار آورد؛ او در کنار برادران پاکستانی خود خواهد ایستاد. غربیان از آن پس، فشار را از پاکستان بازگرفتند و پاکستان از تنگنای مارپیچ سیاست با جادوی کیاست خود عبور نمودند و در فرجام کار، به رییش سیاست‌مدار بی‌کیاستی چون کرزی، خندیدند.

اما اینک غنی یک شخصیت آکادمیک و استاد دانشگاه رییس جمهور افغانستان است. او سومین سفرخارجی‌اش را به پاکستان قرار داد. او سال‌ها بازی‌گردان پُشت پرده‌ی سیاست در افغانستان بود و اینک خود، باشناخت پیچ و خم‌های آن، روی پرده‌ی سیاست آمده‌است. نظامیان پاکستانی، به نیکی او را می‌شناسند و از اعتبار او در نهادهای سیاسی و اقتصادی بین‌المللی، واقف هستند. چنانچه غنی نیز نظامیان پاکستانی را به نیکی می‌شناسد و از سر رشته‌های طالبان، نیز به خوبی آگاه هست و از پشت پرده‌ی سناریوی طالبان نیز اندوخته‌های در چانته‌اش، ذخیره دارد. دیده شود که سفر غنی، به پاکستان همانند گذشته عقیم و بی‌حاصل خواهد بود و یا با زیرکی و هوشیاری سیاسی او اینک نتیجه می‌دهد و پاکستانی‌ها صادقانه به عنوان همسایه به حقوق آنان، احترام می‌گذارند و به منافع متقابل تن می‌دهند. گرچند هنوز دشواری‌های تشکیل کابینه در داخل کشور زیر بغل غنی را خالی می‌کند ولی امیدواری‌های که در پس گذشت‌های سیاسی مقامات دولت وحدت ملی مشاهده می‌شود، شانس تشکیل موفقیت‌آمیز آن را نوید می‌دهد. همه‌ی این شرایط امید بخش، روزنه‌ی امید به فردای صلح را روشن نگه می‌دارد و مردم کوچه و بازار را که بیشترین آسیب را از انتحار و ترور و ناامنی‌های طالبان سر سپرده‌ی پاکستان، می‌بینند، چشم انتظار توافق سیاسی دو کشور، نگه خواهد داشت.

اما پاکستان، منبع افراطیگری است. مولانا فضل‌الرحمن سخنان مداخله‌جویانه‌اش را هنوز با خود دارد. تمام مقامات تروریزم و سران القاعده و طالبان هنوز در پاکستان تحت چتر سیاسی نظامیان پاکستان زندگی می‌کنند. گروه حقانی به عنوان جانی‌ترین گروه دهشت هنوز در ایالت بلوچستان و ایالت سرحد پاکستان تحت نظارت استخبارات آن کشور فعالیت می‌کنند. از همه‌مهم‌تر نظامیان حاکم در آن کشور، افغانستان را همانند یک ایالت‌ خودمختار برای خود محسوب می‌کنند و سعی می‌کنند در زنجیره‌ی رقابت با هند او را بدون چون و چرا در کنارش داشته باشند. از این روی، آینده‌ی روابط میان دو کشور همچنان تار خواهد بود و آقای غنی و همراهانش مثل همیشه دست خالی بازخواهند گشت. ولی دست‌آورد مهم غنی آن خواهد بود که به حامیان غربی خود بفهماند که پاکستان در مبارزه با تروریزم صادق نیست. زیرا افغانستان تمام خواسته‌های پاکستان را قبول دارد به شرط آنکه او صداقت خود را در دیپلماسی میان دو کشور نشان دهد ولی دریغ و صد از آن اندک!


Copyright © 2015 طرح نو. All rights reserved.