
مهدویت یا پایان شکوهمند تاریخ
فرجام شناسی و پایان تاریخ موضوع و مساله بنیادینی است که همواره در میان فیلسوفان و دین شناسان مطرح بوده است و دغدغه و دلواپسی برای اینکه فرجام و نهایت تاریخ انسان چگونه و به کجا میانجامد. زیست و زندگی انسان به کجا خاتمه مییابد و خوبیها، زیباییها، سعادت و کمال انسانی در چه نوع جامعه تجلی مییابد و جامعهای که پایان تاریخ و فرجام زندگی ایدهآل انسانی باشد کدام است؟
فیلسوفان بزرگ برای پایان تاریخ انسان هرکدام بشارت و نوید داده و چگونگی جامعه مطلوب و کمالیافته را ترسیم نمودهاند. مارکس کمون نهایی و جامعه بی طبقه را یوتوپیایی و نهایی نامبرده، هگل جامعه لیبرال را فرجام زندگی قلمداد کرده، فوکویاما آمریکایی ژاپن تبار جامعه لیبرال دموکراسی را و هانتینگتون تمدن امروزی غرب را پایان تاریخ اعلان نمودهاند و گفته است که ۷ تمدن متضاد و متعارض چون تمدنهای یهودیت، مسیحیت، اسلام، کنفوسیوسی، هندی، ژاپنی و اسلاوی جهان امروزی را پوشش میدهد و هریک با دیگری در تعارض و تزاحم ذاتی و رابطه دیالکتیکت و مدام در حال نبرد و ستیزند و سرانجام این نبرد فراگیر و مداوم به پیروزی تمدن لیبرالیسم غرب بر سایر تمدنهای بشری خاتمه مییابد و تمدنی که رشد، پیشرفت و ترقی در آن عینیت مییابد و تبعیض، نابرابری و اسارت در آن رخت برمیبندد. اشپنگلر فیلسوف دیگر غرب میگوید هر تمدن بشری زایش و ریزش یا تولد و مرگی به همراه دارد و هر جامعه دارای فرهنگ و تمدن بوده و فرهنگ سرآغاز و تمدن پایان و نیستی آن است و این تز و آنتیتز تداوم دارد.
فرجام تاریخ بشریت از منظر اسلام بر مبنا و استنادات آیات و روایات همان جامعه مهدوی است و جامعهای عاری از توهین، تحقیر، تبعیض، نابرابری اجتماعی سیاسی است. برعکس سعادت، عدالت، برابری، آزادی رشد، کمال و سایر تجلیات مثبت انسانی در چنین جامعه گسترش و عینیت مییابد. جامعهای که دیوارهای بیاعتمادی، نابرابری، اختناق، اجحاف، تجاوزگری، حقارتها و پلشتیها در آن فرومیریزد جامعهای از جنس آسمانی و وحیانی که بر بنیادهای انسانی شکل یافته باشد. پارسایان و متقیان زمام جامعه سیاسی به دست میگیرند و جامعه را بهسوی اهداف متعالی الهی و انسانی سوق و ارزشهای الهی را در روابط و مناسبات اجتماعی سیاسی تحکیم میسازند و دست ستمکاران و بیدادگران را از سرنوشت و مقدرات سایر انسانهای مظلوم و ستمدیده قطع و کوتاه مینمایند.
قرآن کریم نویدهای چون پیروزی حق بر باطل، گسترش امنیت و صلح جهانی، و سرانجام تاریخ از آن صالحان و شایستگان است بهکرات متذکر میشود. که تنها در پرتو تشکیل جامعه مهدوی با زعامت امام معصوم امکانپذیر است و زعیم معصوم که با آفرینشگر این هستی پیوند داشته باشد و ماموریت خلق جامعه توحیدی و خدامحور باشد جز در پرتو جامعه مهدوی امکانپذیر نیست. جامعه که عدل و برابری سیاسی اجتماعی و اقتصادی در آن تجلی مییابد و با مظاهر فساد و تبعیض و نابرابری میستیزند و پیامبر اکرم میفرماید: ابشرکم بالمهدی… یقسم المال صحاحا.گستره عدالت مهدوی نمودهای مختلف روابط اجتماعی را تحت تاثیر قرار داده و روابط فرهنگی، آموزشی، حقوقی، قضایی و اقتصادی جوامع انسانی را پوشش میدهد امام صادق(ع) در توصیف عدالت مهدوی میفرماید:اما و الله لیدخلن عدله جوف بیوتهم کما یدخل الحرّ و القرّ: به خدا سوگند او عدالتش را تا آخرین زوایای خانههای مردم وارد میسازد هم چنانکه سرما و گرما وارد خانهها میشود.
پس پایان تاریخ از منظر شیعه همان ظهور و تحقق و تشکیل جامعه مهدی است که نقایص و کاستیها و پلشتیهای سایر جوامعِ انسانی دیگر را با خودش ندارد و این حکومت جهانی تحت نظارت خداوندی و با مدیریت حضرت مهدی و امام معصوم شکل میگیرد و برای رشد و تربیت انسانها و ستیز با مظاهر نابرابری و ستمهای انسانهای قلدر و زورگو استقرار و استمرار مییابد و روزی فرا خواهد رسید که منجی عالم بشریت ظهور نماید و دنیا مملو از عدل و داد گردد و بر آلام و رنجهای مردم مظلوم بیپایان بشریت مرهم نهند و درفش عزت و آزادی و عدالت را در سراسر گیتی به اهتزاز درآید پس فرجام و پایان تاریخ حیات بشری از منظر شیعه تحقق و استقرار حکومت مهدوی است. والسلام علی من اتبع الهدی!
Copyright © 2015 طرح نو. All rights reserved.