درک صورت مساله به عنوان راه حل مساله!

کدخبر : 2991
جمعه ۱۲ جوزا ۱۴۰۲ - ۱۴:۰۱

اوضاع نابسامان و ناگوار افغانستان آن‌قدر مزمن، طولانی و فاسد و تباه‌شده می‌باشد که امید به رهایی از ذهنیت‌ها رخت بربندد و یاس و ناامیدی و سرخوردگی بر اندیشه‌ها و انگیزه‌ها حاکم گردد. نمی‌دانم چرا مردم افغانستان گرفتار چنین بلاهت تاریخی و کودنی سیاسی و فساد گسترده‌ی همیشگی و عفونت‌های فرهنگی و تب‌های شدید سیاسی و هذیان‌ها و پریشان‌گویی‌های ناشی از اختلالات دماغی و عدم درک درست واقعیت‌های خود و محیط پیرامون و… گردیده‌اند!. مردم این سرزمین سالیان درازی است که از بلای بلاهت و کودنی ذهنی و عقب‌ماندگی شخصیتی خود رنج می‌برند و تا هنوز هرگز نتوانسته سرنوشت خود را به دست گرفته مدیریت کنند. نه‌تنها این کار را نتوانسته‌اند که حتی متوجه نشده‌اند که این بدبختی‌ها و سیه‌روزی‌هایش از کجا آب می‌خورد و صورت مساله‌شان چیست؟

 این‌که چرا این دوزخیان روی زمین دوزخی را در سرزمین خود بناکرده و خود در درون آن می‌سوزند و همین‌قدر هم عقلش کار نمی‌کند که ابزار و وسایلی را پیداکرده و بر آتش برافروخته‌ی خوبش آبی بریزند و این آتش مشتعل و سوزان را خاموش نمایند جای بحث زیاد و واقعا مساله‌ی در عین روشنی اما پیچیده و سختی است. مردم این سرزمین در درک و فهم مساله خودشان مشکل‌دارند تا هنوز از مردم عادی گرفته تا تحصیل‌کرد‌گان و فرهنگیان و سیاست ورزان این مرزوبوم خود مساله را به‌عنوان راه‌حل مساله درک کرده و می‌کنند. تاکید اقوام مختلف بر عنصر قومیت و تضادهای قومی و تحریک و تهییج روحیه قوم‌گرایی و دشمن‌پنداری اقوام دیگر نشانه درک نادرست این مردم از صورت مساله خودشان است.

بعد از گذشت این‌همه سال بحران و کشمکش، جنگ و خشونت و حاکمیت دو دهه نظام نیمه دموکراتیک اما فاسد و پیشرفت در عرصه آموزش و باسواد شدن بسیاری از نسل نو هیچ تجربه پذیری و تغییر گفتمانی در عرصه مناسبات اجتماعی و سیاسی به وجود نیامده و تا هنوز هم طالبان که یک گروه متحجر و واپس‌گرای قرون‌وسطایی است بر طبل حذف هویت‌های قومی و فرهنگی غیر از قوم پشتون و قبیله فلان‌زی می‌کوبند و اقوام دیگر هم درب‌ کنش و درایت سیاسی‌شان بر همین پاشنه می‌چرخد و تا هنوز دل در گیرو قوم و قبیله دارند و جنگ از لوله تفنگ به دو دشنام‌های فضای مجازی تغییریافته و سنگرها و میدان در این عرصه که برای سنگر داران چندان هزینه‌ی ندارد انتقال‌یافته و نبرد شدید و شلیک‌های مسلسل‌وار و رجزخوانی‌های قهرمانانه ادامه دارد.

اقوام غیر پشتون که قربانیان تبعیض تاریخی و تعصب قومی هستند، به‌جای بسترسازی برای اتحاد و ایستادگی در برابر دشمن مشترک، میان خودشان هرازگاهی به نبردهای دلیرانه و شلیک‌های شجاعانه از گلوله‌های فحش و دشنام‌های قومی را نثار هم کرده و جبهات فضای مجازی را به خیال خودشان فتح کرده و قهرمان میدان بی‌ادبی و بی‌شعوری و … می‌گردند! در این میان آنچه بیشتر مایه تعجب و تاسف است برخوردهای عده‌ای قابل‌توجهی از دو قوم هم‌زبان و هم سرنوشت تاجیک و هزاره است که با کوچک‌ترین بهانه آغاز گشته و عده‌ای از مامورین امارت باطلان هم به کمک دو طرف شتافته و میدان رجزخوانی و نفرت پراکنی و بدبینی و … را چنان داغ و گرم می‌کنند که گاهی آدم‌های از دو طرف که باشعور خود به ریش این آدم‌ها می‌خندند اما از اثر فضای ایجادشده جو گیر شده و تدبیر و خرد را فراموش کرده و ناخواسته وارد جنگ‌های ابلهانه‌ای ابلهان قرن ۲۱ شده و شمشیر به نفع دشمن می‌زنند!

این‌گونه رفتارهای غیرمنتظره از سوی کسانی که انتظار می‌رود راه‌بلد قوم و ملت باشند نشانگر منش و خصلت تاریخی و ویژگی‌های شخصیتی است که در ناخودآگاه هر یک از این مردم حضور همیشگی دارد. وقتی بحث‌ها و حساسیت‌های اصحاب شبکه‌های اجتماعی را گوش و مورد مداقه قرار می‌دهی متوجه می‌شوی که این شمشیرزنان جبهه فضای مجازی علت و معلول را عوضی گرفته و معلول را علت و علت را معلول پنداشته‌اند و صورت مساله را راه‌حل مساله درک کرده‌اند. به همین دلیل است که هیچ‌وقت این‌ها به توافق نمی‌رسند و بگومگوهای بی‌حاصلشان همچنان ادامه داشته و تداوم دارد. شاید ادعای این نکته نیاز به شرح و بسطی بیشتری نداشته باشد اگر احیانا احساس شد که پیرامون این نکته توضیحات بیشتری لازم است در نوشتار بعدی به آن خواهم پرداخت. انشا الله


Copyright © 2015 طرح نو. All rights reserved.