
انتخابات دور دوم در 24 جوزا به رقابت دو كانديدا برگزار شد. انتظار ميرفت كه اينبار انتخابات نسبت به دور پيشين خوبتر و بي عيبتر و سالمتر برگزار گردد و ملت افغانستان لحظه به لحظه و آن به آن، يك گام به پيش نهاده و به سوي برپايي و تحكيم پايههاي جامعه دموكراتيك به پيش بتازند؛ اما متاسفانه اين آرزو و اين روياي شيرين مردم افغانستان عليرغم اين همه رشادتها و از خود گذشتگيها باز هم تعبير نگرديد و خنايتپيشگان حاكم بر تاريخ، اين بار هم، همچون گذشتهها نگذاشتند كه اين مردم لااقل يكبار هم كه شده كاميابي و سرافرازي خود را تجربه و طعم شيرين آزادي و انتخاب و خود اراديت سياسي را چشيده و سرنوشت خويش را خود به تجربه بنشينند.
تاريخ افغانستان، سراسر تاريخ خيانت و جنايت بوده است. گو اينكه خيانت و جنايت تقدير تاريخي و سرنوشت ازلي اين كشور و اين مردم بوده و ميباشد. هرچه اين ملت تلاش ورزيده و دستوپا ميزنند كه ازين سرنوشت و ازين تقدير تاريخي خويش بگريزند و زنجيرهاي قفل شده در پاي تاريخ خويش را بگشايند و حصارهاي ساخته شده بر تقدير خويش را ويران نمايند موفق نميگردند.
در 24 جوزا حدود پنجاه نفر جانهاي شيرين خويش را از دست دادند و 11 نفر انگشتان دستشان را؛ براي اينكه بتوانند سرنوشت سياسي خويش را تعيين و جامعه سياسي نوين خويش را برپا دارند و همچون ساير ملل متمدن دنيا از دنياي بربريت فاصله گرفته و متمدن گردند. ولي افسوس و صد افسوس كه بازهم اين آرزوهاي شيرين ملت افغانستان تبديل به ياس و نااميدي گشت و ما شاهد نمايش سناريوي از پيش طراحي شده خيانتپيشگان و رهزنان تاريخ بوديم كه در تاريخ همواره خيانت و خشونت پيشه گزيده و به سرنوشت مردم بازي كرده و مانع پيشرفت، تعالي رفاه، آسايش و ترقي كشور گرديدهاند.
اگر در گذشته، اين خيانتپيشگان حاكم بر تاريخ سياسي كشور، ملت را با شمشير يا تفنگ و سلاحهاي مختلفالنوع ديگر سلاخي ميكردند و رمق حيات را ازين ملت ميگرفتند؛ در دوران پسا طالبان و به اصطلاح حاكميت دموكراسي، توسط خيانت به آراي اين ملت و تقلب و دستبرد به روند شمارش آن، اقدام به دزديدن آراي مردم كردهاند. و ازين طريق به تاراج هميشگيشان ادامه و مردم را خلع اراده مينمايند. راي مردم، انديشه، اراده، شعور، و انسانيت مردمند و اگر كسي يا كساني ميآيند راي آنها را مصادره ميكنند در واقع شخصيت انساني وي را مصادره كرده است.
همانطوري كه در گذشته مردم، در برابر تهاجمات نظامي ، قتلها و كشتارهاي دسته جمعي آنان مقاومت كرده و ايستادگي نمودهاند، اين بار نيز در برابر اين تاراج وسيع و تهاجم گسترده ايستادگي كرده و مقاومت از خود به خرج دادهاند. نتيجه اين مقاومت و ايستادگي در برابر اين خيانت تاريخي كنار رفتن مهرهي بود كه مجري اصلي اين پروژه خيانت تاريخي بود. آقاي ضياوالحق امرخيل رياست دارالانشاي كمسيون به اصطلاح مستقل انتخابات، بالاخره مجبور به استعفا و كنار رفتن از مقام و موقعيت خود شد. اين آدمي متعصب پشتونگرا از فرط تعصب، كلمهي به زبانهاي رايج كشور گپ نميزد؛ با اينكه ميدانست كه ركن اعظم مردم افغانستان زبان ويرا متوجه نميشوند اما همچنان به زبان پشتو سخن ميگفت.
بالاخره فشارهاي سياسي و خيزشهاي مردمي نتيجه خود را داد و كنار رفتن وي را به ارمغان آورد و امرخيل را وادار كرد كه برود سراغ همان شغلي كه در نوار صوتي خويش گفته بود كه گوسفندان را به كوهها ببريد و چاق كرده برگردانيد. امرخيل بايد سراغ گوسفند چراني برود؛ اما نه گوسفند چراني از قبيل نوار صوتياش؛ بلكه سراغ گوسفند چراني واقعي. زيرا او شايستگي ماندن در پست كليدي و حساسي كه درياي از ايمان، صداقت، امانتداري، فهم و شعور را ميطلبد، نداشته و بر اساس سنت هميشگي خيانت تاريخي، براي خيانت برگزيده شده بود.
او، از روز اول بنا به گفته فضل احمد معنوي رييس پيشين كمسيون مستقل انتخابات، شايستگي اين مقام حساس را نداشت اما كرزي (سر سلسله خيانتپيشگان تاريخ معاصر كشور) او را براي ادامه خيانت تاريخي برگزيد تا همچنان اين سنت تاريخي را ادامه داده و اين خيانت تاريخي جريان داشته باشد.
كنار رفتن امرخيل از مقام، يك گام به جلو ملت براي مبارزه با تقلب و انحصارگرايي و جلوگيري از خيانت و جنايت است. اين پيروزي اميد و نويد ميدهد كه در دنياي امروز اگر مردم در صحنه بمانند و هوشيار و بيدار باشند؛ ميشود بر اين تقدير تاريخي (كه قدرت همواره در دست اوغان و شخص اول مملكت بايد از آن قبيله باشد)؛ فايق آمد و غلبه پيدا نمود و مردم مقدرات سياسي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي خويش را خود رقم خواهند زد.
Copyright © 2015 طرح نو. All rights reserved.