
واکنش تیکهداران، در یک سالگی امارت طالبان!
بعد از یک سال حاکمیت طالبان و تسلیم دهی قدرت توسط غنی و دار و دستهاش با حمایت آمریکا، مخالفان طالبان تا هنوز غرق در بیبرنامگی و در حال صبر و انتظارند. از طرفی ذهنهای راکد و منجمدشان توان درک و فهم محیط سیاسی و اجتماعی را ندارند و از طرفی دیگر تا هنوز همچنان فریب وعدههای فریبای دولت آمریکا و حامیان منطقهای طالبان را خورده و خواب روزهای خوش گذشته را میبینند. شانس خوب طالبان در این دوره حاکمیتشان این است که مخالفانشان به خاطر فساد گستردهیشان هم موقعیت مردمی و هم حمایتهای خارجی اعم از قدرتهای بزرگ و بازیگران بینالمللی و منطقهای را ازدستدادهاند. آنها به دلیل ناامیدی از اینها و ترس از درگیر شدن در یک کشمکش بیحاصل و نافرجام از مخالفان طالبان حمایت نمیکنند. در این مدت یک سال حاکمیت طالبان بر کشور، بر همگان هویدا گردید که نه طالبان ظرفیت و توان اداره کشور و پیشبرد مسایل پیچیدهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کشور را دارند و نه مخالفان طالبان ظرفیت همراه شدن و اتحاد و همسویی و خلق گفتمان نو برای فردای کشور را دارند.
تمام امید مردم کموبیش به احمد مسعود و جبهه مقاومت است که آنهم به خاطر مشکلات مالی و عدمحمایت تسلیحاتی و تجهیزاتی کشورها و نیز به علت سنگاندازیهای تیکهداران قومی و معاملهگران حرفهی تا هنوز چندان حضور چشمگیر و قابلتوجهی از خود نشان نداده است. با آنهم احساس میشود که مردم خسته از حاکمیت طالبان و منتظر تغییر، سعی میکنند امید خود را از احمد مسعود و جبهه مقاومت ملی از دست ندهند و به انتظار آیندهی خوش بنشینند و به خود تلقین نمایند که پایان این شب سیاه و تاریک صبح روشن آزادی و رهایی است. اینیک واقعیت انکارناپذیر است که تداوم جنگ چهلوچندساله یکی از عوامل بسیار تعیینکنندهاش دخالتهای کشورهای خارجی و اکمال هزینههای جنگ و درگیری از سوی آنها بوده است.
اگر حمایتها و دخالتهای کشورهای خارجی دور و نزدیک نمیبود نه مجاهدین در برابر شورویها میتوانستند به مقاومت و جنگ خود را ادامه دهند و نه بعد از پیروزی و سقوط دولت نجیب مجاهدین به جنگهای داخلی و منازعه قدرت، توان تداوم جنگ و درگیرهای گروهی را داشتند. طالبان نیز اگر در دور اول خود توانستند مجاهدین را شکست داده و بر کشور مسلط گردند به خاطر حمایتهای انگلیس، پاکستان و عربستان و سایر کشورهای عربی بود که ماشین جنگی و هزینههای سرسامآور آن را تامین میکردند. در طول بیست سال نیز که طالبان بعد از شکست سخت از آمریکا و نیروهای بینالمللی خوردند، دوباره خود را بازسازی و به صحنه جنگ و منازعه برگشتند به خاطر حمایت بیدریغ پاکستان، قطر و مسلمانان بنیادگرای کشورهای عربی و البته حمایتهای پشت برده آمریکا و هیات حاکمه کابل بود که توانستند هزینههای تسلیحاتی، تبلیغاتی، نیروهای نظامی و کارمندان استخدامی را تامین نمایند.
بعد از خیانت آمریکا به مردم افغانستان و معامله واگذاری قدرت به طالبان و مسلط سازی این گروه تروریست و خونآشام و فرار خفتبار مولوی غنی و متواری شدن مدعیان رهبری و تیکهداران قومی به کشورهای مختلف، یکی از علل بسیار مهم و قابلتوجه (در عین اینکه اینها نفوذ اجتماعی خود را ازدستدادهاند) عدمحمایتهای مالی، لجستیکی و سیاسی کشورهای مختلف ذیدخل در مساله افغانستان است. اگر کشورهای خارجی از باندهای جهادی که تجربه بیست سال حضور در حاکمیت را داشتند حمایت میکردند مردم افغانستان علیرغم بیاعتمادی و تجربه فساد گستردهی اینها، به خاطر فرار از سلطه طالبان از سر ناچاری باز به زیر پرچم اینها گرد میآمدند و سنگرهای جنگ را در برابر طالبان داغ میکردند اما شانس خوب طالبان در این دوره این است که هم مردم از سران باندهای جهادی خسته شدند و هم کشورهای دور و نزدیک اقبالی به اینها نشان ندادند. حال دلیل این امر چیست؟ بحث دیگری است که در این مقال مجال پرداختن به آن نیست.
احساس میگردد که بعد از کشته شدن رهبر القاعده در کابل آمریکا دوباره چراغ سبزی به این فراریهای معاملهگر نشان داده که اینها تازه منشور خود را منتشر و اعلان وحدت کرده و تحرکی از خود نشان دادهاند. این تیکهداران قومی و فرماندهان جهادی چنان دچار ضعف و حقارتاند که هیچ طرح و ابتکاری از خود نداشته و ندارند و باید کسی باشد که اینها را مثل کودک دستشان بگیرد تا اینها راه بیفتند. شاید آمریکا دوباره میخواهد دست اینها را بگیرد که اینها اقدام به چنین نمایشی کردهاند. به هر صورت چه آمریکا چراغ سبز داده باشد و یا در آینده نشان بدهد آنچه اینها کم دارند اعتماد مردم است. بنا به قول لطیف پدرام اینها منشوری را اعلان کردهاند تا مردم به خاطر آن منشور بسیج شده و به صحنه بیایند. مردم کشور نیک میدانند و بارها از اینها تجربه دارند که وقتی پای منافع شخصی، یا حزبی اینها از سوی طالبان و یا کدام جریان مخالف این منشور تامین گردد بهجز تعدادی اندکی، بسیاری اینها معلوم نیست که به این منشور وفادار باقی بماند. بههرحال آنچه از گذشته آموختهایم و یا باید بیاموزیم این است از میان اینها که گردآمدهاند فقط به کسانی اعتماد کرده و حمایت صورت گیرد که سابقه خیانت و معامله نداشته و پروندهاش پیش ملت سیاه نیست.
والسلام
Copyright © 2015 طرح نو. All rights reserved.