
دولت وحدت ملی؛ طرحی رضایت بخش اما مبهم
طرح دولت وحدت ملی هرچند در پرده ابهام گذاشته شد؛ ولی هم رضایتمندی را برای سیاستمداران به ارمغان آورد و هم برای توده مردم. این طرح و طرح بازشماری تفتيش آرا، التهاب ناشی از انتخابات را فرو نشانده قناعت و رضایت دو کاندیدا و هواداران آنان را به وجود آورد. فضای نسبتا آرام همراه با امید را در اذهان مردم خلق کرد تا هر دو طرف از حالت تدافعی خارج شده وضعیت عادي و طبيعي به خود بگیرند.
این توافق و دستاورد، محصول تلاش سازمان ملل، آمریکا، رسانههاي جمعی و… بود که موجب شد دو کاندیدا آسانتر دست توافق به هم دهند؛ اما چرا این طرح افشا نشد و در پرده ابهام گذاشته شد؟ چرا جانکری و نماینده سازمان ملل از دو طرف خواستند که هیچ سخنی از طرح دولت وحدت ملی به میان نیاورند؟ چه هراسی از افشای طرح دولت وحدت ملی وجود داشت ؟ آیا اگر بازنده این دور به عنوان مدیر اجرایی قرار بگیرد محدوده اختیارات آن تا کجاست؟ کاندیدای که پست مدیریت اجرایی را برای معاون خود وعده داده بود اکنون که بناست به کاندیداي بازنده داده شود آیا تنش ایجاد نخواهد کرد؟ پرسشهایی است که زمان میطلبد تا پاسخهای درست و روشن برای آن ارايه گردد. گمانهزنیهای اکنون و بیرون از دو طرف توافق، نیز نمیتواند واقعیت را آشکارا برملا کند، بلکه هر سخن و تحلیلی همچنان در حدِ حدس و گمان باقی میماند؛ ولی این طرح، علیرغم ابهام و مستوريتي که دارد، رضایتمندی همگانی را به وجود آورده است.
توده مردم که با مناظرهها و گفتگوهای دو کاندیدا و تحلیلگران دو طرف تحریک شده و به میدان آمده بودند، به صرف شنیدن طرح دولت وحدت ملی خون غیرتشان فروکش کردند، چون مردم جنگ دیده، غربت رفته و تحقیر شده ما، عزت و اقتدار خود را در گرو وحدت و همگرایی میبینند. از درد واگرایی خسته و رنجورند. همینکه خود را در افغانستان بازنده ندانند برایشان قناعتبخش و راضی کننده است؛ چون بازنده سیاست در افغانستان به معنای بازنده حق زندگی، شهروندی و انسان بودن است لذا هیچ هویتی نمیخواهد بازنده باشد. با طرح دولت وحدت ملی تمام هویتها احساس مشارکت، حق زیستن و در نهایت احساس رضایتمندی میکنند. خرسندند که دوباره به لجن و نکبتی گذشته غرق نخواهند شد. سایه نگونبختی این بار نیز از آسمان زندگیشان نه با درایت دانشمند کشورشان دور ميشود که بناست زمامداری کشور را به دست بگیرد؛ بلکه با نماینده کشوری حل ميشود که روحانیون و خطبای ما هر روز صدای مرگ و نفرین برایشان میفرستند.
اما رهبران سیاسی نیز از شکسته شدن بن بست انتخابات خرسندند. راضیاند از اینکه این پیکر زخم خورده دیگر باره آماج هدف قرار نگرفت و از پرتگاه سقوط به آرامی به عقب کشیده شد. هرچند دیرهنگام دانشمند جهان و مجاهد نستوه دریافتند که فقط هنر بحران آفرینی و بحران افزایی دارند نه مدیرت بحران و فهمیدند که هر کدام به تنهایی نميتوانند بر اسب چموش زمامداری بنشینند و یکهتاز برانند.
اما این رضایتمندی شاید ناشی از طرح ملی باشد که هم ابقای آنان را در قدرت تامین میکند و هم به نوعی به ثبات سیاسی منتهی ميشود. اگر سرخوشیشان ناشی از همین سهیم شدن در قدرت و قدرتسواری باشد که به پیشرفت و سربلندی کشور هم منتهی ميشود، گوارای وجودشان باد. و چه سعادتمند مردمی که رهبران آن به پیشرفت کشور و به عزت و شکوه شهروندان آن میاندیشند.
ولی کشوری که قانونگریزی و قانون شکنی در درون سیاستمداران آن نهادینه شده و هر فکری جز فکر قانونمداری را دارند نمیتوان آسوده خاطر بود. آنچه که باید با نگرانی دنبال کرد، چیزی ورای این لبخندهای به ظاهر ملیح و رفتارهای به ظاهر موقر و محترمانه است. دل شوره از اینکه مبادا هرکدام نقشههای برای اقتدار بیشتر از قانون نانوشته کشورداری داشته باشند. دغدغه از اینکه مبادا هرکدام تفسیری از قانون ارایه کنند که بناست در دو سال بعد تغییر کند. چه ضمانتی دارد که با تثبیت قدرت، حس خودخواهی و قومگراییشان گل نکنند. آیا به افرادی که حاضرند با هر حیله و نیرنگی بر سریر قدرت بنشینند، ميشود اعتماد کرد که در آینده روش و منش اخلاقی در پیش بگیرند. آیا ميشود به قانونمدار ای آنان دل بست. شاید رضایتمندیشان از این است که مسیر قدرت سواریشان با قانون نانوشته و در حال تغییر آسانتر و فرصت زمامداریشان بیشتر ميشود. شاید هم به این دلیل است که با رسیدن به ارگ ميتوانند هرگونه دست بردی به قانون بزنند یا آن را به دلخواه تغییر دهند.
بنابراین، طرح دولت وحدت ملی هرچند فرصت عبور از شرایط دشوار کشور را فراهم کرد. آرامش و امید را برای شهروندان آن به وجود آورد؛ ولی نمیتوان به احساس رضایت رهبران سیاسی دلخوش بود. امیدوارم نخبگان و فرهیختگان کشور با سطحینگری و تغافل از آن نگذشته و با دغدغه و نگرانی مسایل را پی بگیرند.
Copyright © 2015 طرح نو. All rights reserved.