کد مطلب : 2131
جمعه ۲۵ جوزا ۱۳۹۷ - ۲۰:۳۹
4343
یک دیدگاه
اصغر امیری

تغییر نام؛ یا بازگشت هویت به تاراج رفته؟

???? ??????
«معنای رهایی از اسارت قومی، درواقع اراده عمومی به تغییر تغییر است، یعنی بازگرداندن نام اصلی کشور که بر اساس غرض‌ورزی‌های غاصبانه قومی به تاراج رفته بود. خراسان تنها یک نام نیست، بلکه در اصل یک هویت است؛ هویتی که توسط دزدان قبیله به غارت رفته و اکنون باید بازگردانده شود. چرا خراسان را تغییر داده است، سهولت در غارت و تاراج مِلک و مُلک، عظمت فرهنگی و تمدنی این زمین به‌صورت بنیادی، اساسی­ترین اهداف اینجا به‌جای بوده است. این تغییر و در حقیقت این غارت، طبق قانون تاراج پیش رفته، پارلمان، لوی جرگه و سایر محاکم دولتی را نیز جزو قلمرو مغصوبه خود متصرف شده است.»

سخن از تغییر نام افغانستان در حقیقت سخن از بازگشت یک واقعیت به تاراج رفته است تا جابه‌جای صرفا نام یک کشور. این تغییر که اینک بسان نم‌نم باران بر کویر تفتیده اذهان سلطه پذیرانه ما در حال باریدن است، احیای دوباره لاله­های اصیل خراسانی را نوید داده و به استبداد زدایی از ساحت به اسارت رفتگی هویت خراسانی ما فرامی‌خواند. استبداد که خودش در به‌کارگیری نام (افغان) به‌جای (خراسان) فریب‌خورده استعمار انگلیس در دوره ابدالی بوده است، نام کشور را بی‌هیچ تصویب قانونی، غاصبانه و یغماگرانه تغییر داده است. با این شیوه هم شالوده دولت قبیله را پایه‌ریزی کرده و هم خراسان را با تمام شکوه تمدنی و تاریخی­اش اسیر و بلکه به غارت برده است. تطور و تحول نام خراسان به افغانستان، نه بر مبنای تغییر زمانی واژه­ها و تحول در ریشه­های زبانی و ادبیاتی، که در اصل در اثر یغما و غارت صورت گرفته است. این غارت، همسان با چپاول سرزمین، فرهنگ، تمدن و تمام داروندار خراسان زمین و هویت یک ملت متمدن خراسانی بوده است که ستمکاران و غاصبان قبیله هیچ تعلقی به آن نداشته است. بنابراین، سخن از تغییر نام کشور در اساس فراخوان همگانی برای دادجوی از یک واقعیت دربند و رهایی از اسارت قومی و استعماری است.

معنای رهایی از اسارت قومی، درواقع اراده عمومی به تغییر تغییر است، یعنی بازگرداندن نام اصلی کشور که بر اساس غرض‌ورزی‌های غاصبانه قومی به تاراج رفته بود. خراسان تنها یک نام نیست، بلکه در اصل یک هویت است؛ هویتی که توسط دزدان قبیله به غارت رفته و اکنون باید بازگردانده شود. چرا خراسان را تغییر داده است، سهولت در غارت و تاراج مِلک و مُلک، عظمت فرهنگی و تمدنی این زمین به‌صورت بنیادی، اساسی­ترین اهداف اینجا به‌جای بوده است. این تغییر و در حقیقت این غارت، طبق قانون تاراج پیش رفته، پارلمان، لوی جرگه و سایر محاکم دولتی را نیز جزو قلمرو مغصوبه خود متصرف شده است. پس اراده به تغییر تغییر (پس زدن تغییر غاصبانه و بازگشت به خراسان)، خواهان این است که خراسان دربند، و در حقیقت، هویت به اسارت رفته را از قید نام غصبی قبیله (اوغان) آزاد نمایند.

تغییر نام تنها راه‌حل نیست تا مردم از بن­بست­های ترور و آدم کشی رهایی یابند، بلکه اضافه بر آن، بازگرداندن هویت به تاراج رفته و نابود ساختن لانه فساد و گنجینه تمام مشکلات نیز می­باشد. این بازگشت دوسویه است که ازیک‌طرف خراسان در آغوش میهن زخمی و میهن مجروح در آغوش خراسان سوگوار آرام می­گیرد. اما خراسان از این‌که بخش عظیمی از شکوه و جلالت تاریخی و تمدنی­اش را ازدست‌داده، واقعا سوگوار است. پس تغییر تغییر چیزی را جابه‌جا نمی­کند، بلکه چشم‌انداز آن دادخواهی از بازگشت خراسان مغصوب در آغوش میهن پس از قرن‌ها رنج اسارت در قید قبیله است. آزادی خراسان از بند قبیله که غاصبانه در آن در اثر غارتگری محبوس مانده است، رسالت تاریخی هر نسلی است که خفگی آن را در زندان یغماگران قومی حس می­کند. طرح تغییر نام افغانستان یا همان تغییر تغییر، در حقیقت طرح شکستن زنجیر اسارت از پای خراسان و ارجاع دادن مردم به هویت اصلی‌شان است. چون آنچه از زندان قومیت بیرون خواهد آمد و آنچه از دست غارتگران پس گرفته خواهد شد، تنها یک نام (خراسان) نیست، بلکه هویت به یغما رفته مردم این سرزمین است. ازاین‌رو بر هر نسلی لازم است تا آگاهانه به استقبال آزادی خراسان رفته و هویت به تاراج رفته‌شان را بازیابند.

امتیاز:
(1) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
نظرات بازدید کنندگان
  1. با ادبیات فاخر وستودنی وبا چشم انداز بسیار بلند نگارش یافته که از این جهت سطح مقاله را در ارزش یابی بالا می برد. اما با توجه به وضع عمومی واجتماعی افغانستانی، عبارات تند و گاه کوبندگی هم دارد که ممکن است بین اقوام حساسیت های ایجاد کند. می توانیست با شیب ملایمتر ادامه پیدا کند.

دیدگاه شما خلیلی