
دولت وحدت ملی و تلاش برای فساد انحصاری!
دولت وحدت ملی غرق در فساد و تباهی است. این دولت خود بخشی از فساد حاکم و رایج در کشور است. متاسفانه مردم افغانستان اسیر این فسادپیشگان گشته و راه نجات و چارهی را نمییابند.!! عدهی معدودی که از افتادن در این فساد عمومی و ناهنجاریهای اجتماعی جان به سلامت برده و در میان توفان فساد و گرداب تباهی دست و پا نمیزنند هرچه تلاش و تقلا میکنند که از این مرداب تاریخی و فساد دایمی مردم و کشور را بیرون بکشند موفق نمیگردند. تا هنوز کوششهای صورت گرفته و تقلاهای به عمل آمده نتوانسته ره به جای برده و ذرهی بذر امید را بکارند و روزنه اصلاح را بگشایند و پنجرهی رو به آفتاب را باز نمایند و در دلهای خسته و نومید امیدی را بکارند. تمام تلاشها و امیده بستنها به بن بست خورده و شکستهای ممتد و پیاپی را در پی داشته است. دلیل این شکست و واماندگیها چیزی نیست جز گستردگی و واگیر بودن فساد در اندامهای اجتماعی سیاسی تاریخی اقتصادی و فرهنگی که دولت وحدت ملی عصاره و فشردهی این وضعیت و برآمده از عمق فساد سیاسی، اقتصادی، و فرهنگی کشور است.
دولت وحدت ملی یکی از شعارهایش مبارزه با فساد در بدنه دولت و حاکمیت است. اما پرسش اساسی این است که دولتی که خود محصول فساد است آیا میتواند با فساد مبارزه نماید؟! دولت برآمده از فساد آیا مصدر اصلاح شده میتواند؟! اگر پاسخ مثبت باشد معنی و پیامدش این است که دولت وحدت ملی خودش را نفی نماید و این سر از تناقض آشکار در میآورد. در این مساله شکی وجود ندارد که دولت وحدت ملی خودش یکی از عاملین ایجاد و تداوم فساد در کشور است. اما سخن این است که دولت وحدت ملی و در راس آن اشرف غنی برای چه منظور شعار اصلاح و مبارزه به فساد را مطرح میکند؟! امروزه شاید شهروندی که مدتی در تحت حاکمیت دولت وحدت ملی زندگی کرده باشد یافت نشود که به شعارهای این دولت باورمند باشد. برای اینکه مردم با تمام گوشت، پوست و استخوان خود رفتار دولتمردان و تیم خاص اشرف غنی را احساس کرده و به تجربه نشسته است. اشرف غنی و تیم او که شعار مبارزه با فساد را میدهد برای این است که شریکان در فساد را با این شعار کنار زده و فساد و چپاول را برای خودشان انحصاری کنند.
اشرف غنی از نظر شخصیتی یک آدم مستبد و خودکامه است. آدمی با این ویژگی شخصیتی به شدت انحصارگراست زیرا در ذات استبداد و خودکامگی انحصار نهفته است. شخصیت مستبد و خود کامه همانطوری که همه چیز را در انحصار خود قرار میدهد فساد را نیز انحصاری میخواهد. همان طوری که در قدرت شریکی را بر نمیتابد، در فساد و غارت و چپاول نیز حریف و رقیبی را تحمل نمیتواند. در شرایط کنونی آنچه دغدغه اصلی و محوری دولت وحدت ملی را شکل میدهد نه امنیت و نه معیشت شهروندان که چگونه به یغما بردن و غارت و دزدیدن سرمایههای ملی و مردمی است. اشرف غنی و تیمش از روزی روی کار آمدن و قبضه کردن قدرت تا کنون فقط برای مساعد ساختن و دایمی کردن زمینههای فساد برای خود و تیماش و بیرون راندن مفسدان غیر تیمی از سفره ملت تلاش کرده و میکنند. به همین دلیل یخن کشک میان تیم اشرف غنی و شرکای فساد پیشهاش همانند ضیا مسعود، دوستم، عطا محمد نور، محقق و ربانی به خاطر تقسیم و سهیم شدن در غارت و چپاول اموال و تصاحب مناصبی است که باید در اختیار مردم باشد و در واقع از آن مردم و متعلق به مردم است، نه مبارزه برای اصلاح امور و از میان برداشتن فساد و تباهی و بهبودی وضعیت ناگوار و رقتبار ملت. اگر اینها خواهان اصلاح امورند بهترین اصلاح این است که شرشان را از سر مردم کم کنند. چون حضور اینها در مسند قدرت اصلا خودش فساد و عین تباهی است. شاید فسادی بالاتر و عمل وقیحتر از حضور این جانیان و خاینان در هرم بالای سیاسی کشور نباشد. این مفسدان سازمان یافته بر مقدرات مردم و سرنوشت کشور مسلط گشته و تودهها را به اسارت گرفته و سرمایههای ملی را غارت و با جان، مال، ناموس و حیات مردم بازی کرده و به حیات ننگین خود ادامه و از خون ملت تغذیه میکنند.!!؟
متاسفانه در کشور ما فساد همه جانبه اعتقادی، سیاسی، اخلاقی، فرهنگی و …. رشد فزاینده داشته و همواره رو به فزونی دارد. فساد اعتقادی نتیجهاش پیدایش طالب، داعش، مجاهد و ملا در عرصه سیاست و قدرت است. فساد سیاسی نتیجهاش پیدا شدن دزدان غرب رفته و اما فرنگ ندیدهاند که با رای گوسفندی ادعای اصلاح کرده و شعار بر پایی دموکراسی میدهند.!! فساد فرهنگی نتیجهاش این است که فرهنگیان و مدعیان اندیشه و قلم در استخدام مفسدان و مستبدانی قرار گرفته و فساد و بیکارگی آنها را توجیه کرده و غلامان دربار گشته و سبب بازتولید فساد و دوام بدبختی و خونریزی، قتل و غارت و مصایب و آلام مردم میگردند. نتیجه فساد اخلاقی ناهنجاریهای عمومی و تجاوز به اموال، ناموس، عرض و آبروی افراد حقیقی و حقوقی است که در کشور بیداد میکند و هیچ کسی احساس امنیت جانی، مالی، ناموسی و… نمیکنند.!!؟
این وضعیت تلخ و ناگوار مهار کردنش بسیار سخت و دشوار است. این غده مزمن و این زخم چرکین که داروی درمانی برایش متصور نیست فقط یک راه درمان دارد و آن بیداری و آگاهی تودههای مردم و به صحنه آمدن و سازمان یافتن و مبارزه کردن با عناصر مفسدی که تنها هنر و قدرتش در نظم و سازمان یافتگیشان است. اگر تودهها همچنان بیتفاوت بمانند و منتظر اصلاح امور از جانب دولت باشند بدانند که تا قاف قیامت این آرزویشان برآورده نخواهد شد. برای اینکه خود دولت وحدت ملی کانون و محور فساد و مولد همه نوع تباهیهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در سطح ملی و بینالمللی است. کانون دردها دارالشفای خلق شده نمیتواند. مردمان صالح برای ریشهکنی و از میان برداشتن فساد و کوتاه کردن دست مفسدان باید به پاخیزند که وعدهای قرآن کریم وراثت بندگان صالح خداوند بر زمین است: وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُهَا عِبَادِی الصَّالِحُونَ(الأنبیاء/۱۰۵)
Copyright © 2015 طرح نو. All rights reserved.