
زندگی در مدار رشوه!
رشوهخواری در افغانستان، نهتنها قبیح نیست که به مدار زنگی مردم تبدیلشده است. مرکز این مدار دولت، و ادارات دولتی به مدیریت این مدار فاسد قالب میگیرند. آنهای که وارد این مدار شدهاند و یا تصمیمی ورود به آن را دارند، باید در مدار رشوه و رشوهخواری بچرخند . این بایدها، استنتاج شده از حکم الزامی خودمدار است که افراد خودآگاه و یا ناخودآگاه، با شوق یا اکراه، مدار رشوه را دور میزنند. در غیر این صوت خود از دور خارج خواهد شد.
مدار، متحرک و پویا مدیریت رشوه را جهت میدهد. سمتوسوی این مدار با مرکزیت دولت، عمدتا دو هدف را پی میگیرد؛ یکی قباحت زدایی از اصل رشوه و رشوهخواری و دیگری توجیه افکار عمومی بهعنوان منبع درآمد روزانه زندگی از طریق رشوه. در جهت نخست، حرکت در مدار رشوه موفق بوده است چنانکه هرگونه قبحیت دینی، فرهنگی و اجتماعی را از آن زدوده است. بر همین اساس، مرتکبان رشوه؛ این گناه بیجرم، نه از عقوبت دنیایی هراس دارند و نه از عقوبت اخروی. درواقع، در مدار رشوه و رشوهخواری، نه جرمی وجود دارد و نه جزای، نه زشتییی در کار است و نه شرمندگی را در پی دارد. ازاینرو است که رشوه در ادارات دولتی افغانستان زیر میزهای اداری مخفی نمیشود و از زشتروی خود احساس شرمندگی نمیکند، بلکه با لبخند تمام روی میز نشسته با جیبهای خالی مردم میرقصند. کارگزاران این مدار نیز بدون لکنت زبان بهصورت رسمی و علنی طالب رشوهاند و باافتخار از این طریق بنیان اقتصادی خودشان را متحول میسازند.
جهت دومی که مدار رشوه بهسوی آن پیش رفته است، توجیه افکار عمومی به سمت این مدار است. در پی این هدف، رشوهخواری خودش را از وضعیت ممنوعه خارج کرده و به این مدار فاسد ارزش منبع اقتصادی داده است. ازاینرو، ورود به مدار رشوه نهتنها هراسآور نیست که آرزوی هر فردی مشتاق به چرخیدن در این مدار فاسد است. لذا قرار گرفتن در این مدار، نه بهمنظور خدمت و انجاموظیفه که بهمنظور دستیابی و بهرهمندی از منابع مالی است که جیب مردم بیچاره را هدف میگیرند. در این قسمت مدار رشوه چنان ملایم میچرخد که رشوهخواری را بر همهکس تجویز میکند.!! مدار رشوه با قبحیت زدایی که داشته و با جلبتوجه افراد جامعه، دامنه کارکردش را عمومیت بخشیده و همه را در دایرهی خود وارد کرده است. ورود مردم به مدار رشوه به این وجه است که رشوه دادن تنها راهحل مشکل و تنها ابزاری برای خلاصی از سرگشتگی ادارات دولتی یعنی مدیریت رشوه است. لذا مردم توجیه شدهاند که مدار رشوه تغییرناپذیر است و مبارزه با آن بیمعنا خواهد بود. پس باید نگاهمان را تغییر داده و به رشوه نگاه اقتصادی داشته و دلواپس قبحیت آنهم نباشیم.
نتیجه این دو جهتگیری که از مرکز مدیریت رشوه یعنی دولت فرمان میگیرند، شایسته سوزی، مرگ استعدادها و فراهم نمودن لجنزاری از بسترهای کنش اجتماعی است. هرچند امروز راه ورود افراد به ادارات دولتی، رقابت آزاد است ولی واقعیت این است که راه اصلی همان رشوه است نه شایستگی و لیاقت. در رقابت آزاد معیار انتخاب افراد بهعنوان کارمند جدید، کام یابی در امتحان و اخذ نمره عالی در این رقابت است، اما چنین چیزی در مدار رشوه هیچ اعتباری نداشته و بیمعنا است. آنچه راه را برای افراد باز میکند، رشوه است نه نمره عالی، نه شایستگی و نه صداقت و درستی. اینجا است که برای شرکتکنندگان در رقابت آزاد، چه آنهای که نمره عالی آوردهاند و چه آنهای که زیر صفر قلم دواندهاند، همهچیز از سر گرفته میشوند. نقش رقابت آزاد، ادای مراسم مرکز مدار رشوه است ولی آنچه تعیینکننده است کمیت و کیفیت رشوه در عین بیرحمی ناشی از آن میباشد. پس زنگی ما در مدار رشوه میچرخد؛ یا رشوه میگیریم و یا رشوه میدهیم. این کنش و واکنش هردو در مدار رشوه بهصورت اضطرار رقم میخورد، جون مدار رشوه به گونهی دور میزند که ما را مجبور به چرخیدن در مدار خود میکند. بنابراین، راه بیرون رفت از این مدار فاسد، شکستن اصل مدار است، نه مبارزه با فساد اداری.
Copyright © 2015 طرح نو. All rights reserved.