گزارش تفصیلی همایش «شهید مزاری، جنبش روشنایی و مطالبات عدالت‌خواهانه»

کدخبر : 1705
شنبه ۲۱ حوت ۱۳۹۵ - ۱۸:۴۳

جلسه با اجرای جناب آقای جواد محقق و قرایت قرآن توسط دکتر عبد الحکیم کاظمی آغاز شد. در ادامه دکتر حسن محقق شعر خواند و ادامه برنامه میزگرد علمی با اجرای محمدی شاری و کارشناسی خانم دکتر رضایی، دکتر حلیمی و دکتر زکی اداوم یافت.

میزگرد شهید مزاری، جنبش روشنایی و مطالبات عدالت‌خواهانه:

محمدی شاری:

با درود به روان همه‌ی شهیدان جریان عدالت‌خواهی، به‌ویژه شهید عدالت و وحدت، شهید مزاری و سرداران شهید همراهش. در دوران معاصر گره کوری در حاکمیت کشور ایجادشده که دال مرکزی بحران مزمن کشور است. این گره بحران‌آفرین، تعریف هویت بر اساس هویت خونی‌-‌تباری است، که برآیند آن انحصارطلبی افراطی و سیاست حذف‌اندیشانه است.

در برابر اندیشه و سیاست تمامیت‌خواهانه حکومت، مقاومت‌ها و پایداری‌هایی شکل‌گرفته است. حکومت قومی در افغانستان تاکنون سه گونه سیاست برای اهداف تمامیت‌خواهانه اعمال کرده‌اند:

۱- حذف فیزیکی:

سیاست حذف فیزیکی و نابودی ملیت‌های غیر هم‌تبار حاکمیت، در مقاطع مختلف اعمال‌شده مانند دوران عبدالرحمان و طالبان.

۲- حذف فرهنگی:

سیاست حذف فرهنگی و تحمیل فرهنگی- زبانی از دوران امیر شیرعلی آغاز شده و تا دوران داوود خان ادامه داشته است.

۳- حذف هویتی:

تحمیل خرده هویت قومی به‌جای هویت ملی بر دیگران، در دوران جدید و با اطلاق عنوان افغان بر همگان آغازشده است.

در کنار سیاست حذف نرم و هویتی در دوران دموکراسی، حلقات داخل حکومت و مخالفان مسلح عرصه را بر ملیت‌ها و شهروندان افغانستان، از پایگاه قومیت تنگ کرده است که در برابر آن جنبش‌های اجتماعی تبسم و روشنایی با رویکرد اصلی عدالت‌خواهی شکل‌گرفته است.

خانم دکتر رضایی! در این شرایط، که باید تلاش حاکمیت به ایجاد ثبات و توسعه‌ی عادلانه معطوف باشد، جایگاه عدالت اجتماعی در دوران جدید چیست و هم‌چنین این حرکت‌های عدالت‌خواهانه چه جایگاهی در اندیشه شهید مزاری دارد؟

خانم دکتر ضیاگل رضایی:

من در مورد عدالت در توسعه‌ی متوازن صحبت خواهم کرد.

عدالت اساس نظام تکوین و تشریع است. عدالت فلسفه‌ی نبوت و دیانت است. انسان در اندیشه‌ی دینی، نه‌تنها عادل که باید مجری عدالت باشد. بر اساس آیات قرآن همه‌ی مردم، از همه اقشار جامعه باید در راستای برپایی عدالت تلاش کنند. اما اهل ایمان و مومنان وظیفه‌ی دوچندانی دارند که جهت عدالت‌خواهی بکوشند. عدالت‌طلبی، نتیجه‌ی اعتدال قوه‌ی عاقله انسان است.

شاخصه‌های جوامع توسعه‌نیافته، یکی انحصارگرایی و تمرکز قدرت و ثروت به نفع جمع خاص است و دیگر آن‌که برای برداشتن موانع و پایداری‌ها راه ترور و حذف فیزیکی را در پیش می‌گیرند. در شرایط کنونی در افغانستان، همان شاخصه‌های انحصارگرایی و رویکرد حذف فیزیکی وجود دارد که خود زمینه‌ی بروز جنبش‌های اعتراضی را به وجود می‌آورد.

محمدی شاری:

سپاس خانم دکتر رضایی که مبانی تیوریک داعیه‌ی عدالت‌خواهانه جنبش روشنایی را بیان کردید!

جناب دکتر حلیمی! جنبش‌های اجتماعی در شرایط بحرانی پدید می‌آید. با توجه به فرمایش خانم دکتر رضایی که شاخصه‌ی توسعه‌نیافتگی در حاکمیت کشور وجود دارد و با رفتار بحران‌آفرین حاکمیت زمینه‌ی ایجاد جنبش‌های اجتماعی فراهم می‌شود، جنبش روشنایی چگونه پدید آمد و مطالبات عدالت‌خواهانه‌ی جنبش چه نسبتی با اندیشه‌ی شهید مزاری دارد؟

دکتر حلیمی:

عرض تسلیت دارم به مناسبت بیست و دومین سالگرد سردار جنبش عدالت‌خواهی در افغانستان، رهبر شهید عبدالعلی مزاری و ستارگان همراهش و درود می‌فرستم به ارواح بلند شهدای جبهه مقاومت و عدالت‌خواهی، شهدای جنبش روشنایی و شهدای حادثه‌ای تروریستی اخیر در افغانستان.

قبل از ورود به بحث بررسی نسبت مطالبات عدالت‌خواهانه‌ی جنبش روشنایی با اندیشه رهبر شهید، به چند پرسش پاسخ می‌دهم.

۱- جنبش اجتماعی چیست؟

جنبش اجتماعی، یک کنش و تلاش جمعی برای تغییر روابط و مناسبات سیاسی و اجتماعی، رسیدن به وضعیت مطلوب از طریق روش‌های غیر هنجاری است.

در جنش اجتماعی، نارضایتی از وضعیت موجود، کنش جمعی، اهداف مشترک و بستر سیاسی نسبتا دموکراتیک، مطرح است.

۲-  جنبش‌های اجتماعی خوب است یا بد؟

دو دیدگاه وجود دارد:

یک) دیدگاه منفی: از این منظر، جنبش اجتماعی یک بیماری است که باعث اضطراب و نابسامانی اجتماعی می‌شود.

دو) دیدگاه مثبت: جنبش‌های اجتماعی باعث توسعه سیاسی فرهنگی و اجتماعی  کشورها شده و زمینه‌های خلاقیت، رشد استعداد و ظرفیت‌های انسانی را فراهم می‌سازد. کنشگران جنبش‌های اجتماعی درواقع مصلحان بزرگ جوامع هستند.

۳-  جنبش‌های اجتماعی، دارای چه ویژگی‌هاست؟

الف) غیرقابل‌پیش‌بینی است:

زمان و تاریخ وقوعش نامعلوم است نیاز به یک جرقه دارد مثل جنبش تبسم و روشنایی که با سربریدن چند مسافر مظلوم هزاره و تغییر خط لین برق توتاپ آغاز شد، توتاپ یک جرقه است نه کل هدف جنبش روشنایی.

ب) غیرقابل محاسبه است:

اکثریت کنشگران جنبش‌های اجتماعی، برای آرمان مشترک و بهبود کیفیت زندگی جمعی به صحنه می‌آیند نه منافع شخصی و فردی.

۳- غیر عقلایی است:

جنبش‌ها از مجاری غیررسمی و غیر هنجاری انجام می‌شوند نه از مجاری حکومتی و رسمی.

۴- بی‌سازمانی:

جنبش‌ها ساختار نیافته و بی‌سامان و فاقد رهبری است.

نکته‌ای قابل‌توجه اینکه: در این اواخر ادبیاتی چون عبور از رهبری، رهبر سازی و یا تحمیل رهبری، به‌شدت ذهن و فکر ما و شمارا آشفته ساخته است درحالی‌که طرح این مبحث در حوزه جنبش اجتماعی از اساس باطل است. جنبش به‌محض اینکه دارای رهبر و ساختار شود تبدیل به نهاد و حزب می‌گردد و ماهیت جنبشی بودن خود را از دست می‌دهد از سوی دیگر، رهبری به معنی نفوذ است نفوذ در پیروان و رهبری نه قابل‌عبور است نه قابل تحمیل و نه قابل ساختن است. رهبری واقعی در یک فرایند خاص شکل می‌گیرد پس نباید نگران جدی این موضوع بود.

۴- جنبش روشنایی یک جنبش مهم اجتماعی در افغانستان است چگونه با آن مواجهه کنیم؟

جنبش روشنایی یک واقعیت اجتماعی و تاریخی است، واقعیت را نه می‌توان انکار کرد و نه می‌توان ازش فرار نمود، بهتر است با یک واقعیت، برخورد خردورزانه و معقول انجام داد، از دستاوردهای آن به‌خوبی استفاده و ناشایستی‌های آن را مشفقانه نقد نمود. با تبلیغات مسموم، هیاهو، تهمت و افترا نمی‌توان کاری کرد.

۵- مطالبات عدالت‌خواهانه‌ی جنبش روشنایی، چه نسبتی با اندیشه رهبر شهید  دارد؟

برای توضیح این بخش، از سخن آلوین تافلر در کتاب موج سوم، استفاده می‌کنم که گفت: در میان حوادث و پدیده‌های تاریخی سه پدیده، همچون موج، تمام مناسبات و رفتارهای انسان‌ها را در تمام جهان تحت تاثیر قرار داده است.

موج اول: کشاورزی

موج دوم: صنعت

موج سوم: اینترنت

هیچ موضوعی به تاثیر گزاری این سه پدیده نمی‌رسد و …

جنبش عدالت‌خواهی در افغانستان را اگر بررسی کنیم، به لحاظ اهمیت، گستره و میزان تاثیر پذیری، دارای دو موج است:

موج اول: مقاومت عدالت‌خواهی سه‌ساله غرب کابل که اندیشه‌های رهبر شهید در این زمینه قابل تبیین و تفسیر است.

موج دوم: جنبش روشنایی در ادامه همان مطالبات.

این دو موج عدالت‌خواهانه، با اندیشه، طرح و تدبیر رهبر شهید مزاری پیوند خورده است.

مشترکات هردو جنبش:

۱- حلقه وصل هر دو جنبش شهید مزاری است دریکی خود شخصا حضور دارد و در دیگری پیروان بیدارش.

۲- هدف هر دو جنبش تامین عدالت اجتماعی، مشارکت سیاسی، احقاق حقوق و انکشاف متوازن و…است.

۳- هردو جنبش متکی بر خودباوری و آگاهی کنشگران آن است.

۴- هردو جنبش بر مناسبات، روابط، ارزش‌ها و نگرش‌های کل شیعیان و هزاره‌های افغانستان در سطح جهان اثر گذاشته است.

۵- هردو جنبش در انعکاس محرومیت‌ها و رساندن صدای دادخواهی هزاره‌ها در سطح جهان موفق بوده است.

بنابراین، به لحاظ ماهیت، اهداف و نتایج این دو جنبش از همدیگر جدا نیستند.  آخرین نکته اینکه: رهبر شهید در جریان جنبش عدالت‌خواهانه غرب کابل بر چهار اصل اساسی تاکید داشت:

۱- هدف‌داری و چشم‌انداز مشخص:

 امروز کسی نیست که با اهداف روشنی که رهبر شهید ترسیم کرده بود آشنا نباشد.

۲- متحد سازی:

رهبر شهید برای ایجاد وحدت شیعیان و هزاره‌ها شاهکاری نمود، آن‌هم در شرایط دشوار آن روزگار.

۳- تحمل و از خود گذری:

رهبر شهید برای حفظ مصالح شیعیان حتی دشمنان خونی و قاتلین خانواده‌ی خود را بخشید .

۴- قدرتمند سازی:

برای تحقق اهداف عدالت‌خواهانه، نیاز به قدرت علمی، نظامی و اقتصادی است و رهبر شهید در این زمینه نیز، کارهای درخور تحسین انجام داده است.

ان‌شاءالله که اصول یادشده و شاخص‌های موردنظر رهبر شهید را هرگز فراموش نکنیم.

محمدی شاری:

سپاس فراوان جناب دکتر حلیمی!

جناب دکتر زکی! با توجه وضعیت اکنون کشور، شیوه‌ی مبارزاتی و دستیابی به اهداف تحقق عدالت و احقاق حقوق شهروندان کشور، چه شیوه و تاکتیکی می‌تواند عدالت‌خواهان را به اهدافشان برساند؟ برخی باور دارند به دلیلی که هزاره‌ها در سده‌های اخیر از سوی حاکمیت طرد شده، قتل‌عام شده و تضعیف‌شده‌اند، در ناخودآگاهشان تضاد با حکومت دارند و یک نوع تجزیه روانی از حاکمیت بر روانشان حاکم است، به همین دلیل به سمت مخالفت با دولت کشیده می‌شوند. پرسش این‌که با توجه به نگاه حاکمیت به مساله مشارکت اقوام که نقش هزاره به حدود دو و نیم تا سه درصد کاهش‌یافته، آیا از راه درون سیستم بهتر می‌توان به اهداف توسعه و عدالت رسید و حرفی نزد تا دولت سایر پروژه‌ها را کنسل نکند یا حمایت کند؟ یا این‌که بر اساس تفکر شهید مزاری باید در تصمیم‌گیری‌های کلان کشور باید سهیم بود. آیا جنبش روشنایی و دولتی‌های می‌توانند تکمیل‌کننده‌ی رسیدن به اهداف عدالت‌خواهانه باشند؟

دکتر محمدباقر زکی:

مطالبات عدالت‌خواهانه باید هم از درون و هم از برون حکومت پیگیری شود. پیگیری مطالبات در برون سیستم به معنای ساماندهی قدرت اجتماعی برای اعمال فشار بر حاکمیتی است که به همه‌چیز نگاه مالکانه و انحصاری دارد؛ پیگیری مطالبات از درون سیستم تاکید بر گفتگو و مذاکره است. آنجا که منافع ما از طریق گفتگو تامین شود، پرهیز از آن موجه نیست.

اصل سخن من این است که ما در افغانستان پس از طالبان فهم درست از منطق حاکم بر سیاست کشور نداشتیم، از همین رو در کنش سیاسی چه در خارج از سیستم و چه درون سیستم موفق نبودیم و نیستیم. ما درک درستی از قاعده بازی سیاسی در میدان سیاستی به نام افغانستان نداشتیم. قاعده بازی سیاسی و منطق حاکم بر سیاست در افغانستان مساله محوری است؛ به این معنا که کنش سیاسی در این کشور، مبتنی بر مساله آفرینی بالفعل یا بالقوه انجام می‌شود و امتیازات نیز بر اساس همین فرمول توزیع می‌شود. دخالت غرب در افغانستان و برانداختن طالبان برآیند مساله شدن خود افغانستان بود. افغانستان به یک مشکل بین‌المللی، به‌ویژه برای آمریکا و غرب تبدیل‌شده بود؛ یازده سپتامبر رخ داد. به دنبال آن امتیازات سیاسی بر اساس ظرفیت مساله آفرینی اقوام افغانستان توزیع شد. کسانی بیشترین امتیاز را گرفتند که بالاترین ظرفیت مشکل‌آفرینی را داشتند. در نقطه مقابل این استراتژی، سیاستمداران ما راه نجات را در تقرب به مدعیان مالکیت قدرت دیدند. درنتیجه در نگاه رقیبان تمامیت خواه، محرومیت ما از حقوق و امتیازات سیاسی موجب هیچ تهدید و چالشی برای آن‌ها محسوب نمی‌شود؛ درنهایت آنچه رخ می‌دهد محرومیت مردم و «مسافر» بودن کسانی است که به نمایندگی از آن‌ها در حکومت حضور نمادین دارند.

اکنون راه‌حل در تغییر رویکرد کلی است؛ باید کاری کرد که در محاسبات انحصارگران محرومیت مردم ما موجب پرداخت هزینه محسوب شود. نخست توده مردم که تا حدودی به آگاهی اجتماعی و سیاسی دست‌یافته‌اند سازمان‌دهی شود. دستکم چنین سازمان‌دهی در سطح سازمان‌های مردم‌نهاد محلی ممکن است و عملا نیز کم‌وبیش در قالب شوراهای محلی و منطقه‌یی شکل‌گرفته است. ثانیا دادخواهی ما محدود به لین برق توتاپ نشود، سطح مطالبات را بالا ببریم تا هم فرصت چانه‌زنی فراهم شود و هم اشتراکاتمان با سایر اقوام را بیشتر کند؛ تغییر ساختار نظام  بر اساس طرح شهید مزاری می‌تواند یکی از این مطالبات باشد. ثالثا، در حال حاضر که حکومت نمی‌تواند یا نمی‌خواهد امنیت مردم ما را تامین کند، باید خود ما سازوکار تامین امنیت را برای خودمان فراهم کنیم.

سخنرانی استاد برهانی غزنوی:

با تسلیت بیست و دومین سالگرد شهادت شهید مزاری، صحبتم را با تیوری عصبیت دانشمند برجسته جهان اسلام، ابن خلدون آغاز می‌کنم. در اندیشه ابن خلدون حاکمیت را سه گونه می‌داند. به هر میزانی که عصیبت پر رنگ باشد، حکومت دوام خواهد یافت:

۱- عصبیت قبیله‌ای

این نوع حاکمیت، عقب‌مانده‌ترین نوع حکومت چون تنها منافع یک فرد قبیله مدنظر است.

آسیب نوع حکومت، آن است که اگر رییس حکومت برای تامین منافع شخصی با قوم خود درگیر می‌شود و عصبیت قومی از بین می‌رود.

۲- حاکمیت رنگین‌کمانی

در این حکومت، عصبیت قبیله‌ای وجود دارد و هم خردمندی. بر اساس خردمندی درک می‌کنند که اگر به منافع سایر اقوام احترام نگذارند، حکومت تداوم نخواهد یافت. مجبور است به منافع دیگر آسیب این حکومت، فرورفتن رییس حکومت در دام منافع قومی است. درنتیجه سایر اقوام در برابر حکومت خواهد ایستاد.

۳- جامعه متمدن و ایده‌آل

افراد جامعه عصبیت را کنار گذاشته و برای تداوم حکومت، به قانون تمسک می‌کنند.

آفت این حکومت، رویکرد به عیاشی و خوش‌گذرانی.

در افغانستان که در سال ۱۷۴۷ احمدخان ابدالی حاکم شد تاکنون حکومت قومی و خانوادگی حاکم بوده است. رییس قبیله منافع دیگر اقوام را تضییع می‌کند. در افغانستان دموکراسی نیست، حاکمیت قبیله‌ای وجود دارد.

شهید مزاری به‌عنوان رهبر حزب وحدت وارد عرصه سیاست شد و در بدترین شرایط جنگ‌های داخلی از حقوق همه‌ی مردم و ملیت‌ها را می‌خواست. حق قوم خود را هم می‌خواست. شهید مزاری شعارهای بزرگ مطرح کرد که حکومتی با قاعده‌های وسیع ایجاد شود و قانون اساسی حقوق همه را تامین کند.

مردم ما در طول سال‌های دموکراسی عالی‌ترین نمونه‌های رفتار مدنی را از خود به نمایش گذاشته‌اند. در تظاهرات جنبش تبسم و جنبش روشنایی، به سربازان گل دادند، شهر را پاک‌سازی کردند و… اما رییس قبیله صدایشان را نشنید. در مساله جنبش روشنایی، سران قبیله در بدترین شرایط مردم را تنها گذاشتند. مردم و عدالت‌خواهان را تنها در میدان گذاشتند.

در گردهمایی ۱۳ حوت مردم نشان دادند که مردم بزرگ‌تر از آن هستند یکی دو نفر آنان را به میدان بکشانند. این شعور و بیداری مردم را تبریک می‌گویم. وظیفه‌ی ما به‌عنوان طلبه و روحانی چیست؟

جنبش روشنایی که نتیجه آگاهی و بیداری مردم است، دوستان و بزرگان آنان را با مارک بی‌دینی و انحراف و… از میدان بیرون نکنند. خود را با جامعه فقیر خود نزدیک کنند. بین این سرمایه‌های وسیع، موترهای زره‌پوش و این کش‌وفش و مردم هیچ سنخیتی وجود ندارد. متهم کردن آنان به براندازی کار درستی نیست. شما که وارد حکومت هستید بگذارید عده‌ای اپوزیسیون باشند. همین مقداری که امسال بودجه به هزارستان اختصاص داده‌شده، از برکت همین حرکت‌های اعتراضی جنبش است. قبلا از ۱۳۰ میلیارد دالر کمک‌های جهانی چه چیزی به ما رسیده؟ بزرگان ما تجربه‌ی خود را در اختیار جنبش قرار دهند و علما و دانشمندان جنبش را از نطر تیوریک حمایت کنند. همه آگاهانه و متحد در راه رسیدن به اهداف عدالت‌خواهانه حرکت کنیم. و من الله التوفیق!

تهیه و تنظیم: ستاد مردمی جنبش روشنایی قم

۲۱/ ۱۲/ ۱۳۹۵ش.


Copyright © 2015 طرح نو. All rights reserved.