
نسبت مدعیان وراثت رهبری با شخصیت شهید مزاری!!
شهید مزاری به علل و دلایل زیاد در میان مردم محبوبیت پیداکرده و از مقبولیت عمومی برخوردار هست. این محبوبیت و این مقبولیت را مرهون رنجها، دردها، ایثارگریها، فداکاریها و شهامتها، از خود گذریها و بالاخره شهادت مظلومانهاش هست. در شرایط کنونی کمتر هزارهای یافت شود که به دلسوزی، تعهد، ایثار، تقوای مالی و از خود گذری وی باور نداشته و او را دوست نداشته باشد. ازاینرو مزاری اکنون نهتنها بابه قوم خود است که آهستهآهسته اقوام دیگر نیز به حقانیت آرمانهای وی پی برده و به شخصیت بالا و به اسطوره بودن وی خصوصا در زمینه زهد و پرهیزگاری مالی اعتراف کرده و وی را دوست میدارند. در این میان عدهای رندانه و از روی فرصتطلبی و بهرهبرداریهای سیاسی از نام و عنوان وی استفاده کرده و خود را وارثین آن شهید جا زده و به مناسبت سالگرد شهادتش مراسمی را دستوپا کرده و اشک تمساح ریخته و بهجای تجلیل از وی، عقدههای اجتماعی، کمبودهای شخصیتی خود را به نمایش گذاشته و از حضور مردم به خاطر آن پیر پشمینهپوش استفاده سو کرده و از خویش تجلیل به عمل میآورند.! این رفتار آنها چنان ناشیانه و اینسو استفاده آنان چنان وقیحانهاند که انسان وقتی حرکات و سکنات، ژستها و اداها، سخنرانیها و مانورهای آنان را مشاهده میکند شرمنده میشود و از اینکه چه آدمکهای با چنین عقدههای متراکم اجتماعی و با چنین حقارتها و اسارتهای مزدحم شخصیتی، بر سرنوشت مردم مسلط گشته و در انظار عموم بهعنوان رهبر مردم هزاره شناختهشده و عنوان نمایندگی این مردم در حاکمیت را یدک میکشند و به قول خودشان به کشوفش مشغول و سر تقسیم پوچاق خربزه چوکی ثروت زا اما بدون توانایی اجرا، باهم درگیرند انسان از خجالت و شرمندگی آب میشود.!!!!
وقتی انسان پیرامون اینکه (آخر میان شهید مزاری و این مدعیان پیروی و وراثت، چه نسبت و چه مشابهتی وجود دارد) اندک تامل و مختصر اندیشهای مینماید به این نتیجه ضروری و به این باور فوری میرسد که میان آن شهید بزرگوار و این مدعیان یار غار، مشابهت و نسبتی وجود ندارد که هیچ، بل میان اینها و آن شهید بزرگوار به وسعت یک دنیا فاصله هست و اگر با نسبتهای چهارگانه منطقی تعیین نسبت کنیم میان اینها و آن پیر پشمینهپوش، تباین کلی وجود دارد. اگر کسی و یا کسانی ادعای وراثت میکند و خود را ادامهدهندگان خط و شخصیت او را الگوی رفتاری خویش معرفی مینمایند باید حداقل بهرهای از کمال شخصیتی او برده و ذرهای از جمال معرفتی او را به همراه داشته باشند تا ادعای پیروی و ادامه دهندگی راه مزاری از آنان مقبول افتد. اینهایی که ادعا دارند که در امتداد خط شهید مزاری قرار داشته و ادامهدهندگان راه او هستند باید ویژگیهای منحصربهفرد و خصوصیات آن رادمرد را در خویش پرورانده باشند تا رفتارهای مزاریگونه داشته باشند. در حالی هیچ ویژگیای از ویژگیهای آن شهید همیشه جاوید را نمیتوان در کاراکتر شخصیتی اینها جستوجو کرده و بیابی.!!! مدعیان وراثت رهبری، این تیکه داران قومی و این منادیان ادامهدهندگان خط مزاری نه ازنظر شخصیتی در حوزه خصوصی و نه ازنظر تعقیب کردن و ادامه دادن خط سرخ عدالتخواهی با شهید مزاری قرابت و شباهتی دارند.
۱- حوزه خصوصی
در حوزه خصوصی ویژگیها و خصوصیات شخصیتی شهید مزاری منحصر به خود او بوده و اینها ذرهای هم از دریای زلال و چشمه جوشان شخصیت او کسب نکرده و هیچ نسبتی با وی نمیتوانند داشته باشند. زیرا مزاری درد مردمی داشت و متعهد به مردم و سرنوشت جمعی بود اینها درد شخصی دارند و متعهد به سرنوشت شخصی و خانوادگی. مزاری قدرتطلب و چوکی پرست نبود و برای پوچاق خربزه قدرت و شیمه ریاست تلاش نمیورزید اینها برای یک عنوان خالی و داشتن یک معاونت کذایی بدون توان اجرایی و رسیدن به کشوفش ظاهری تمام حیثیت و اعتبار خود و مردم را به حراج زمان گذاشته و به تاراج غمان بردهاند. مزاری ثروت کیش و معیشت اندیش نبود اما اینها بهجز از افزودن به ثروت و چاپیدن اموال ملت اندیشهای دیگری ندارند. مزاری عیاش نبود تا همواره تجدید فراش نموده و خوابهای زن خارج از محدوده مجاز شرعی خود را ببیند اما برخی این مدعیان رهبری، حرمسراهای آراستهاند که نظیر آن را فقط در افسانههای شاهان اساطیری میتوان یافت.
مزاری سادهزیست بود و ساده زیستی وی چه در پوشش لباس و چه مصرف غذا و شرکت در مجالس و برپایی مهمانیها نمایان و هویدا بود. اما این مدعیان میراثداری، از چپن گرفته تا دستار و کفش و از شرکت در مهمانیها گرفته تا برپایی ضیافتهایشان سرشار از اشرافیت و اسرافیتاند و به تعبیر قرآن کریم اینها ازجمله ملاءها، مترفها، و رهبانهای جامعه امروزی هستند. این سه چهره حاکم بر تاریخ (ملاء، مترف، رهبان) را، که در برابر مستضعفان قرار دارند و همواره مردم را به استضعاف میکشانند در سیمای این مدعیان رهبری و در وجنات این میراثداران مزاری میتوان دید و آن سه چهره طاغوتی (ملاء، مترف، رهبان) در سیمای تکتک رهبران جهادی و مدعیان میراثداری مزاری جمع گشته و نمود یافتهاند.
امروزه تمام رهبران جهادی و خصوصا مدعیان میراثداری مزاری نمود عینی ملاء (قدرت سیاسی) مترف (قدرت اقتصادی) رهبان (قدرت مذهبی) میباشند و اینها هرکدامشان یک چهرهاند که در چند چهره ظاهر گشتهاند. ظهور و نمود یافتن چهرههای ملاء، مترف، رهبان در سیمای اینها چنان روشن و هویداست که چشم هر بیننده و گوش هر شنونده را به حیرت و تعجب وامیدارد.!! درواقع اینها وارثان مزاری نه که وارثان آن سه چهره حاکم بر تاریخ (ملاء، مترف، رهبان) اند که در برابر مستضعفان و توده مردم قرار دارند و مزاری رهبر مستضعفان و عدالتخواهان بود که با این سه چهره و در برابر این سه پایگاه جبهه گشوده و مبارزه کرد تا اینکه جان خویش را هم در همین راه در طبق اخلاص گذاشت و عروج نمود. خلیلی، محقق، و… هم ثروت دارند و هم در قدرت سیاسی شریک و هم عنوان آخوندی (رهبانیت) را یدک میکشند و مخالفان و جوانان بیبوریا را هم به بیبوریا بودنشان شماتت میکنند و هم انگ بیدینی و اتهام ضد اخلاقی زده شرابخوار، بینماز و…. خطاب میکنند.!!؟؟
در حوزه خصوصی صفات زیادی را میتوان بر شمرد که مزاری دارا بود و این مدعیان وراثت دارا نیستند. از جمله مزاری راستگو و درستگو بود و اینها دروغگویان بیشرم و بیحیای هستند که هر روز به مردم یک دروغ را تحویل داده و فریب میدهند. مزاری ایثارگر و از خود گذر بود اما اینها فرصتطلب و خود محور. مزاری دلیر و شجاع بود ولی اینها ترسو و جبون. مزاری مرد عمل و کردار بود اما اینها مرد حرف و پفپتاقهای خروار در خروار. و….
۲- حوزه عمومی
در حوزه عمومی شهید مزاری هرگز به آرمان و خواستهای مردم خود پشت نکرد. او خود را وقف و حتی فدا برای تحقق خواستها و مطالبات مردم خود نمود. اما این حضرات، آرمان و مطالبات مردم را قربانی مطامع دنیایی خود نمودهاند که هیچ؛ حتی حیات و ناموس مردم را هم به معامله گرفته و برای خواستهای شخصی و مطامع دنیایی خودفروخته و بهای آن را در کیسه همواره تهی خودها ریختهاند که همانند «توبره سادات گشتگر» هرگز پر شدنی هم نیست.!! اینها همچون آن سید پیر خود، خروس سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی مردم را دزدیده و در زیر چپنهای خود پنهان نموده و به مردم پوزخند هم میزنند که خروس سرنوشت مردم اگر اذان دادنی باشد در زیر چپن آنها نیز اذان خواهد داد.!!
شهید مزاری به مردم خود احترام شدید قایل بود و هیچوقت و در هیچ شرایطی به مردم و حتی به دشمنان و مخالفان خود توهین نکرد. اما این بهاصطلاح مدعیان وراثت، به مردم خود توهین کرده و چشم ابلق میکنند. اینها جرات ندارند که به دشمنان قسمخورده مردم چپ نگاه کرده و نفسی بکشند اما سر مردم خود همواره نهتنها چشم ابلق کرده که همواره تندترین، زنندهترین توهینها، تهمتها و دشنامهای ابلهانه را نثار کرده و میکنند. خوب یادم هست دو سال پیش امرالله صالح اتهامات سنگینی علیه محقق مطرح کرده و ادعا کرده بود که او با استخبارات یکی از کشورهای همسایه ارتباط دارد اما وقتی محقق دریکی از تلویزیونها ظاهر شد و در رابطه با ادعاهای امرالله صالح از او پرسش به عمل آمد، او نهتنها هیچ دفاعی از خود نکرد بل با نهایت ذلت و خواری به چاپلوسی و ماستمالی پرداخت و جهت استمالت او سخن گفت و برای دلجویی وی به چاخان کردن مبادرت ورزید.!!! اما همین آدم در جنبش تبسم که همه مردم از خیرخواهان و نیکاندیشان نسبت به وی بودند با چه توهین و تحقیری با مردم برخورد نمود و چه عکسالعمل ابلهانهی از خود بروز داد که مردم را شرمنده و دادخواهان را سرافکنده کرد.!!
در جنبش روشنایی اینها با چه مکر و حیله و با چه نیرنگ و تزویر خود را دلسوز به سرنوشت مردم جا زدند و شعارها سر دادند و سخنرانیهای غرایی ایراد نمودند و سخن از مقاطعه با دولت گفتند اما همینکه اندک چراغ سبزی از سوی ارگ نشان داده شد تمام حرفها، شعارها، لافها و گزافهای خود را فراموش کردند و رفتند و مردم را تنها گذاشتند. به تنها گذاشتن هم اکتفا نکردند بل تیغ از نیام برکشیدند و کمر به قتل و حذف روشناییان بستند و کردند آنچه باید نمیکردند که همه مردم عزیز در جریان هستند و فراموش نکردهاند.!! تا هنوز نه محقق و دانش و نه کریم خلیلی و غلامانشان به افکار عمومی و مردم عزیز پاسخ روشن و قانع کننده ندادهاند که چه شد که عقب نشینی کرده و مردم را تنها گذاشتید؟! محقق و دانش که سخن از مقاطعه و خارج شدن از دولت زده بودند چه شد که به طرح بدیل رو آورد و به آن قناعت کردند؟!! کریم خلیلی اگر کاسهای زیر نیم کاسه نمیداشت چرا در آخرین لحظات مردم را تنها گذاشت.؟!! آیا تاخیر انداحتن زمان برگزاری تظاهرات این قدر اهمیت داشت که شقاق و و نفاق را در جبهه عدالتخواهی توجیه نماید؟! اگر بگویند که به خاطر جلوگیری از حادثه دهمزنگ ارزش داشت که تظاهرات به تاخیر میافتاد اما حرف این است که شما که خبر نبودید که در دوم اسد حمله انتحاری صورت میگیرد. اصرار شما برای تاخیر انداختن تظاهرات، به خاطر مذاکره با دولت بود نه مسایل امنیتی. اگر خبر داشتید و یا احتمال زیاد میدادید که در دوم اسد انتحاری صورت میگیرد چرا به مردم واضح و شفاف در میان نگذاشتید؟!!
آیا شهید مزاری اینگونه دغلباز بود که شما مدعیان وراثت چنین دغلبازی و نیرنگبازی را در پیش گرفته و فقط سود و زیان شخصی و موقعیت باندی خود را در نظر میگیرید؟! آیا تجلیل شما از شهید مزاری و سالگرد گرفتن برای مرد صادق و استوار تاریخ، مانند تجلیل کردن دزدان سر گردنه و آدمکشان جانی از یک شخصیت والا و برجسته نیست؟! شما خاینان و معاملهگران سرنوشت مردم چی ربطی با بابه دردانه و چی نسبتی با آن شخصیت فرزانه دارید.؟!! سالگرد گرفتن و تجلیل کردن از یک شخص را یا باید وارثین نسبی و یا وارثین شخصیتی و مرامی وی انجام دهند. شما که نه از وارثین نسبی و نه از وارثین شخصیتی و مرامی آن شهید جاوید میباشید؟! پس چرا و برای چی میآیید از کسی تجلیل به عمل میآورید و برای کسی سالگرد میگیرید که هیچ نسبتی با وی ندارید؟؟!! اگر بگویید که ما نسبت حزبی داریم باز هم دروغ گفتهاید. برای اینکه حزب وحدت که میراث آن محبوب دلها بود دیگر وجود ندارد و شما تکه تکه و پاره پاره کرده و به یغما بردهاید و تبدیل به باندهای مافیایی برای دزدیدن سرنوشت سیاسی و غارت سرمایه اجتماعی و تباهی عزت و حیثیت مردمی کردهاید.!!
بنا بر این از هر زاویه و از هر روزنهای که بنگریم «میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است»
میان این مدعیان وراثت مزاری و میان شخصیت مزاری و هم چنین شخص مزاری هیچ نسبت و هیچ قرابت و شباهتی وجود ندارد. اینها همانطوری که سرنوشت مردم را دزدیده و به غارت برده و به بازار دلالان سیاسی و معاملهگران مقدرات تاریخی و قاچاقبران سرمایه اجتماعی میفروشند؛ نام و عنوان شهید مزاری را نیز به عنوان دستمایه اجتماعی به بازار خریداران سیاسی برده و به فروش میرسانند و بهای گزاف آن را به حضرت جیب سپرده و خدمت به خود و خانواده مجلل و مکرم خود مینمایند.!!؟؟ این مدعیان وراثت شهید مزاری بزرگترین دلالان و معاملهگرانی هستند که سرنوشت سیاسی، اقتصادی، امنیتی، و… مردم را دزدیده و به گروگان گرفته و آن را میفروشند و صاحب ستاره در آسمان و بوریا در زمین شده و به کشوفش خود مشغول و به این قماربازی سرگرم و از این کار خودها خوشحالاند و مسرور.!!
Copyright © 2015 طرح نو. All rights reserved.